مدیریت رسانه

 چكيده

سازمان‌هاي رسانه‌اي با توجه به ويژگي‌هاي خاص خود مستلزم مديريتي متفاوت‌اند. از اين‌رو «مديريت رسانه» به عنوان حوزة مطالعه و تحقيق جديد پا به عرصه گذاشته است. اين مقاله برآن است تا با طرح ديدگاه ‏ها و رويكردهاي مختلف نسبت به مقوله مديريت رسانه به بررسي چيستي موضوع بپردازد و ابعاد آن را روشن نمايد. ضرورت اين امر از آنجا ناشي مي‏¬شود كه به‌رغم گذشت چندين سال از شكل¬گيري و راه¬اندازي مديريت رسانه به عنوان يك رشته علمي و دانشگاهي هنوز تعريف روشن و مشخصي از آن وجود ندارد و اختلاف نظر بر سر قلمرو آن بسيار است. به اين منظور در اين مقاله سعي مي‌شود ضمن طرح ديدگاه¬‏هاي مختلف، تعريفي نسبتاً جامع و مشخص از اين مفهوم ارائه گردد.


مقدمه


رشد چشمگير انواع رسانه‏هاي جمعي در چند دهة اخير و افزايش نقش¬‏هاي اجتماعي آنها باعث شده است كه آنها از ابعاد مختلف مورد مطالعه و تحقيق قرار گيرند و يكي از مهم‌ترين اين ابعاد بعد مديريتي رسانه‌هاست. رسانه‏هاي جمعي از آغاز به عنوان يكي از نهادهاي مؤثر و مهم در جوامع نقش¬آفريني كرده‌اند و در تمامي ابعاد زندگي اجتماعي اعم از اقتصاد، سياست، فرهنگ و... اثرگذار بوده¬اند. اين اثرگذاري در يكي دو دهة اخير به حدي رسيد كه توجه مديران و متوليان امور جوامع را به خود جلب كرده و آنها را در جست‌وجو براي يافتن شيوه‌‏هاي مؤثر و كارآمد مديريت و راهبري اين دستگاه¬‏هاي عظيم به تكاپو انداخت. در اين ميان كشورهاي غربي و به ويژه ايالات متحده كه همواره از قدرت بي¬بديل رسانه¬‏هاي خود در جهت پيشبرد طرح¬‏ها و برنامه‏هاي مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و... بهره گرفته¬اند، ضرورت تحقيق و مطالعه و سرمايه‏گذاري بر روي مقوله «مديريت رسانه» را احساس كرده‌اند. بدين ترتيب موضوع «مديريت رسانه» از دهة 90 وارد حوزه¬‏هاي علمي و دانشگاهي شد. البته نبايد از اين نكته غافل شد كه روند تخصصي شدن در تمامي علوم، از جمله مديريت نيز در اين ميان بي¬تأثير نبوده است.
مطالعة پيشينه تحقيق در مديريت رسانه نشانگر آن است كه داراي ادبيات غني و گسترده‌اي نيست و بر پايه مباحث تئوريك رشته‌هاي مهم و كاربردي مديريت و ارتباطات استوار است. اغلب مباحث مطرح شده در زمينة مديريت رسانه با توجه به خاستگاه اين رشته علمي و ماهيت نظام رسانه‌اي غرب داراي رويكرد اقتصادي ¬است. (فرهنگي و روشندل اربطاني، 1383)
در كشور ما نيز موضوع رسانه‏هاي جمعي و اهميت آنها همواره مطمح نظر مسئولين و صاحب‌نظران مملكت بوده است، ضرورت ورود به بحث مديريت رسانه به شكل علمي از اواخر دهة هفتاد مطرح گرديد و از اوايل دهة هشتاد، مقاطع تحصيلات تكميلي اين رشته راه‌اندازي شد لكن به‌رغم گذشت حدود پنج سال از راه¬اندازي به نظر مي‌رسد به تناسب موضوع در نزد افكار عمومي جامعه و حتي جامعة علمي از اهميت لازم برخوردار نبوده است و تعابير و تفاسير مختلف و متفاوتي از آن مي‏¬شود. در اين مقاله سعي مي‏¬شود با طرح و بررسي ديدگاه¬‏ها و رويكردهاي مختلف به تبيين مفهوم ياد شده بپردازيم. به اين منظور هشت ديدگاه مختلف مطرح و در نهايت الگوي جامع مديريت رسانه ارائه مي‌گردد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1391ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

قدرت خبرنگاران در هزاره سوم

همگان امروزه شاهد تحولات روز افزون و شگرفی در عرصه ارتباطات و روزنامه نگاری و تغییرات کارکردی و جایگاهی آن نسبت به گذشته هستیم. در گذشته های نه چندان دور به علت عدم توسعه یافتگی رسانه ها در ابعادی همچون تنوع تیراژ، حوزه گسترش و دامنه پوشش آنها؛ تاثیر گذاریشان بر افکار عمومی و اقشار مختلف مردم به مراتب کمتر از ارتباط به شکل سنتی یعنی ارتباطات چهره به چهره و رسانه های سنتی همچون میادین اصلی شهر، مساجد و حوزه ها و مدارس بود.

اما اینک عرصه رسانه و ارتباط رسانه ای به عرصه ای گسترده و رو به رشد در ابعاد مختلف تکنیکی، پوششی و افزایش قدرت نفوذ پذیری در سطح بین المللی تبدیل شده است؛ تا جایی که هم اینک قدرت های بزرگ اقتصادی و سیاسی جهان از آن به عنوان مهمترین ابزار در جهت نفوذ در افکار عمومی و هدایت آن استفاده می کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1391ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

فنون مصاحبه مطبوعاتي(بخش پنجم)

طرح سوالات  درمصاحبه :

1-    سوالات کلی                     2- سوالات جزئی 

کارکرد سوالات کلی :

1)      سوالات کلی ، جواب کلی را در بر دارد .

2)      سوالات کلی موجب طولانی شدن مصاحبه می شود.

3)      سوالات کلی منتج به حجم بیشتری از اطلاعات دریافتی خواهد شد. این حجم اطلاعات از یک طرف تنظیم مصاحبه را مشکل خواهد کرد اما از طرف دیگر می تواند اطلاعات مهمی را به خبرنگار بدهد .

4)      سوالات کلی سبب می شود فرمان و کنترل مصاحبه را از دست مصاحبه گر خارج شده و به دست مصاحبه شونده بیافتد. 

 

مزایا سوالات جزئی :

1)      در سوالات جزئی مصاحبه شونده مجبور می شود مستقیماً به سوال پاسخ شفاف بدهد. 

2)      مدت مصاحبه به خاطر پاسخهای محدود و بدون حاشیه کوتاه می شود .

3)      کنترل مصاحبه در دست مصاحبه کننده است  . 

عیب سوالات جزئی :

-         به دلیل پاسخهای کوتاه و جزئی اطلاعات رد و بدل شده در یک محدوده انجام می گیرد و خیلی مطالب ناگفته باقی می ماند  .

 

در این میان خبرنگاری موفق است که بتواند در موقعیتهای مختلف در ضمن مصاحبه با مدیریت صحیح سوالات روند مصاحبه را رهبری کند .

 

نکاتی مهم در مورد سوالات مصاحبه : 

1)      سوالات باید طوری طراحی شده باشد که مصاحبه شونده را تشویق به پاسخ کند .

2)      سوالات نباید برای طرح دوستی و ایجاد صمیمیت باشد بلکه در جستجوی واقعیات باشد.

3)      در هنگام مصاحبه ، مصاحبه گر (مصاحبه کننده) باید از خود بودن خارج شده و خود را در نقش نماینده مردم احساس کند .

4)      نگران تعداد سوالات نباشد ، مصاحبه کننده بایستی به اندازه کافی در جیب خود سوال داشته باشد . حتی در پایان بگویید هنوز 4 سال دیگر باقی است ولی دیگر وقت شما را نمی گیریم . 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

فنون مصاحبه مطبوعاتي(بخش چهارم)

مهارتهاي مصاحبه : 

1)      گوش كردن و تشويق مصاحبه شونده : استفاده صحيح از مهارت گوش كردن به طوري كه بتوانيم اين مهارت ارتباطي بيشترين استفاده را بكنيم ، به طوري كه اين مهارت نخستين مهارتي است كه انسان فرا مي گيرد ، در عوض از مهارت نوشتن كه آخرين مهارت يادگيري است بيشتر از بقيه استفاده مي كنيم . گوش كردن نياز به همدلي ، درك متقابل ، بردباري ، كنترل رفتارهاي شخصي دارد. كساني كه خوب گوش مي كنند مانند عكاسان حرفه اي حضور خود را از صحنه حذف مي كنند چون جذب مخاطب مي شوند و حضورشان به چشم نمي آيد . بنابراين گوش كردن باعث مي شود كه ما به مصاحبه شونده متمركز شويم و نگاههاي مستمر ما او را وادار به صحبت مي كند و در كنار آن تكان دادن سر به مفهوم تاييد ، لبخند زدن ، تكيه دادن رو به جلو باعث تشويق مصاحبه شونده مي شود . 

2)      بهره گيري از سكوت : ساكت ماندن دشوار است، مخصوصاً براي خبرنگار پرحرف . سكوت يكي از باارزش ترين مهارتهاي مصاحبه است . به مدت 4 ثانيه بعد از اينكه مصاحبه شونده صحبتش را تمام كرد بايد صبر كنيم . 4 بار بگوييم مي سي سي پي  خبرنگار بايد مراقب تن صداي خود باشد . پايين آوردن تن صدا نشانه عدم موافقت است .  صداي بلند اين مفهوم را مي رساند كه محتواي پيام مثبت است و مي خواهد به مصاحبه ادامه دهد.

3)      بيان جمله هايي كه نيازمند تاييد يا تكذيب مصاحبه شونده است : يكي از راههاي كاهش اضطراب مصاحبه شونده نپرسيدن سوال و در عوض تاييد صحبت هاي مصاحبه شونده است . تاييد جملات به وي اطمينان مي دهد كه صبحبت هاي او را به خوبي درك كرده ايد . براي بدست آوردن اطلاعات مورد نياز از مصاحبه شونده در زماني كه از پاسخ دادن تفره مي رود جملاتي را به وي خطاب كنيد كه نيازمند تكذيب يا قبولي دارد . 

4)      جمع بندي گفته هاي مصاحبه شونده : خلاصه كردن و جمع بندي گفته هاي مصاحبه شونده در طول مصاحبه يكي از فنوني است كه مي توان از آن حاشيه پردازي و حرافي (پرحرفي) مصاحبه شونده جلوگيري كرد. يعني گفته هاي او را جمع بندي و به وي تكرار كنيم ، سپس بحث را ادامه دهيم . مثلاً تا حالا در مورد اين موضوعات صحبت كرده ايم بهتر است در مورد اين موضوع به بحث بنشينيم . 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

فنون مصاحبه مطبوعاتي(بخش سوم)

شيوه هاي انجام مصاحبه : 

1)      مصاحبه رو در رو يا چهره به چهره : مصاحبه اي است كه مصاحبه كننده و مصاحبه شونده مقابل همديگر مي نيشينند و به گفتگو مي پردازند . در اين مصاحبه نقل قولهاي مصاحبه شونده بايد به دقت به متن منتقل شود يا ضبط شود و محتواي مصاحبه با موضوع هم خواني داشته باشد . از ويژگي هاي اين مصاحبه كه كاملترين نوع مصاحبه به شمار مي رود ارتباط صميمي و رد و بدل كردن ارتباطات غير كلامي است . از معايب اين مصاحبه وقت گير بودن آن است چرا كه بايد زماني را براي ترتيب دادن مصاحبه و زماني را براي اجراي مصاحبه انجام داد . بايد گفت كه مصاحبه چهره به چهره تقريباً در همه موارد به جز در مواردي كه محدوديت زماني وجود دارد از ساير مصاحبه ها ارجح تر است .

2)      مصاحبه تلفني : اگر مصاحبه چهره به چهره را به مثابه (مانند) يك غذاي كامل فرض كنيم مصاحبه تلفني مانند ساندويج يا فست فود است ، زيرا هدفي را در كمترين زمان ممكن محقق مي سازد . مزيت مصاحبه تلفني در سرعت آن است . در اين ارتباط نويسنده آمريكايي بنام جان برادي مي گويد مصاحبه تلفني بهترين روش جمع آوري اطلاعات نيست ، اما سريعترين و مفيدترين روش مصاحبه محسوب مي شود . همچنين مصاحبه شونده قادر به ديدن مصاحبه كننده نيست كحه ببيند در حال يادداشت برداري مصاحبه است . به همين خاطر راحت تر و بدون ملاحظه سخن مي گويد و كمتر نگران وقايع پس از چاپ است . اما در مقابل در مصاحبه تلفني آنچه كه از دست مي رود مشاهده عكس العمل ها و حالات چهره مصاحبه شونده در  مورد دريافت پاسخ است كه گاه ديدني است. مصاحبه تلفني براي دو طرف مصاحبه خشك و بي روح است چون تماس چشمي در اين مصاحبه وجود ندارد. در مصاحبه تلفني مشكلات فني يكي از معايب بزرگ مصاحبه تلفني است و سرو صداهاي اطراف ، مكث ها ، سكوت ، لرزش احتمالي صدا ، سرعت و لهجه و زير و بم صدا نيز تاثير گذار است. فراموش نشود كه در مصاحبه هاي تلفني استفاده از امكانات ضبط صوت يا صدا كه به دستگاه تلفن وصل باشد ضروري است .

 

محدوديت هاي زمان مصاحبه تلفني : ميانگين زمان يك مصاحبه تلفني نبايد از 20 دقيقه تجاوز كند چون از اين به بعد تمركز و توجه مصاحبه شونده كاهش پيدا مي كند .

 

نحوه سوالات مصاحبه تلفني : سوالات مصاحبه تلفني بايد خيلي كوتاه ساده و شفاف باشد. ترجيحاً هر سوال بيش از 2 جمله نباشد . البته اين الزام براي همه نوع مصاحبه ها مطرح است اما در مصاحبه تلفني به لحاظ كمبود وقت و اينكه ارتباط غير كلامي وجود ندارد ضرورت بيشتري دارد .

سوالات به 2 گروه تقسيم بندي مي شود :

1)      سوالات اصلي

2)      سوالات ذخيره 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

فنون مصاحبه مطبوعاتي(بخش دوم)

دسته بندي انواع مصاحبه هاي خبري : 

الف) از نظر حلقه هاي ارتباطي

1)      مصاحبه فردي يك نفر با يك نفر

2)      مصاحبه فردي يك نفر با چند نفر          مصاحبه شونده ( يك نفر ) – مصاحبه كننده(چند نفر)

3)      مصاحبه گروهي چند به يك                مصاحبه شونده ( چند نفر ) – مصاحبه كننده(يك نفر)

4)      مصاحبه گروهي چند به چند                مصاحبه شونده ( چند نفر ) – مصاحبه كننده(چند نفر)

 

ب) از نظر انواع ارتباط  

1)      مصاحبه رودر رو : كه بدون واسطه مصاحبه كننده با مصاحبه شونده به صورت ارتباط چهره به چهره با هم گفتگو مي نيشيند.

2)      مصاحبه با واسطه : مصاحبه اي كه از طريق يك وسيله ارتباطي مانند تلفن ، موبايل ، ويدئو كنفرانس انجام مي شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

فنون مصاحبه مطبوعاتي(بخش اول)

تاريخچه مصاحبه : 

همزمان با ورود آگهي به مطبوعات مصاحبه به شيوه اي تقريباً امروزي در مطبوعات اروپا در دهه 1830 آغاز شد و اولين مصاحبه خبري  در 1836 در روزنامه نيويورك هرالد به چاپ رسيد. در ايران روزنامه شرف كه در هر شماره شرح حال يكي از بزرگان سياسي كشور را همراه با نقاشي او چاپ مي كرد در شماره اول يعني در سال 1300 هـ ق شرح حال ناصرالدين شاه و مظفرالدين ميرزا (وليعهد) چاپ شد . اين شرح حالها به صورت گفتگوي نويسنده و صاحبان بيوگرافي بود . طي 9 سال 148 نفر در اين روزنامه ، روزنامه قانون با قلم محمد باقر اعتمادالسلطنه منتشر گرديده است . بعد از اين روزنامه ، روزنامه قانون به وسيله ميرزا ملكم خان به زبان فارسي در لندن ، مصاحبه هاي خيالي را كه خود ابداع كرده بود در شماره 6 اين روزنامه (1890 ميلادي) مشاهده گرديده است . روزنامه ايران كه ادامه روزنامه وقايع الاتفاقه بود اين روزنامه دومين روزنامه يوميه ايران بود كه 10 سال پس از توقف وقايع الاتفاقيه آغاز به كار كرد كه در اين روزنامه مصاحبه هايي به سبك امروزي در اين روزنامه چاپ شده است كه موضوع مصاحبه ، مصاحبه با وزير عدليه در سال 1305 شمسي مصاحبه با دكتر ميلسپو ( مستشار كل ماليه در ايران) .

مدير روزنامه ميرزا زين العابدين خان رهنما و تنها خبرنگار آن ميرزا مهدي خان ساعي . 

 

تعريف مصاحبه : 

مصاحبه گزارشي از حاصل فراگرد ارتباطي دو سوي ارتباط است كه داراي يك يا چند ارزش خبري بوده و تحت تاثير دو سوي ارتباط و عوامل درون سازماني و برون سازماني انتشار مي يابد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |


نگاهی  به تاریخچه مطبوعات ورزشی ایران و تبریز

  نادر عبدل‌زاده  دانشجوی روزنامه نگاری دانشگاه آزاد تبریز 

  حدود یک قرن از عمر اطلاع‌رسانی اخبار و رویدادهای ورزشی در ایران می‌گذرد و با گذشت هر دهه، بروز تحولاتی در این عرصه راه را برای مطبوعات خاص ورزشی هموارتر کرده است، تا امروز که شاهد اوج حرکت آن از نظر کمی از زمان ظهور تاکنون هستیم. هرچند در بعضی مواقع اوج گرفتن مساوی فرود بوده و کیفیت تحت‌الشعاع کمیت قرار گرفته، ولی باید پذیرفت که عمر طولانی این شاخه هیچگاه به پرباری امروز نبوده است.  امروزه به آن میزان شاهد حضور مطبوعات ورزشی و موج علاقه‌مندی مردم هستیم که این شکل از اخبار و تحلیل‌ها از صفحات خاص یک روزنامه به روزنامه‌هایی تمام ورزشی و حتی تخصصی نیز ارتقا یافته‌اند و در این زمینه نمی‌توان و نباید از میزان علاقه‌مندی مخاطبان روزنامه‌های ورزشی بی‌تفاوت گذشت، چرا که در چرخه داد و ستد نبود یکی از این عناصر می‌تواند منجر به از بین رفتن مقوله شود و بی‌شک زمانی که علاقه‌مندی برای خواندن خبرهای ورزشی از سوی مردم نباشد بدنبال آن تلاش برای تهیه و ارائه چنین روزنامه‌هایی نیز نخواهد بود. در بررسی تحلیلی و آماری افزایش مطبوعات ورزشی منهای وجود مخاطب خاص و پرتعداد، باید از رشد و ارتقا وسائل ارتباط جمعی، امکان دسترسی به پخش زنده بازی‌های متنوع و مختلف رشته‌های ورزشی در نقاط دور دست جهان نیز یاد کرد که رشد و توسعه همه جانبه روزنامه‌های ورزشی را باعث شده است و البته کوتاه فکری محض خواهد بود که دست به مقایسه آمار و ارقام و تعداد روزنامه‌های ورزشی دیروز با امروز ایران از حیث کیفی و کمی بزنیم.  

تاریخچه مطبوعات ورزشی قبل از انقلاب - تولد  

در دوم ژوئیه 1924 (11 تیرماه 1303) تشکیلاتی جهانی با نام اتحادیه بین‌المللی مطبوعات ورزشی (ایپز) پایه‌گذاری شد. محل دفتر مرکزی ایپز در مجارستان تعیین شد که تابحال نیز در همان جا قرار دارد، این روز در تقویم‌های جهانی به عنوان روز جهانی مطبوعات ورزشی نامگذاری شد که البته در ایران شناخته شده نمی‌باشد.  اما تاریخ روزنامه و مطبوعات ورزشی ایران مربوط به این سال‌ها نیست و قدمت آن به سال‌ها قبل از شکل‌گیری اتحادیه بین‌المللی روزنامه‌نگاران ورزشی برمی‌گردد. در واقع تاریخ مطبوعات ایران حاکی از آن است که ورزشی‌‌نویسی چندین سال قبل از تشکیل «ایپز» در جراید کشورمان رواج داشته است. تیراندازی، شکار، سوارکاری و کوهنوردی از نخستین مضامین ورزشی مطبوعات ایران هستند که عموما در لابه‌لای اخبار و گزارش‌های مربوط به گشت و گذار ناصرالدین شاه و نیز در مطالبی از مردم در مطبوعات آن دوره به چشم می‌خورد.   خبر رفتن سه نفر از اهالی توپخانه به کوه البرز به سال 1257 از این دست است .بر این اساس انعکاس اخبار، رویدادها و مطالب ورزشی در مطبوعات ایران سابقه‌ای در حدود یک قرن داد. نوشته میرزا تقی حکی‌الممالک درباره اسکی روی یخ (پاتیناژ) از نخستین مطالب ورزشی مندرج در مطبوعات ایران است که گفته می‌شود چاپ این نوشته موجب تمسخر عده‌ای شد با این مبنا که «لغزیدن روی یخ اهل فرنگ» دروغی بیش نیست اما انتشار مطبوعات تخصصی ورزشی در ایران بعد از سال 1300 آغاز شده است. ‪
مطالعه تاریخ مطبوعات قاجار نشان می‌دهد که مباحث جدی ورزشی در دهه آخر این حکومت شکل گرفت. در سال‌های دور در ایران فقط ورزش‌های سنتی مانند ورزش زورخانه‌ای، الک دولک و یا پرش طول که در مزرعه‌ها و یا مکان‌های نرم رواج داشت ضمن اینکه چوگان در نظام و پادگان‌ها و ورزشی به نام چل توپ که شبیه بازی بیسبال می‌باشد رایج بود. اما با بازگشت میرمهدی ورزنده از ترکیه به ایران که به شمشیربازی، دوچرخه‌سواری و مشتزنی در آن دیار آشنایی داشت تا حدود زیادی این ورزش‌ها در ایران رواج یافت. همچنین با حضور خارجی‌هایی که به ایران سفر می‌کردند و یا دانشجویانی که به خارج اعزام می‌شدند و به ایران مراجعت می‌نمودند فوتبال و سایر ورزش‌ها به ایران آمد.سیدفرید قاسمی محقق و پژوهشگر تاریخ مطبوعات ایران، نخستین کسی بود که به فکر انتشار نشریه خاص ورزشی در ایران افتاد. در سال 1301 میرمهدی ورزنده از «شورای عالی معارف» اجازه نشر مجله‌ای با گستره موضوعی ورزشی اخذ کرد. از این نشریه، نامی در هیچ کجا ثبت نشده است و نسخه‌ای در کل کتابخانه‌های ایران حتی کتابخانه‌های خصوصی موجود نیست.در سال 1307 نشریه‌ای با نام «مجله ورزش» در تهران انتشار یافت که از این نشریه نیز نسخه‌ای باقی نمانده و فقط در «فهرست‌های مطبوعات ایران» نامی از آن ذکر شده است. استاد قاسمی، معتقد است که «مجله ورزش» همان نشریه میرمهدی ورزنده است که به علت بروز مشکلات، انتشار آن تا 1307 به تعویق افتاده است.با انتشار هفتگی «مجله آیین ورزش» با مدیریت محمد شعاع و سردبیری ناظرزاده در سال 1314 دومین نشریه ورزشی ایران متولد شد. نخستین شماره این مجله در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران موجود است. با چاپ فصلنامه «اصلاح نژاد و پرورش اسب» در سال 1318 و مجله «پیشآهنگی و تربیت بدنی» در سال 1319 پرونده نشریات ورزشی ایران با اندوختن چهار نشریه در دهه بیست بسته می‌شود. انتشار مجله پیشآهنگی پس از وقایع شهریور 1320 متوقف شد، ولی به طور کلی از شهریور 1320 تا مرداد 1332 همانند دیگر نشریات ادواری، مطبوعات ورزشی نیز به لحاظ کمیت سیر صعودی داشتند.در اوایل دهه بیست، مرحوم منوچهر مهران به ضمیمه «ایران ما» نشریه دو هفتگی به نام نیرو و راستی را منتشر کرد. این نشریه در 20 صفحه به قیمت ۵ ریال در روز چهارشنبه پانزدهم تیرماه 1322 و با جلد دو رنگ و طرحی از مبارزه بر سر تصاحب تاج زیتون و حرکت تند و شتابزده از دو ورزشکار یونان باستان برگرفته از کتاب «گرهارد کروز» رییس اداره نگارش المپیک 1936 برلین به چاپ رسید. این مجله از سال 1330 به مدت دو سال به صورت ماهنامه منتشر شد و بارها شماره‌های مخصوص در مورد بازی‌های المپیک انتشار داد. همچنین سالنامه‌ای با نام «سالنامه نیرو و راستی» در اواسط دهه 20 به چاپ رسید.در سال 1323 نشریه «نیرو و تندرستی» از سوی انجمن نیرو و تندرستی با مدیریت احمد بهگو 25 شماره منتشر شد. در سال 1324 دو هفته‌نامه اخلاقی، ورزشی نیروی تربیت به کوشش ع. نبهی به چاپ رسید که دوامی نداشت. در همین سال نشریه «دوچرخه‌سواران» هر 15 روز یکبار چاپ می‌شد. این مجله در سال 1328 به «تاج» تغییر نام داد. در سال 1326 کمیسیون انتشارات و تبلیغات کمیته ملی المپیک یک شماره نشریه با عنوان «کمیته ملی المپیک» منتشر کرد. نشریه دو هفتگی آتشپاره از سوی باشگاه آتش و نشریه دو هفتگی «تربیت بدنی و پیش‌آهنگی» در سال 1327 به طبع رسید.بعد از این، این حرکت در شهرستان‌ها نیز آغاز شد و چند سالنامه و نشریه چاپ شد از این میان می‌توان به «نیرو و تندرستی» در کرمانشاه به سال 1331 «رهبر ورزشکاران» در اصفهان در همان سال و «سالنامه ورزش و فرهنگ» در جهرم در سال 1329 اشاره کرد.در 18 آذر 1334 «کیهان ورزشی» متولد شد. این نشریه عضو خانواده نشریات کیهان با مدیریت «منوچهر قراگزلو» و سردبیری «محمود منصفی» و مدیریت داخلی «کاظم گیلانپور» پا به عرصه مطبوعات ورزشی ایران گذاشت. از آن زمان تا به حال این نشریه به صورت مرتب چاپ شده است. بجز از اواسط آبان 1357 در اعتصاب معروف نشریات که چاپ این نشریه به مدت دو ماه صورت نگرفت، از این حیث کیهان ورزشی را می‌توان مداوم‌ترین نشریه ورزشی ایران دانست که اولین هفته نامه ورزشی ایران نیز به حساب می‌آید.حدود 10 نشریه و سالنامه ورزشی در دهه 30 انتشار یافت. در سال 1348 مجله «دنیای ورزش» با سرپرستی «مصطفی فرزانه» از سوی موسسه اطلاعات به جرگه نشریات ورزشی ایران پیوست بعد از آن حدود 13 نشریه دیگر شروع به فعالیت کردند اما دوام چندانی نداشتند. «آیندگان ورزشی» آخرین نشریه سال 1357 بود و نخستین روزنامه ورزشی ایران نیز رستاخیز نام داشت که البته انتشار آن بیش از یک سال به طول نینجامید.

 نگاهی به مطبوعات ورزشی بعد از سال 1357

  بعد از انقلاب سال 57 نشریات «ورزش» و «یک هفته با ورزش» منتشر شدند. در سال 1359 فصلنامه «مسابقات اسبدوانی» به زبان فارسی و انگلیسی به طبع رسید. در همان سال «راهیان کوه» از سوی باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند نیز به چاپ رسید.دو سال آخر دهه 60، سال‌های پیشروی پیشخوان روزنامه‌فروشی‌ها به پیاده‌رو و ایجاد یک سد معبر دلپذیر و ثمربخش از نظر فرهنگی بود که پیش از هرچیز مطبوعات ورزشی به چشم می‌آمدند. از سال 1368 تولد سریع نشریات ورزشی آغاز شد و در سال‌های اخیر شاهد شدت یافتن آن بودیم. به عبارتی در یک دهه بعد از انقلاب، شرایطی نظیر پیش ازآن را در خصوص مطبوعات ورزشی شاهد بودیم که با پایان جنگ هشت ساله می‌توان رشد مطبوعات ورزشی و البته چیزی به نام جهش را در خصوص آن عنوان کرد. دهه 70 را می‌توان اوج فعالیت و خودنمایی مطبوعات ورزشی عنوان کرد که همزمان با انتشار روزنامه‌های رنگی در کشور به شکل و شمایل دکه‌های مطبوعاتی رنگ و لعاب خاصی را داد. در این زمینه دو روزنامه ابرار ورزشی و خبر ورزشی پیشرو روزنامه‌های ورزشی به شمار می‌آیند که در قطعی بزرگتر از حالت معمول روزنامه‌ها چاپ می‌شدند و البته چاپ آنها نیز همچنان ادامه دارد. امروزه در عرصه مطبوعات ورزشی منهای داشتن روزنامه‌های پرتیراژ ورزشی می‌توان از وجود و فعالیت روزنامه‌های تخصصی نیز سخن به میان آورد که رویدادهای ملی و بین‌المللی رشته‌ای خاص را منعکس می‌نمایند.  

شهر اولین‌ها، شهر آخرین‌ها در عرصه مطبوعات ورزشی

  اما شهر تبریز که در اکثر موارد به شهر اولین‌ها در ایران شهرت دارد در زمینه مطبوعات ورزشی شاید شهر آخرین‌ها باشد چرا که از ابتدای تاریخچه یکصد ساله مطبوعات ورزشی تا به امروز هیچ روزنامه و حتی هفته‌نامه اختصاصی ورزشی در تبریز به چاپ نرسیده است. در عین حال و در خصوص روزنامه‌هایی که دارای صفحات ورزشی بوده یا 50 درصد فضای آنها اختصاص به نوشته‌های ورزشی داشته نیز نمی‌توان عنوان روزنامه ورزشی را به کار برد. اما در زمینه روزنامه‌هایی که دارای صفحه ورزشی بوده‌اند می‌توان از روزنامه مهدآزادی به عنوان اولین یاد کرد. کاظم نیکرفتار پیشکسوت مطبوعات ورزشی استان می‌گوید: روزنامه خاصی در این زمینه چاپ نشده و فقط می‌توان از روزنامه مهد‌آزادی نام برد که دارای صفحه ورزشی با چاپ مداوم بوده است. وی می‌افزاید: هیچ روزنامه تخصصی ورزشی در تبریز به چاپ نرسیده است و از این حیث تبریز همچنان فاقد روزنامه صرفا ورزشی با چاپ اخبار و رویدادهای ورزشی در تمامی صفحاتش می‌باشد. حبیب چرندابی می‌افزاید: در این سال‌ها روزنامه‌هایی با صفحات ورزشی یا میزان بالای 50 درصدی شامل اخبار و مطالب ورزشی در تبریز چاپ شده است که از آن جمله می‌توان به اوحدی، کار و نیرو، صاحب و تبریز اشاره داشت اما هیچ روزنامه تخصصی ورزشی تابحال در تبریز چاپ نشده است. چرندابی تاکید می‌کند: در این زمینه بولتن‌هایی با حالت گاهنامه و یا ویژه‌نامه‌های استانی برخی از روزنامه‌های ورزشی سراسری نیز چاپ شده‌اند که البته روزنامه مستقل ورزشی نبوده‌اند. وي از روزنامه مهدآزادی به عنوان قدیمی‌ترین روزنامه استان که دارای صفحه ورزشی بوده است یاد کرد و سابقه آن را به بیش از 40 سال پیش مربوط دانست که در لابه‌لای صفحاتش، صفحه‌ای مختص رویدادهای ورزشی وجود داشته است که انتشار آن تابحال نیز ادامه دارد.

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر 1391ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

ميرزا صالح شيرازي كازراني وپیدایش اولین روزنامه در ایران

نخستین جریده در زمان سلطنت محمّد شاه قاجار در سال 1253 ق. به همّت میرزا صالح شیرازی در تهران منتشر شد.این نشریه که نام‏ و عنوان خاصی نداشت،به اخبار،اخبار وقایع و بیشتر به«کاغذ اخبار» معروف شد.

نایب‌السلطنه عباس میرزا پسر فتحعلی‌شاه در دوران حاکمیت خود بر تبریز، براي اولين بار در سال1226 ق (1811 م )،شش نفر را روانه انگلستان کرد. این شش نفر عبارت بودند از: میرزا صالح شیرازی كازراني، میرزا جعفر مهندس، میرزا جعفر طبیب، میرزا رضا (مترجم فارسی ناپلئون بناپارت)، محمد‌علی شاگرد قورخانه و میرزا حاجی بابا که خود در لندن مشغول تحصیل علم طب بوده است.

یکی از افرادی که عباس میزار برای تحصیل به خارج اعزام کرد ، میرزا صالح شیراز ی کازرانی نام داشت .میرزا صالح شيرازي كازراني(كازران نام يكي از محله هاي قديمي تبريز) بزرگ شده شهر تبریز بود.پدر وی حاج باقرخان از سرداران عباس میرزا بود و خود او نیز در خدمت ولیعهد داخل شد و چون افسران انگلیسی برای تعلیم‏ سپاهیان عباس میرزا به آذربایجان وارد شدند،میرزا صالح به سمت‏ منشی لیندزی منصوب شد و پس از آن با همین سمت با کلنل دارسی‏ همکاری می‏نمود.چون تصمیم گرفته شد که چند تن از جوانان را به‏ همراهی دارسی به انگلستان بفرستند،وی به پیشنهاد دارسی و دیگران‏ برای این کار انتخاب شدند.در این هنگام،میرزا صالح جوانی آزموده‏ و فهمیده و خدمت او در دستگاه ولیعهد مورد تقدیر عباس میرزا واقع‏ شده بود و خودش افتخار می‏کرد که:«نواب والا به لفظ مبارک به من‏ فرمودند ما را از حقوق‏دانی صالح خوش می‏آید.1»

میرزا صالح بعد از بازگشت به ایران از آنجا که:«زبان انگلیسی، فرانسه و لاتین را یاد گرفته بود،مترجم و مستشار[عباس میرزا شد] و چیزی نگذشت که در طبقه رجال و اعیان ایران قرار گرفت و ضمنا دستگاه چاپ را که همراه خود به ایران آورده بود در تبریز راه‏ انداخت...2»

گوئل کهن در کتابی تحت عنوان«شکل‏گیری تحول در ایران و نقش میرزا صالح»می‏نویسد:

«نهضت تجددخواهی از آذربایجان که با روسیه و عثمانی هم مرز و به اروپا نزدیک‏تر است،آغاز شد و تبریز به صورت مرکز مهم‏ فعالیت‏های نظامی و سیاسی ایران در آمد و کم‏کن شاگردان،جهت‏ فرا گرفتن دانش نوین و علوم جدید به انگلستان رفتند و کارگران برای‏ آموختن صنایع به روسیه اعزام شدند...میرزا صالح شیرازی که‏ حال از تبریز به تهران آمده و به خدمت دولتی در دربار اشتغال دارد، برای ایجاد یک نظام نوین ارتباطی بین دولت و ملّت(به زعم خود) دانش فرا گرفته در غرب در زمینه روزنامه‏نگاری و چاپ را به خدمت‏ جامعه و کشور می‏آورد...انتشار روزنامه در ایران که خود گامی‏ بسیار مثبت و یکی از مظاهر تمدن غرب به شمار می‏آمد،به واسطه‏ شرایط تاریخی موجود و حکومت مطلقه،نمی‏توانست جز از طریق‏ دولتی و به زبان ساده‏تر،جز در چارچوب مصالح و خواسته‏های رژیم‏ حاکم،شکل گیرد.اما در واقع اولین ثمره تلاش‏های پیگیر میرزا صالح برای ترویج افکار آزادیخواهانه،انتشار نخستین روزنامه فارسی‏ در ایران بود.این روزنامه را باید یکی از اساسی‏ترین پایه‏های فرهنگ‏ و تمدن جدید در ایران دانست...«بی‏گمان در جنبش ضد استبدادی‏ و آزادیخواهانه مردم و انقلاب مشروطه،میرزا صالح شیرازی جایگاه‏ شایسته‏ای دارد.چرا که از دیدن عقب‏افتادگی و فقر و مسکنت ملّت‏ و خود کامگی و ستمگری حکام به هیجان آمده و همراه با دیگر روشنفکران،صدای آزادیخواهی را سر داده،واژه‏ها و ترکیبات نوینی‏ مانند حکومت ملّی،حکومت پارلمانی،آزادی و امنیت اجتماعی،قضاوت‏ و قانون و...را به گوش مردم ستمکش و بی‏خبر از همه جای ایران‏ فرو خوانده...3»

میرزا صالح روزنامه خود را در چاپخانه میرزا اسد الله تبریزی(پسر آقا رضا باسمه‏چی)چاپ می‏کرد4:«به امر حکومت وقت،این چاپخانه‏ را میرزا اسد الله و آقا رضا و دیگران از تبریز به تهران منتقل کردند و زیر نظر میرزا صالح،مرکز چاپ و نشر نخستین نشریه ادواری چاپی‏ ایران شد.در رمضان المبارک 1252 ق.با موافقت دولت،میرزا صالح، نوید انتشار نخستین نشریه در ایران را در یک صفحه به تمام نقاط کشور و برای مقامات دولتی فرستاد:اگرچه بعضی پژوهندگان اعتقاد دارند این طلیعه،فقط اعلان نشر روزنامه‏ی در آینده نیست،بلکه خود، حکم یک شماره نشریه ماهانه را دارد و این امکان وجود دارد که بین نشر این طلیعه و اخبار وقایع محرم الحرام،دو یا سه شماره از این نشریه‏ منتشر شده باشد.اما بیشتر محققان،اخبار وقایع محرم الحرام را که در دوشنبه 25 محرم الحرام 1253 ق.مطابق با اول ماه مه 1837 میلادی‏ منتشر شده است،اولین شماره روزنامه میرزا صالح می‏دانند.5»

جالب توجه است که از شماره‏های متعدد این نشریه،نسخه‏ای در دست نبود ولی به همت محققان دانشمند تبریزی،نسخه‏هائی از آن‏ در دسترس پژوهشگران قرار گرفت.بنا به گفته نویسنده و محقق‏ تلاشگر آقای سید فرید قاسمی:«محققان و علاقه‏مندان به برکت‏ وجود مرحوم حاج محمد نخجوانی از طلیعه نشریه میرزا صالح مشهور به کاغذ اخبار مطلع شدند و نسخه منحصر به فرد بازمانده از این‏ طلیعه،فقط در مجموعه شخصی ایشان بوده و آنچه که محققان ذکر کرده‏اند،براساس همین مجموعه و همین شخص بوده است.»این‏ سند به وسیله مرحوم حاج محمد آقا نخجوانی در اختیار مجلّه یادگار قرار گرفت و در شماره هفتم سال یکم آن به تاریخ دی‏ماه 1323 ش. برای نخستین بار منتشر شد.»

دیگر شماره‏های این نشریه نیز توسط دو تن از محققان تبریزی، پروفسور حمید مولانا و علی مشیری کشف و به پژوهشگران و علاقه‏مندان معرفی گردید.گوئل کهن در این زمینه می‏نویسد:

«متأسفانه تا چند سال پیش از این،به علّت عدم دسترسی به‏ نسخه‏های این روزنامه و یا مشخص نبودن چگونگی انتشار آن برای‏ پژوهشگران و تاریخ‏نویسان،با آن‏که مطالب شماره محرم این روزنامه‏ در مجلّه انجمن سلطنتی آسیائی لندن درج شده بود،لیکن اطلاع‏ چندان دقیقی از تیراژ،تاریخ دقیق انتشار یکمین و آخرین شماره، محتوای مطالب و سایر ویژگی‏های آن در دست نبود.تا آن‏که دو تن‏ از محققان ایرانی موفق شدند دو شماره دیگر از این روزنامه را در موزه‏ بریتانیا به دست آورند.حمید مولانا به تاریخ دهم مردادماه 1347 ش.، عکس‏هایی از آنها را(که در سال 1342 ش.کشف کرده بود)در روزنامه کیهان منتشر ساخت و علی مشیری نیز در سال 1345 ش.در این‏باره مطالبی نوشت.(مجله سخن،دوره 14،شماره 7 و مجلّه‏ خواندنی‏ها،شماره 24،1345 ش.6)

پروفسور مولانا در مورد چگونگی پیدا کردن این شماره‏ها چنین‏ می‏نویسد:

«...درباره تاریخ نشر چنین روزنامه و ا ین که شماره‏ای از آن اصلا وجود دارد یا نه،اختلاف‏نظر بوده و شایعات و نوشته‏های تاریخ‏نویسان‏ و روزنامه‏نگاران،اغلب با یکدیگر فرق دارد و این امر از جنبه تاریخی، وضع انتشار اولین روزنامه را در ایران به گمراهی کشانده است.

...تاریخ‏نویسانی چون پروفسور ادوارد براون و صدر هاشمی یا از (تصویر)انتشار چنین روزنامه‏ای در زمان محمد شاه اظهار بی‏اطلاعی کرده‏اند و یا از وجود آن در شک و تردید بوده‏اند.تاریخ‏نویسان دیگر از جمله‏ الول ساتن،دانلد ویلبر،احمد کسروی و امین بنانی از این روزنامه‏ اسمی نبرده‏اند و به استناد نوشته‏های قبلی،اولین روزنامه ایران را «وقایع اتفاقیه»دانسته‏اند.سید حسن تقی‏زاده از وجود اصلی این‏ روزنامه در تردید بوده است و نوشته:شاید ابتدای تأسیس آن به عهد فتحعلی شاه می‏افتد...

مرحوم صمد سردار نيا در اين رابطه مي نويسد در سال 1341 در آمریکا به تحقیق در تاریخ روزنامه‏نگاری‏ و ارتباطات اجتماعی ایران مشغول بودم و دنباله تحقیقات در سال‏ 1342 مرا به لندن و کتابخانه موزه بریتانیا کشید و موفق شدم در بایگانی راکد این موزه،دو نسخه اصلی روزنامه«کاغذ اخبار»که میرزا صالح شیرازی در تهران منتشر کرده بود،پیدا کنم.این دو شماره، تاریخ چاپ ربیع الثانی 1253 ق.و جمادی الاول 1253 ق.را دارد و در کتابخانه موزه بریتانیا در لندن محفوظ است.در همین سال،یعنی‏ 1342 ش.مقامات موزه بریتانیا در جواب تقاضای نگارنده ضمن‏ دستور شماره 31395/3.1 س اجازه عکسبرداری و استفاده آن را به من‏ دادند.بدین ترتیب وجود اولین روزنامه ایران و شماره‏های متعدد آن‏ (تصویرتصویر) امری واضح و مسلم شد.در همان سال عکس‏های روزنامه میرزا صالح را به ایران آوردم و در ضمن نوشته‏ها و سخنرانی‏های خود سعی‏ کردم وضع مبهم انتشار این روزنامه را روشن کنم و در اختیار علاقه‏مندان و تاریخ‏نویسان بگذارم.(۱۱)

به دنبال این سرآغاز،علاقه و اشتیاق ایران‏شناسان و دانشمندان‏ تاریخ معاصر به جریان انتشار نخستین روزنامه ایران افزایش پیدا کرد و در مجله خواندنی‏ها و نشریه‏های دیگر مقالاتی در این مورد به چاپ‏ رسید و بالاخره در سال 1347 به همت اسماعیل رائین«سفرنامه‏ میرزا صالح شیرازی»،که در حقیقت باید او را اولین روزنامه‏نگار ایران‏ نامید،انتشار یافت.،»

سفرنامه ميرزا صالح(10)

ميرزا صالح سفرنامه اي از دوران اقامت خود  نوشت كه تبديل به يكي از مهمترين آثاري شد كه در آشنايي ايرانيان با تمدن و تجدد غرب، مخصوصا ورود آراء و افكار نو سياسي - اجتماعي نقش بسزايي ايفا كرد. موضوعاتي كه ميرزا صالح در اثر ياد شده مورد توجه قرار داده عبارت اند از: حكومت انگليس و آغاز حكومت پارلماني، قوانين ودولتداري، دستگاه قضاوت، ماليات، كليساي كاتوليك و پروتستان و.... ميرزا شيفته آزادي و انتظام جامعه انگلستان مي شود و شرحي خواندني در آن خصوص مي نويسد. در مورد شيوه حكومت انگليس مكررا سخن مي راند، از پارلمان انگليس با عنوان “مشورتخانه ” ياد مي كند، مجلس عامه را “خانه وكيل رعايا” و “مجلس عام” خواند ه و مجلس لردها را “خانه قوانين” مي نامد. وي پس از شرح حقوق سلطنت و مجلس لردها و مجلس عام، طرز انتخاب وكلاي ملت و حقوق آنها را توضيح مي دهد و از همكاري اركان سه گانه مملكت انگليس يعني سلطنت، مجلس لردها و مجلس عام سخن مي گويد.
     درباره آزادي بيان، به عنوان يكي از اصول حكومت پارلماني مي نويسد: “هر كدام از اجزاي مشورتخانه رخصت دارند كه در مشورتخانه هر چه به ذهن آنها رسيد در امور ملكي و ساير مواد بيان نموده واحدي را نبايد تمسخر كنند...” در خصوص قدرت مجلس عام مي گويد: “فرضا اگر پادشاه حكمي جاري كند كه موافق مصلحت ولايتي نباشد وكيل رعايا مقاومت و ممانعت در جريان حكم مزبور نموده و مطلقا تاثيري نمي بخشد و جاري نمي شود. و همچنين اگر قوانين و پادشاه متفق شوند و وكيل رعايا راضي نبوده ايضا حكم آنها اگر چه مقرون به مصلحت بوده جاري نخواهد شد.”
     سفرنامه ميرزا صالح اولين اثري است كه طي آن يك نويسنده ايراني در اثري به زبان فارسي به انقلاب كبير فرانسه و ظهور ناپلئون اشاره مي كند، وي در اين باره چنين مي نويسد: “ در سال1789 بلواي عامي در ولايت فرانسه برپا شده و از هر سو از پادشاه خود لوئيس شانزدهم ناراضي گشته اولااهالي مشورتخانه قدرت وتسلط پادشاهي را تخفيف داده... او را وجودي معطل انگاشته اشخاصي را كه پادشاه به منصب و بزرگي مفتخر فرموده از مناصب مزبور معزول نموده... و بعد از آنكه حمله به خانه پادشاهي نموده... اهالي فرانسه جمعيتي كرده و به حقيقت رفتار لوئيس مزبور رسيده او را مقصر يافته و فتواي قتل او را نوشته او را مقتل ساخته...”
     نگارنده همچنين به قدرت يابي روبسپير اشاره مي كند و سرنوشت او را چنين توصيف مي كند: “روبسپير نام شخصي در اصل فقير و حقير ] است كه [ در فرانسه ترقي يافته واصل و سرمايه اين همه فساد مشاراليه بود گويند به جز پادشاه و منسوبان او تخمينا چهل هزار نفر دراين بلوا و طغيان به قتل رسيده... چون روبسپير مزبور را سرمايه فساد ديده مشار اليه و جمعي از منسوبان او را كه بيست نفرباشند گرفته مقتول نموده....”
     هر چند ميرزا صالح به طور واضح از نظام سياسي حاكم بر فرانسه يعني جمهوري سخن نمي گويد اما اشاره مي كند كه انتخاب حاكم در اين كشور به سبك روم باستان است در اين باره مي نويسد: “.... و بعد از آن دولت فرانسه را به خاطر رسيده كه مثل دولت روم بدون پادشاه و بزرگان امور ولايتي را رتق و فتق نموده راتق و فاتق اهالي مشورتخانه باشند...”
     آنچه از بررسي سفرنامه ميرزا صالح به دست مي آيد اين است كه اثر ياد شده در ورود افكار جديد و مترقي اروپا مخصوصا ورود افكار جديد سياسي در نوع و سطح خود يكي از مهمترين آثارست. زيرا در اين كتاب، بسياري از مفاهيم و آراي جديد سياسي، وقايع و رخدادهاي مهم و تاثير گذار براي اولين بار طرح وذكر شده است، و بي ترديد اشاره به مفاهيمي چون آزادي، انتخابات، مساوات و صحبت از نهادهايي نظير پارلمان و... همچنين شرح رخدادهاي مربوط به انقلاب كبير فرانسه در ذهن خواننده ايراني كه در جامعه قاجاري زيست مي كرده تاثيرات شگرفي نهاده است. به طوري كه بسياري از پژوهشگران سفرنامه ميرزا صالح را از اولين عوامل مهم تحول انديشه سياسي در ايران دانسته اند.

 

(1).حسین محبوبی اردکانی،تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران،ج 1،ص 176.

(2).مهدی بامداد،شرح حال رجال ایران،ج 2،ص 179.

(3).گوئل کهن،تاریخ سانسور در مطبوعات ایران،ج 1،ص 10.

(4).صنعت چاپ،شماره 150،تیرماه 1374،ص 67.

(5).سید فرید قاسمی،راهنمای مطبوعات ایران،ص.12.

(6).گوئل کهن،پیشین،ص 19.

(7).حمید مولانا،سیر ارتباطات اجتماعی در ایران،ص 46.

(8).اردکانی،پیشین،ص 246.

(9).مهدی مجتهدی،رجال آذربایجان در عصر مشروطیت،ص 87.

(10)روزنامه رسالت، شماره 6866 به تاريخ 11/9/88، صفحه 10 (انديشه)

(۱۱)صمد سرداری‏نیا نخستین جریده ایرانی و نقش تبریز در انتشار آن -پیام بهارستان » مهر 1383 - شماره 40

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1391ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

مقاله نویسی مطبوعاتی(قسمت اول) 

تعريف مقاله مطبوعاتي:
نگارش و توسعه عقيده، فكر و نظر با استفاده از موضوع خبري و بهره‌گيري از روشهاي صحيح نويسندگي با رعايت نظمي و ايجاز، مقاله مطبوعاتي ناميده مي‌شود.

تفاوت مقاله‌های مطبوعاتی و غیر مطبوعاتی
1 – محدوديت فضا، 2 – نياز به اطلاعات كافي ارتاریخچه موضوع مقاله  3 – رابطه مقاله و خبر در مطبوعات، 4 – تفاوت در زبان و بيان(سادگی وبی پیرایش)۵-خلاصه نویسی شده 

اركان مقاله‌نويسي:
1 – وحدت موضوع:
يعني حفظ موضوعي واحد كه مقاله براساس آن نوشته مي‌شود و اشاره به موضوع‌های فرعی باید برای قدرت بخشیدن به موضوع اصلی باشد نه آنکه آن را تحت‌الشعاع قرار دهد.
2 – وحدت زمان: حفظ و ثبات زمان مقاله، زمان برای مخاطب قابل لمس باشد به تازگی موضوع خبر که مقاله در مورد آن نوشته می‌شود هم ارتباط پیدا می‌کند. رویدادی اگر در زمان حال بررسی می‌شود نباید در میانه مقاله به بررسی جوانب همان مثلا در عصر قاجار پرداخت و بررسی رویداد در زمان حال فراموش شود.
3 – وحدت مكان: حفظ مکان واحد در مقاله، مانند زمان، مكان مقاله نيز بايد براي مخاطب معلوم و آشنا باشد و خواننده بتواند با احساس قرابت با آن ايجاد ارتباط كند. مکان مقاله باید ثابت باشد اگر مقاله درباره پدیده‌ای در ایران نوشته می‌شود نباید در پایان، سر از تحلیل همان موضوع در چین درآوریم و ایران فراموش شود.
4 – انسجام: حفظ و یکپارچگی جزء جزء مقاله. نبايد مقاله طوري باشد كه مخاطب را از شاخه‌اي به شاخه‌اي ديگر بپراند. تسلط بر زبان مورد نگارش و رعايت قواعد دستوري و قدرت نويسندگي از مايه‌هاي اصلي مقاله نويسي است.
5 – استنتاج: در پايان مقاله، پیام مقاله، راه‌حل و پيشنهاد مقاله بايد در خلاصه‌ترين و روشن‌ترين شكل به خواننده ارايه شود. در برخي از مقالات ارائه نظر خود يك استنتاج است.

مـوضوع‌يابي يا سوژه‌يابي براي نوشتن مقاله:
1 – خاطره و تجربه:
يادآوري خاطره‌هاي شيرين و اندوهبار گذشته، نگاه به دفتر خاطرات.
2 – تجربه ديگران: يك خبرنگار شريك دنياي ديگران است. او در اين روش براي پيدا كردن موضوع از طريق گفت‌وگوها در مجالس و محافل عمومي، تفريگاههاي عمومي، سالنهاي سينما اقدام به كشف موضوع مي‌كند.
3 – بهره‌گيري از نشريات: در لابلاي هر خبر و نوشته‌اي در مطبوعات سوژه‌هاي فراواني وجود دارد كه از ديد بسياري از  مردم پنهان مي‌ماند، اما چنين موضوع‌هايي از نگاه يك خبرنگار نبايد دور بماند.
4 – راديو و تلويزيون: توجه به برنامه‌هاي تلويزيوني و راديو اعم از سخنراني‌ها، نمايشنامه‌ها، بخشهاي خبري و ... ضمن آنكه يك مقاله‌نويس را با افكار و عقايد و بينش‌هاي گوناگون آشنا مي‌سازد، منابع سرشار و نامحدودي از موضوع‌هاي مختلف را براي مقاله‌نويس در خود دارد.
5 – آگهي‌هاي تبليغاتي: بيش از نيمي از صفحات جرايد روزانه را آگهي پر كرده است كه بسياري از آنها، موضوع‌هايي ناب براي مقاله‌نويسي است.

 تقسيم‌بندي موضوع:
1 – موضوعهاي عيني:
شامل همة سوژه‌هاي سياسي، اقتصادي، هنري و فرهنگي است كه اكثر افراد جامعه با آنها ارتباط دارند و براي همگان يكسان معني مي‌شود مانند مشكلات آموزشي در مدارس.
2 – موضوعهاي ذهني و مبهم: موضوعهايي كه مادي و ملموس نيستند و هر يك از افراد جامعه نسبت به تفكر، نحوة برداشت، تجربه و آموزشي كه ديده‌اند برداشت خاصي از آن دارند. مانند مفهوم اعتماد به نفس.
3 – طراحي يك شخصيت: نگارش مقاله درباره يك شخصيت، بررسي زوايا و نكات ريز، موشكافي و معرفي شخصيت مورد نظر است. مانند پزشكان چگونه آدمهايي هستند؟

 روشهاي مختلف مقدمه‌نويسي:
1 – ساده، مستقيم و خبري:
در اين نوع مقدمه، نويسنده ابتدا موضوع را براي خواننده مطرح كرده و در يك جريان منطقي و تشريحي مقاله را با نتيجه‌گيري به پايان مي‌برد.
2 – نقل قول و اقتباس از افكار و عقايد ديگران: در اين نوع مقدمه، نويسنده با يك جمله از نوشته يا افكار مشاهير علمي، ادبي، مذهبي و حتي ممكن است غيرمشهور و عادي كه در ارتباط با موضوع مقاله مي‌باشد، مقاله را آغاز مي‌كند.
3 – امثال و حكم (مثل، حكايت، روايت): شروع مقاله مي‌تواند با ذكر مثل، حكايت و روايت باشد. مطالعه و جمع‌آوري اين نكته‌ها به مقاله‌نويس در ارايه به موقع آنها كمك مي‌كند.
4 – شعر: آوردن مصرع، بيت يا ابياتي از اشعار شاعران گذشته و حال در ابتداي مقاله مي‌تواند به جذابيت مقاله كمك كند. در واقع در قالب شعر مي‌توان در كمترين واژه‌ها، بيشترين معنا و مقصود را از نگارش بيان نمود.
5 – وصفي: مقاله نويساني كه قلم‌شان داراي قدرت تصويرپردازي و تشريح است معمولاً از اين روش براي شروع مقاله استفاده مي‌كنند. اين روش براي توصيف يك واقعه يا صحنه و عينيت‌بخشيدن به موضوع و خواننده را در صحنه قرار دادن، مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

جمع‌آوری اطلاعات:
تهیه طرح کلی
ذکر نکات مهم
علت تحریر مقاله
جنبه‌های تازه و جدید
 اشاره به سوابق و نکات مهم
مدارک و اطلاعات (با استفاده از منابع مختلف)
نتیجه گیری (هرچقدر استدلال محکم، نتیجه‌گیری آسانتر خواهد شد)

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

تیتر نویسی در مطبوعات بخش۳

                                                                     مجید انتظاری ملکی

شكل و ظاهر تيتر
علاوه بر نقشها و كاركردهاي تيتر كه شرح آنها داده شد، انتخاب شكل تيترها، تعداد ستونهايي كه اشغال مي كنند و همچنين شكل قلمي كه در آنها به كار مي رود نيز نقشهاي خاص را در جلب نگاه خواننده ايفا مي كنند. تيترها از لحاظ كمك به زيباسازي صفحات و تسهيل كار تفكيك مطالب به شكلهاي زير ارائه مي شوند:
تيتر يك سطري (Single – line headline ): اين تيتر همان گونه كه از نام آن برمي آيد، در يك سطر نوشته مي شود:
٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭
تيتر دو يا چند سطري (Multi - line headline ): اين نوع تيترها- به خصوص در هنگامي كه تعداد واژه هاي تيتر زياد است- در دو يا چند سطر (و ترجيحاً در دو سطر ) ارائه مي شوند:
٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭
٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭
تيتر پلكاني (Stepped headline): اين تيتر شبيه پله است و يا به راست و يا به طرف چپ تمايل دارد:
٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭
      ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭
تيتر هرم وارونه (Inverted pyramid headline ): شكل اين تيتر شبيه هرم وارونه است و كلمات آن به تدريج از بالا به پايين، تا رأس هرم كاهش مي يابند:
٭ ٭ ٭ ٭
٭ ٭ ٭
٭ ٭
٭

تيتر مثلثي (Triangle headline ): اين تيتر بر خلاف تيتر هرم وارونه از يك كلمه در سطر اول شروع مي شود و به شکل مثلث پايان مي پذيرد:
٭
   ٭ ٭
      ٭ ٭ ٭
         ٭ ٭ ٭ ٭
                  ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭
                        ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭
شكلهاي ساير تيترها كه صفحه آريان برحسب جايي كه در اختيار دارند و سليقه اي كه به خرج مي دهند از آنها استفاده مي كنند به شرح زير هستند:
- نيم هرمي متمايل به چپ (Flush -left)؛
- نيم هرمي متمايل به راست( Flush – right)؛
- نامساوي متمايل به چپ ؛
- نامساوي متمايل به راست؛
- نامساوي و متمرکز (قرينه)؛
- حاشية متحرك (Hanging Indention)؛
- تركيبي (Combination)
- چكشي (Hammer headline) كه در آن يك كلمه از تيتر با حروف درشت تر در بالاي تيتر مي آيد:
برف
تهران را سفيد پوش كرد
در هر صورت، اگر چه توانمندي و سليقة صفحه آرايان به تيترها شكل نهايي را مي دهد، اما اين شكل دهي نبايد به قيمت اختلال معنايي در تيترها صورت گيرد. اما نبايد نگران كار صفحه آريان به هنگام استفاده از تيتر بود. اينان كار خود را بلدند و نگراني چنداني ندارند، ولي يك نگراني در سراسر زندگي حرفه اي روزنامه نگار پا به پاي او به هنگام تدوين تيتر وجود خواهد داشت و آن خطر وجود كلمات زايد و اضافه است. بايد از كلمات اضافه و زايد در تيتر پرهيزكرد، اضافه بار كلماتي در تيتر، مهم ترين عامل ضربه زدن به آن است.
اصطلاحات انگليسي ذيل براي درك متون كمك مي كنند:
٭ هر گاه اشتباهي در چيدن تيترها رخ دهد به آن Head-bust مي گويند.
٭ هر گاه بقية خبر در صفحة ديگري ارائه شود و تيتر آن خبر- در آن صفحه- چه كامل و چه ناتمام آورده شود، Jump head ناميده مي شود.
٭ براي تيتر اول پنج معادل وجود دارد: Top head , Ribbon , Streamer , Banner ,Line
٭ به ميزان واحد هاي تيتر (اعم از واژه هاي كوچك و بزرگ و همچنين فضايي كه بين واژه ها وجود دارد) Headline count گفته مي شود.
٭ به تيتر اصلي در صفحات داخلي- نه صفحة اول- Binder مي گويند.
٭ به تيتري كه خيلي وقتها كاربرد دارد- به ويژه تيترهاي ستونهاي ثابت- ولي دوباره در حروفچيني چيده نمي شود، و هميشه حاضر و آماده است Standing head مي گويند.
تيتر زني در مصاحبه
اصول تيتر زني در مصاحبه نيز تفاوت چنداني با ساير مقوله هاي روزنامه نگاري ندارد منتها مثل گزارش دست مصاحبه گر يا مسئول مربوطه در انتخاب تيترهاي مختلف نسبت به خبر، بازتر است. اگر مصاحبه خبري باشد يا از متن آن خبر استخراج شده باشد طبيعي است كه بيشتر مطلب نيز خبري است و قوي ترين عنصر خبري مصاحبه، تيتر آن را تشكيل مي دهد، گاهي نيز ممكن است تيتر كلي و غير مستقيم باشد ولي موضوع خبر را در خود داشته باشد. در ساير موارد بسته به ذوق و سليقه و بينش مصاحبه گر يا مسئول مربوطه و نيز شخصيت مصاحبه شونده و مصاحبه كننده، تيترهاي متفاوتي براي مصاحبه انتخاب مي شود. مثلا" وقتي شخصيت مصاحبه شونده ممتاز و برجسته باشد ممكن صرف انجام مصاحبه با او، براي روزنامه، راديو و تلويزيون و مخاطبانشان جنبه خبري داشته باشد و به همين دليل تيتر مطلب به صورت كلي و تحت عنوان مصاحبه با فلان شخصيت مثلا" رئيس جمهور، نخست وزير يا ... ذكر شود، و زماني نيز ممكن است مسائل حاشيه اي، استعاره ها يا موضوعات مورد مصاحبه، در تيتر مصاحبه جاي گيرد. در هر صورت اين ارزش و جايگاه خود مصاحبه است كه در وهلة اول تيتر آن را تعيين مي كند و در مرحلة بعد ديد و سليقه كسي كه تيتر را انتخاب مي كند. بعضي اوقات ممكن است شخصيت مصاحبه كننده نيز ممتاز و برجسته باشد و خود مصاحبه كننده نيز اعتبار و وزنه اي براي مصاحبه باشد بنابراين در روتيتر يا خود تيتر ذكر خواهد شد كه مصاحبة فلاني با .... درباره ... يا ...

ضرباهنگ تيترها؛ يكنواخت، موجى و شكسته

در منابع و كتابهاى روزنامه‏نگارى در بحث مربوط به تيترنويسى كم‏وبيش از يك مجموعه اصول و قواعد مشترك نام برده مى‏شود؛ كوتاه بودن، ساده بودن، روشن بودن و نظاير آن از ويژگيهاى تيتر/ Titleمناسب است. با اين حال تيتر وظايف مشخصى دارد كه مهمترين آنها عبارتند از: بيان خبر در فشرده‏ترين شكل، تفكيك مطالب، اولويت‏گذارى اخبار با توجه به اندازه تيتر پوينت/ Point يعنى واحد اندازه‏گيرى چاپى، هدايت مخاطب به خواندن خبر، تأثيرگذارى بر افكار عمومى و كاربرد آن در صفحه‏آرايى و زيبا ساختن آن.
تيتر و نگاه به آينده
تيتر بايد حاوى خبر باشد و در عين‏حال نگاه به آينده داشته باشد. اين امر سبب مى‏شود تا كنجكاوى خواننده تيتر، تحريك شود. با چنين ويژگى است كه تيتر به وظيفه خود عمل مى‏كند و خواننده را به خواندن خبر وامى‏دارد.
براى آنكه بتوان تيتر را به عامل كنجكاوى خواننده و ترغيب وى به مطالعه خبر تبديل كرد و در واقع براى آن‏كه تيتر آينده‏نگر شود بايد بر مبناى اين اصول تنظيم شود:

چگونه تيتر ترغيب كننده مي شود:
 1. واژه اوّل تيتر بايد به نحوى انتخاب شود كه بيشترين تأثير را بر خواننده بگذارد. به همين دليل نبايد از كلمات بى‏روح و سست و همچنين حروف اضافه در ابتداى تيتر استفاده كرد. كلمه اوّل تيتر بايد ضربه اوّل را بر ذهن خواننده وارد كند و با توجه به بار معنايى كه دارد به چشم خواننده بيايد و بر ذهن او نقش ببندد، مثل اين عنوان:
شبيخون دريايى-هوايى امريكا به عراق
2. شناخت بار عاطفى كلمات در تيترنويسى اهميت فوق‏العاده دارد. هر واژه مى‏تواند القاگر معنا و موضوعى خاص باشد. شناخت كلمات و بار و معناى آنها به تيترنويس كمك مى‏كند تا تيترها را از صفتهاى مختلف برحذر دارد، كاربرد صفت در تيتر همچون در خبر ممنوع است، زيرا كه صفت، تيتر را هم از واقعى و عينى بودن دور مى‏كند و هم قضاوت به‏وجود مى‏آورد كه داورى و قضاوت وظيفه تيترنويس نيست. به‏عنوان مثال به اين تيتر كه در يكى از روزنامه‏ها به چاپ رسيده است توجه كنيد: «پلنگ وحشى پس از مجروح كردن 3 نفر، از پاى درآمد». اين تيتر علاوه‏بر آن‏كه طولانى است از صفت بهره گرفته است. طبيعى است كه پلنگ حيوان اهلى نيست، امّا چرا در تيتر كلمه وحشى (صفت) به‏كار گرفته شده است؟ به‏نظر مى‏رسد كه تيترنويس قصد داشته است مجروح‏شدن 3 انسان را توجيه كند و هيجان تيتر را افزايش دهد. در هرحال در اينجا نه كاربرد صفت قابل توجيه است و نه طولانى بودن تيتر و خستگى و ملالى كه به‏وجود مى‏آورد.
3. گزافه نيست اگر گفته شود كه تيتر همچون يك مصراع يا يك بيت شعر بايد وزن و ريتم يا ضرباهنگ/ Rhythm داشته باشدتا دلنشين و آهنگين شود.
حركت يكنواخت. برخى از تيترها روى خط راست حركت مى‏كنند. اين تيترها آهنگ يكنواخت و معتدلى دارند، مثل:
رئيس‏جمهور به دمشق رفت
«حركت يكنواخت»
تيتر از نقطه «الف» تا «ب» يك حركت بى‏افت‏وخيز و يكنواخت دارد، بدون آن‏كه فراز و نشيبى در لحن اثر بگذارد.

حركت موجى. تيتر در اين وضع روى طول موج حركت موزون و آهنگين دارد. آهنگ تيتر دلنشين است و با استفاده از واژه‏هاى آهنگين نوشته شده است، مثل:
‏هفته‏اى‏درپيش‏است:سرد،بارانى‏وبرفى
«حركت موجى»
حركت ضربه‏اى. تيتر در اين وضع ريتميك و با ضرباهنگ شكسته يا منقطع به‏نظر مى‏آيد. هر ضربه روى هر واژه مى‏نشيند و با واژه بعد به حركت درمى‏آيد، مثل:
كودتا در الجزاير شكست خورد
«حركت ضربه‏اى»
نوع انتخاب واژه‏ها با توجه به ضرباهنگ به نوع رويداد بستگى دارد.
روتيتر: رئيس‏جمهورى در مصاحبه با مجله تايم:
تيتر: آقاى كلينتون! مزاحم نشويد
«حركت موجى»
ضرب‏الاجل تمام شد
«حركت ضربه‏اى»
افزايش قيمت ممنوع- مجلس
«حركت ضربه‏اى»

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

تیترنویسی در مطبوعات بخش۲

اجزاي تيتر
درروزنامه ها و همچنين مجله ها براي پاره اي از مطالب و اخبار، علاوه بر تيتر اصلي، تيترهاي ديگري با حروف كوچكتر در بالا و پايين تيتر اصلي قرار مي دهند. بنابراين تيتر شامل اين اجزاست.
تيتر اصلي: به تيتري كه مهمترين مطلب خبر را بيان مي كند، تيتر اصلي مي گويند درپاره اي ا ز خبرها، اين تيتر يگانه تيتر خبر است و به همين دليل با درشت ترين حروف نسبت به تيترهاي فرعي نوشته مي شود. مانند:
مانور مشترك نيروهاي مسلح در خليج فارس برگزار شد
در انتهاي جملة تيتر اصلي نقطه گذاشته نمي شود. در داخل جمله از ساير نشانه ها استفاده مي شود.
روتيتر: روتيتر، تيتري است كه در بالاي تيتر اصلي قرار مي گيرد وبا حروف كوچكتر نوشته مي شود. روتيتر مقدمه يا مؤخرة تيتر اصلي است يا خود مستقل مي باشد. در تيترهاي يك يا دو ستوني، استفاده از روتيتر به صورت «مستقل» يا «مؤخره» مناسب نيست.
روتيتر: از يك باند افغاني
تيتر اصلي: 500 كيلو هرويين در خراسان كشف شد

روتيتر: فرماندة ژاندرامري
تيتر اصلي: اضافه خدمت مشمولان غايب بخشيده شد
در هر صورت، روتيتر بايد به گونه اي باشد كه با برداشتن آن لطمه اي به تيتر اصلي خبر وارد نيايد.

رو تيتر: سازمان هواشناسي كشور:
تيتر اصلي: برف و كولاك مناطق مختلف كشور را فرا گرفت
زير تيتر: عبور ومرور در جاده هاي كوهستاني به سختي صورت مي گيرد

خلاصه تيتر (Summary head): در پاره اي از موارد كه خبر طولاني است و حاوي مطالب متعدد مي باشد، مي توان خلاصه اي از مطالب مهم رابعد از تيتر اصلي يا زير تيتر به صورت جمله هاي مستقل بيان كرد. خلاصه تيتر را در اصطلاح حرفه اي «سوتيتر» (Soustitre ) هم مي گويند كه با ستاره يا نقطه هاي درشت در ابتداي جمله مشخص مي شود مانند:

روتيتر: با بهره برداري از كشتي «ايران هرمز -25» در بوشهر
تيتر اصلي: نخستين خط كشتيراني ايران - قطر افتتاح شد
زير تيتر: كشتي «ايران هرمز - 25» ظرفيت 150 مسافر و 500 تن بار را دارد.
خلاصة تيتر: کشتي «ايران هرمز - 25) مسافت بين بوشهر و بندر دوحه را كه 250 مايل است، 24 ساعته طي مي كند.
* هر مسافر مي تواند تا 50 كيلو بار به طور رايگان همراه داشته باشد.

بايد توجه داشت كه استفاده زياد از «خلاصه تيتر » در يك خبر، ميتواند خواننده را از خواندن متن خبر باز دارد.
ميان تيتر (Subhead): ميان تيتر معمولاً چند كلمه يا عبارت كوتاه است كه در ميان خبرهاي طولاني و خبرهاي تلفيقي براي تفكيك مطالب مختلف مورد استفاده قرار مي گيرد. استفاده از ميان تيتر در اين گونه خبرها نه تنها لازم، بلكه ضروري است، زيرا براي خواننده سهولت بسيار ايجاد مي كند.
اندازة حروف ميان تيتر از اندازة حروف متن خبر درشت تر است. بايد توجه داشت كه استفاده از تيترهاي فرعي بستگي به اهميت و اندازة خبر دارد. در بسياري از موارد مي توان فقط به نوشتن «روتيتر» و «تيتر اصلي» خبر اكتفا كرد.
زمان فعل تيتر
در تيتر نويسي ترجيح براين است كه اگر رويداد مربوط به گذشته است، فعل تيتر به صورت «ماضي مطلق» و در صورتي كه مربوط به آينده است «مضارع اخباري »باشد. مثال:
رييس جمهوري پاكستان وارد تركيه شد (ماضي مطلق)
وزير خارجة شوروي فردا به عراق مي رود (مضارع اخباري)

تيترهاي صفحة اول روزنامه
تيترهايي كه در صفحة اول (Front Page ) روزنامه ها قرار مي گيرد، براساس معيارهاو ارزشهاي ويژه اي انتخاب مي شود. در تحريرية بسياري از روزنامه هاي بزرگ، شورايي مركب از دبيران بخشهاي مختلف تحريريه (دبير سرويسها) و سردبير، تيترهاي صفحة اول روزنامه را نتخاب مي كنند. در مرحلة اول، دبيران بخشها با توجه به اشرافي كه بر حوزه خبري (News Beat ) خود دارند، تيترهاي پيشنهادي را ارائه مي دهند كه معمولاً از يك يا دو تيتر تجاوز نمي كند. اين گفته به اين معنا نيست كه دبيران بخشها با وجود عدم تشخيص رويدادي مهم در حوزة خبري خود، مجبور باشند تيتري را به شورا ارائه دهند. در هر حال پس از ارائه تيترها، شورا براي انتخاب تيتر هاي صفحة اول تصميم گيري مي كند و از ميان دهها تيتر، تيترها ي مناسب را برمي گزيند.

انتخاب تيترها، پس از بررسي جوانب اخبار صورت مي گيرد و در واقع شورا، تيترها را با توجه به سياست خبري، خط مشي و جهت گيريهاي روزنامه گزينش مي كند.
در اين ميان، با در نظر گرفتن فرم و صفحه آرايي متداول روزنامه، «تيتر خبر اصلي صفحة اول» (anner HeadlineB) (در صفحه آرايي يك تيتري) و تيتر دوم صفحة اول (تيتر سرتاسري)، همواره از ديگر تيتراهاي اين صفحه بيشتر است، زيرا شورا با انتخاب تيتر اصلي صفحه اول مي گويد كه از مهمترين خبرهاي روزنامه چنين تيتري انتخاب شده: «خواننده! مهمترين خبر روزنامه اين خبر است». بديهي است هر خواننده، با توجه به مرتبط بودن يك رويدادخبري به كار وزندگيش، اهميت وارزش خبرراتعيين مي كند.

«برجسته سازي» يا «اولويت گذاري»(Agenda- Setting )
در اوايل دهة 1970 ديدگاهي كه با عنوان «برجسته سازي» يا «اولويت گذاري»(Agenda- Setting ) رسانه ها توسط «دونالد شا» و «ماكسول مك كومز» (onald ShawD/ Maxwell Mccombs ) مطرح شده، اشاره به اين نكته دارد كه رسانه هاي خبري با بزرگ و برجسته كردن رويدادهاي مختلف، كوشش در القاي ديدگاههاي خاص خود به مخاطبان دارند. از نظر اين پژوهشگران، بزرگ و برجسته كردن مطالب در رسانه هاي خبري باعث مي شود كه مخاطبان هم، هماند رسانه ها، آن مطالب رابرجسته و مهم بپندارند. آنها مي گويند، اگر رسانه هاي خبري (راديو، تلويزيون و روزنامه) با اين عمل نتوانند تغييرات رفتاري قابل قبولي در مخاطبان به وجود آورند، حداقل باعث تغييرات شناختي قابل ملاحظه اي در مخاطبان خواهند شد. 5همان طور كه بررسيهاي بعدي نشان مي دهد، اين نكته را بايد در نظر داشت كه خوانندة روزنامه اهميت و ارزش هر خبر را به توجه به مرتبط بودن آن رويداد به كار و زندگيش تعيين مي كند و آثار شناختي، انفعالي و رفتاري رسانه ها ـچه كوتاه مدت و چه بلند مدت ـ بستگي به اين موضوع دارد.(6)
تيتر هاي استنباطي و تيترهاي اقناعي
همواره شكلهاي مختلفي از تيترهاي خبري مورد استفادة روزنامه قرارمي گيرد كه شكل و محتواي آن ها مورد توجه است. به اين گونه تيترها، تيترهاي استنباطي (Inferential Headline ) و تيترهاي اقناعي (Persuasive ) نام نهاده ايم.
تيترهاي استنباطي: تيترهاي استنباطي (برداشتي) در واقع استنباط صحيح تيترنويس از خبريا مجموعه اي از اخبار و گزارشهاي خبري تلفيقي است. در اين نوع تيترها، هدف نقل قول غير مستقيم، برداشت و مفهوم كلي از يك مصاحبه، سخنراني، نتيجة كلي و نهايي يا چكيده اي از مجموع اخبار يا گزارشهاي خبري است. موضوع مهم دراين نوع تيتر اين است كه بينش تيتر نويس، مشي روزنامه و تبحر در تيتر نويسي توأماً دخيلند. به ساده ترين نوع چنين تيترهايي توجه كنيد:
سخنان رييس جمهوري در مورد نقش و وظيفة زنان در جامعه
خواننده با مشاهدة چنين تيتري درمي يابد كه سخنان رييس جمهوري در مورد «زن» است. دراين شيوه، تيتر نويس يا مهمترين موضوع سخنراني را كه در مورد نقش و وظيفه زن بوده، در تيتر قرار داده يا منحصراً موضوع سخنراني در اين باره بوده است. چنين تيترهايي به كل ومجموعه اصلي سخنراني و يا مصاحبه مي پردازند. مثال:
سخنان وزير كشور دربارة برقراري امنيت در استانهاي جنوبي كشور
مصاحبة وزير خارجه درمورد نقش ايران در ثبات منطقه
تازه ترين گزارشها از درگيريهاي لبنان
بايد توجه داشت كه اين گونه تيترها همواره مي تواند با فعل نوشته شود، اما تيترهاي استنباطي از نظر شكل، بدون فعل زيبا تربه نظر مي رسد. اين يكي از مواردي است كه مي توان در تيترنويسي از فعل صرف نظر كرد. تيترهاي استنباطي هيچگاه به صورت نقل قول مستقيم از سخنرانيها و مصاحبه ها نوشته نمي شود. نكتة قابل توجه ديگر در نوشتن تيترهاي استنباطي، برداشت و استنباط تيتر نويس از مصاحبه وسخنراني است. يعني تيترنويس بايد توجه كند كه مثلاً در مصاحبه، مصاحبه شونده اخطار كرده يا هشدار داده است. همچنين سخنران موضوع يا مسأله اي را تحليل كرد ه يا درباره مسأله اي رهنمود داده است. از اين رو، واژه هاي«تأكيد»، «تحليل»، «رهنمود»، «اخطار»، «هشدار»، «تبيين» و «خطاب» بايد در جاي خود و در واقع با برداشت درست تيتر نويس مورد استفاده قرارگيرند. مثال:
تحليل گروباچف از روند «پروستريكا» در شوروي
هشدار رييس جمهوري به حاميان آمريكا در منطقه
 اخطار شهرداري به اصناف در مورد تخلية زباله در معابر عمومي
رييس جمهوري حل مشكلات اقتصادي كشور را مورد تأكيد قرار داد
رييس جمهوري سياست پولي و مالي كشور را تشريح كرد
به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه در بسياري از موارد، تيتر نويس به خاطر حساسيت موضوع سخنراني يا مصاحبه و عدم تمايل به برجسته كردن مطالب، از اين نمونه تيترها استفاده مي كند. تيترهاي استنباطي را بايد از تيترهاي كلي و نامشخص كه معمولاً مبهم و بي محتواست، متمايز دانست.
تيترهاي اقناعي: چنين تيترهايي با هدفهاي مشخصي نوشته مي شود: هدايت يا تهييج افكار عمومي، تبليغ و برجسته سازي موضوعي در جامعه، زمينه سازي در پيرامون اجراي سياست، تحت تأثير قرار دادن گروه يا طبقاتي از جامعه و به طور كلي تبليغ غير مستقيم براي ترغيب، القا يا تبليغ يك پيام خبري. در اين گونه تيتر ها، واژه ها نقش حساس و اساسي مي يابند و بيش از هرزمان ديگر بايد نسبت به انتخاب آنها حساسيت نشان داده شود. از ويژگيهاي تيترهاي تبليغي وشناخت آنها، ميتوان از كار برد در اين نوع تيترها نام برد. اما بايد توجه داشت، كاربرد صفات به تنهايي، تيتر را تبليغي نمي كند، به عنوان مثال كار برد صفت « بزرگترين» در مورد احداث يك پل در كشور، جنبة تبليغي مورد نظر را تيتر نمي دهد. اگر بنويسيم: « بزرگترين پل بر روي كارون احداث شد» و نسبت به پلهاي قديم اين رودخانه چنين نيز باشد. اين تيتر را تبليغي نمي ناميم. در تيتر تبليغي به نوعي رگه هاي سياسي گنجانده مي شود وچنانكه بيان شد،هراندازه در مفهوم، موضوع را القا كند نه درشكل ظاهر، به هدف نزديكتر شده است. مثال:
عراق با پيشنهاد آمريكا براي مذاكره دربارة كويت موافقت كرد
موافقت عراق براي مذاكره با آمريكا اعلام شد
توافق عراق و آمريكا براي مذاكره در ژنو
اين سه تيتر، در ظاهر يك معنا و مفهوم را ميرساند، يعني با وجود تفاوت در شكل ظاهري، معناي واحدي را القا مي كنند، اما تاثير تيتر سوم به دليل استفاده از واژة «توافق» به طور غيرمستقيم برخواننده بيشتر است و القا كنندة همدلي و هماوايي عراقي و آمريكا است.
به طور كلي در تيترهاي اقناعي علاوه بر شكل ظاهري و مفهوم باطني، آنچه از تيتر مي تراود و تأثيرگذاري بيشتري دارد، مد نظر است. به همين دليل، دراين نوع تيترها از واژه هايي كه بار عاطفي بيشتري دارند بايد استفاده كرد و مهمتر آنكه واژه اول تيتر بايد ضربة نخست را براي جلب توجه خواننده فرود آورد.
به عنوان مثال بايد توجه داشت كه بين واژه هاي «واكنش» و «عكس العمل» كدام يك مي توانند در القاي مقصود، تيتر را ياري دهند. همچنين بايد توجه داشت كه در واژه هاي «فروپاشي» و «سقوط» وكلمه هاي «نظام»، «سيستم»، «رژيم» و واژه هاي «موافقت»، «توافق»، «سازش» و «مُرد»، «درگذشت»، «به لقاء الله پيوست» و نظايرآن، هريك بار عاطفي جداگانه اي وجود دارد.
رويدادهايي با دو تيتر
برخي از روزنامه ها براي آرايش صفحه اول روزنامه در مورد يك رويداد يا رويدادهايي كه با يكديگر مرتبط هستند، از دو تيتر زير هم استفاده مي كنند. روزنامه هاي آمريكايي ـ به ويژه روزنامة «نيويورك تايمز » (The New York times) ـ در برخي از موارد از اين شيوه بهره مي جويد. در اين نمونه صفحه آرايي، تيتر اصلي صفحة اول روزنامه معمولاً شامل تيتر اصلي سرتاسري (10 ستوني) است. و تيتر دومي از نظر اندازه حروف ستون برابر يا كوچكتر از اندازه تيتر اصلي است. كاربرد اين گونه تيترها در مواقع استثنايي و هنگام رويدادهايي است كه همزمان رخ مي دهند.
اين تيتر ها درعين حالي كه دو جمله مجزا از يكديگرند، به هم مربوط هستند. زيرا از مهمترين عناصر يك سلسله رويداد به هم پيوسته استخراج مي شوند. برخي معتقدند تيتر دو جمله اي بايد هنگامي مورد استفاده قرار گيرد كه ارتباط بين دو جمله برتمامي خوانندگان روشن باشد، در حالي كه بايد گفت هدف اين تيترها تحريك حس كنجكاوي خواننده براي يافتن ارتباط ميان دو جملة تيتر با يكديگر است. مثال:
درخواست جهاني براي كمك به مردم عراق
بغداد همچنان زيرآتش است
اين دو تيتر كه از بطن يك سلسله رويداد به هم پيوسته استخراج شده است، اين مفهوم را مي رساند كه مردم عراق زير بمبارانهاي هوايي نياز به كمك دارند. مثال ديگر:
پافشاري ايران براي تشكيل كنفرانس اسلامي
جبهه دوم عراق از تركيه گشوده شد
اين دو تيتر از مجموعه رويدادهاي منطقه نوشته شد، اما خوانندگان معمولي روزنامه با نگاه اول ممكن است ارتباط را كشف نكنند، ولي حس كنجكاوي براي يافتن ارتباط بين دو تيتر درآنان برانگيخته مي شود وبه خواندن ليد ومتن خبر تمايل پيدا مي كنند اين گونه تيترها هنوز در مطبوعات ما رايج نشده و خوانندگان با اين نوع تيتر كمتر آشنا هستند. اما اين دليل نمي شود كه روزنامه هاي ما، در مواقعي، با توجه به ظرافتي كه دراين گونه تيتر نويسي لازم است، به چنين روشي روي نياورند.

 تيتر هاي غير متعارف خبري
تيترهاي غير متعارف به تيتر هايي گفته مي شود كه به طور استثنا در مورد برخي از اخبار و گزارشهاي خبري نوشته مي شود. استفاده از اين نوع تيترها براي همة خبرها ودر همة مواقع توصيه نمي شود. از اين تيتر ها مي توان براي خبرهاي هنري، فرهنگي، حوادث، مسائل اجتماعي، هواشناسي و نظاير آن بهره گرفت. مثال:
تهران ديشب در آب غوطه خورد
ديروز در تهران خاك باريد
بجران خليج فارس برسر دو راهي «جنگ و صلح»
 

تيتر يا «سرعنوان»
در تنظيم تيتر تلاش مي شود تا خبر به موجزترين شكل ممكن اعلام گردد. اما اصلاً قرار نيست كه بيان فشرده و موجز خبر، روشني و وضوح آن را از ميان ببرد. تيتر زدن از دشوارترين كارهاي روزنامه نگاري است و لذا تدوين تيترهاي صفحة اول روزنامه ها فقط بر عهدة چند تن از اعضاي تحريريه كه در پي سالها تجربه و دانش آموزي قدرت تيتر زدن را پيدا كرده اند، گذاشته مي شود.
براي تيتر به غير از بيان پيام خبر به شكلي كوتاه و موجز، نقشهاي ديگر نيز، كه در ادبيات روزنامه نگاري كم و بيش بر سرآنها توافق وجود دارد، قايل شده اند:
- ترغيب خوانندگان به خواندن خبر؛
- تعيين وزن و اهميت خبر با توجه به درشتي و ريزي قلم تيتر، و يا بالا و پايين قرار دادن آن در صفحه كه به تعيين اولويت خبرها كمك مي كند؛
- تفكيك مطالب از يكديگر؛
- كمك به زيبا شدن صفحات.
شايد بتوان اصلي ترين مشخصة يك تيتر خوب را ميزان هدايت خواننده به سوي خبر دانست. بنابراين كسي كه تيتر يك خبر را تدوين مي كند، مي تواند از فنون گوناگون در جهت جذاب سازي تيتر بهره گيرد و نگاه خواننده را چنان به آن گره بزند كه خواننده به محض ديدن تيتر بر جاي ميخكوب شود و خبر را دنبال كند. برا ي حركت در مسير رمزآلود تدوين تيتر، علايم و قواعدي وجود دارد كه سبب مي شوند تا عبور از اين مسير هر چه كم خطرتر انجام گيرد:
٭ تيتر هر اندازه كه كوتاهتر باشد، بهتر است؛
٭ تيتر بايد از واژه هاي رسا بهره مند باشد؛
٭ تيتر بايد روشن و دقيق باشد (نه در همة موارد)؛
٭ در تيتر نبايد از كلمات تكراري استفاده شود؛
٭ حتي المقدور و بايد از تيتر سؤالي و منفي پرهيز شود؛
٭تيتر اگر فعل داشته باشد،جاندارتر خواهد شد، بخصوص اگر فعل به طرزي مناسب به كار گرفته شود؛
٭ نبايد در تيتر، واژه ها شكسته شوند؛
٭ تيتر بايد حتي المقدور از ليد استخراج شود، مگر اينكه بخواهيم چندين مورد خبري را در تيتر به خواننده القا كنيم كه باز هم در اين صورت بايد سعي كنيم تا ليدي مناسب با تيتر تدوين كنيم.
به هر حال، روزنامه نگار مي تواند براي جذابيت بخشيدن به تيتر از کلية امكانات كمك بگيرد. دامنة هنر تيتر زدن هم «درونة» تيتر و هم «برونة» آن را در برمي گيرد. كسي كه تيتر مي زند مي تواند از فنوني همچون ضرب آهنگ (Alliteration) استفاده كند و اين همان پرداخت برونه تيتر است؛ و يا با چيدن ظريفانة صداها در كنار يكديگر به نوعي ديگر با استفاده از نظم برونه تيتر رنگي از جذابيت و چشم نوازي بدهد.
استفاده هنرمندانه از جوهرة شعري نيز مي تواند به درونه تيتر عمق و غنا بخشد و آن را به نوعي كلام مُخيل تبديل كند. حتي ابهام و ايهام تيتري نيز، به چالش خواننده براي دستيابي به معنا كمك مي كند و حتي مي توان گفت كه تيتر مي تواند مثل زبان شعر در پاره اي از مواقع از معنا مايه بگيرد. فرض كنيم كه خبر باران شديد ديشب تهران را داريم، تيتر آن چه مي تواند باشد:
-تهران سراسر ديشب زير باران بود (برونة عادي بدون بازي معنايي)؛
-تهران ديشب در چشمه زندگي آب تني كرد (بازي معنايي)؛
-بُغض آسمان بر سر تهران تركيد (بازي معنايي)؛
-نفس عميق تهران در پي باران شديد ديشب (بازي معنايي)؛
-باران بهاري تا بامداد بر تهران باريد (ضرب آهنگ با حرف «ب»)؛
تيتر نويس، صرف نظر از اين بازيهاي درونه اي و برونه اي، بايد دايرة واژگاني خود را نيز گسترش دهد، تا بتواند يك دگرگوني پيوسته از جنبة واژگاني در تيترهاي خود پديد آورد. و راستي را كه بيشترين رضامندي روزنامه نگاري، همة آن فرصتهايي هستند كه هر رويداد تازه در آن فرصتها، روزنامه نگار را به مبارزه و جدالي مي خواند كه زدن يك تيتر جاندار و ناب در آن از فرجام خوش درگيري خبر مي دهد.
اين رضامندي در پاره اي از مواقع، خود را در تيترهاي استنباطي (Inferential Headline) جلوه گر مي سازد. در تيترهاي استنباطي عصاره و جان خبر (Gist) به تيتر تبديل مي شود، عصاره اي كه تا حدي رايحة استنباط روزنامه نگار را نيز با خود دارد. روزنامه نگاري كه تيتر استنباطي مي زند، بايد مرزهاي منطقي استنباط را در نظر بگيرد تا تيتر او به جاي تيتر استنباطي به تيتر حكم كننده (Editorializing) يا تحكم آميز تبديل نشود.
تيترهاي مبتني بر نقل قول (Quotation) نيز مثل ليدهاي مبتني بر نقل قول، از تيتر هاي رايج به حساب مي آيند. در اين نوع تيترها منبع خبر هم آورده مي شود تا به تيتر سنديت بدهد. اين منبع مي تواند يا در آغاز نقل قول (يعني در ابتداي تيتر) و يا در بالاي تيتر تحت عنوان روتيتر جا بگيرد:
«لوموند: سياست فرانسه در الجزاير شكست خورد».
در اين تيتر همراه با نقل قول، منبع خبر كه روزنامة لوموند است، در ابتداي تيتر آمده است.
لوموند اعلام كرد:
سياست فرانسه در الجزاير شكست خورد
در مورد دوم منبع خبر به شكل روتيتر عرضه شده است.
تيترهاي «دو تيتري» هم از جمله تجربه هاي مربوط به تنظيم تيتر به حساب مي آيند. در اين گونه از تيترها، كه دو تيتر جداگانه- اما در پيوند با يكديگر- زده مي شود، دو يا چند موضوع به طور همزمان به اطلاع خواننده مي رسد:
الجزاير در آستانة جنگ داخلي
نظاميان قدرت را به دست گرفتند.
در دوتيتري ها عناصر تيتر از نقاط مختلف خبر گرفته مي شوند.
تيتر كور (Blind head) نيز از تيترها ي رايج است. در اين نوع تيتر، كه براي تحريك خواننده و ايجاد سؤال در ذهن او تدوين مي شود، به اصل خبر اشاره نمي شود:
راز قتل پشت فنجان قهوه بود
اين نوع تيترها براي خبرهاي حادثه اي مناسب هستند، همچون موارد زير:
اعتراف مرد هزار چهره در
پرواز لندن- پاريس
دريچة شعله ور، تنها روزنة
نجات بيست مرد
جيغ ممتد در طبقة پنجم
آسمانخراش شمارة 99
و بالاخره اينكه مي دانيم هر رويداد در يكي از سه ظرف زماني گذشته، حال وآينده رخ مي دهد اما ترجيح روزنامه نگاران در تيترها با توجه به ارزش خبري «تازگي» بر دو پاية حال و آينده استوار است.
روزنامه نگاران براي آنكه به سرعت ارتباط خواننده را با خبر برقرار كنند از تيترهاي معطوف به منطقة جغرافيايي هم بهره مي گيرند. تيترنويس ها سعي ميكنند بااعلام منطقة رويداددرتيتر،تكيلف خواننده رابه سرعت روشن نمايند.
افزون بر اين موارد روزنامه نگاران همچنين با كاربرد ماهرانة صفت در تيتر به طرزي نامحسوس خواننده را به مسير مورد نظر و دلخواه خود سوق مي دهند. مثال:
1- صدها تن از مردم آلمان شرقي وارد آلمان غربي شدند.
2- سُرخها واردآلمان غربي شدند.
دومين تيتر مضمون ويژه اي را به خواننده القا مي كند و در حالي كه تيتر اول موضع خاصي ندراد، تيتر دوم به نوعي القاگري پنهان مبادرت ورزيده است. با توجه به اين دو مثال مي توان گفت كه براي تيترزدن دو محور وجود دارد: افقي و عمودي.
از ديدگاه زبان شناسي، محور افقي همان محور هم نشيني است كه در آن واژه ها در كنار هم قرار مي گيرند و محور عمودي نيز حكم محور جانشيني را دارد.در دو تيتر فوق، محورهاي هم نشيني و جانشيني به شكل زيرمتجلي مي شوند:
و همانطور كه مي بينيد كلمه سرخها در محور جانشيني، جانشين عبارت "صدها تن از مردم آلمان شرقي" شده است. در مثالهاي زير مي بينيم كه چگونه هرجا به جايي در محورجانشيني مي تواند بار ويژه اي را از نظر معنايي القا كند. اين القائات در تيترها به شكلي صورت مي گيرند كه خواننده متوجه آنها نمي شود. در واقع خواننده اصلاً نمي داند كه روزنامه نگار چندين گزينة گوناگون براي محورجانشيني داشته وفقط يكي ازآنهاراعرضه كرده است:
در مورد تيتر حرفهاي گفتني بسيار وجود دارد همچون بحث زبان تهييج كننده (Emotive Language ). در اين نوع از تيترها، هدف روزنامه نگار پيش از آنكه انتقال و ارائه اطلاعات و خبر باشد، تلقين و القاء است. به ديگر زبان در "تيترهاي تهييج كننده"، پيش از آن كه “پيام” مطرح باشد، خود “ارتباط گر” مطرح است. اين تيترها هنگامي به كار گرفته مي شوند- به ويژه براي تيتر اول- كه روزنامه احساس مي كند آنچه را كه مايل به حفظ آن است، در معرض تهديد قرار گرفته است. اين تيترها، كه از جملة تيترهاي رايج در مطبوعات غرب هستند، براي منزوي كردن و دور راندن نگرشهاي مخالف كاربرد يافته اند. يكي از نمونه هاي تيترهاي تهييج كننده كه عملاً به فرهنگهاي پژوهش هاي ارتباطي راه يافته است، تا علاقه مندان به مباحث ارتباطات با نمونة آن آشنا شوند، تيتر معروف نشرية سان (SUN ) انگليس در زمان جنگ فالكلند (انگليس- آرژانتين ، 1982 ) است تيتر اين روزنامه كه براي تهييج مردم انگليس زده شد، فقط يك كلمه بود: «Gotcha" ». اين كلمه شكل محاوره اي اين عبارت است:
"We have got, What we wanted" يعني «به همه چيز دست يافتيم». يا «آنچه را كه مي خواستيم به دست آورديم».
يكي از ميثاقهاي ثابت در امر تدوين تيتر در روزنامه ها استفاده از فن شخصيت گرايي (Personalization ) است. روزنامه نگاران همانگونه كه به هنگام گزينش رويداد متوجه ارزش خبري شهرت هستند، در تيتر زدن نيز به شخصيتها توجه دارند، و اگر شخصيت، معروف باشد، به پاي ثابت تيترها تبديل مي شود. استفاده از فن بيان (Rhetoric ) نيز يكي از فنون تدوين تيتر است. اين شكل از كار كه در واقع استفاده از زبان براي اقناع ديگران است، چهرة عريان انگاره سازي (Image – making ) براي خواننده، به حساب مي آيد. بيان براي روزنامه نگاران حكم «آچار فرانسه» را براي كارهاي فني دارد. تيترهاي اول بسياري از مطبوعات جهان كه با استفاده از همين فن شكل مي گيرند، عملاً آميخته به نگاه حاكم بر روزنامه هستند. در اين شيوه، واقعيت (Actuality ) به بيان (Rhetoric ) تبديل مي شود. واژه هايي همچون ميانه رو، تندرو، نظم، آشوب، سياه و سفيد كه در واقع كليشه هاي تبديل مسائل پيچيده و به وجوه ساده اند، محصولات رسانه اي شدن رويداد ها (Mediation ) هستند كه نتيجه اي جز دست دوم شدن دانش و اطلاعات ما از جهان واقعي در جهان رسانه ها ندارد.
پرسش اين است كه آيا همة كساني كه از آنان با صفت مثلاً ميانه رو ياد مي شود، مثل هم هستند؟ همين سؤال در مورد سياهان، تندروها و ديگران مطرح است. در اين «دست دوم شدن دانش و اطلاعات ما از جهان واقعي» كه در جهان رسانه ها به وقع مي پيوندد، عواملي همچون دريافتها و برداشتهاي شخصي و رسانه اي، نحوة پردازش خبر، و تاكيدهايي كه بر روي عناصر مختلف خبر انجام مي گيرند و يا بي اهميت نشان دادن آن عناصر و همچنين ضرورتها و جبرهاي ناشي از تبديل شدن «رويداد» به «واژه» و «تصوير»،پيامهاي رقباوبالاخره محدوديتهاي زماني ومكاني نقش اساسي دارند.
پس به اين ترتيب، اگر چه ساخت دهي به رويدادها الزاماً و صرفاً در انحصار مطلق رسانه ها نيست، اما به هر حال تأثير اين ساخت دهي و ساخت پذيري در رويدادها، بر ذهن خواننده، امري مشهود و غير قابل انكار است. اين نوع ساده سازي و كليشه سازي در تيترها (ميانه روها، تند روها، تروريستها، آشوبگران و....) كه متأسفانه ضرورت كوتاه بودن تيترها هم آنها را تشديد مي كند، هم دامنة واژگاني تيترها را محدود مي سازد و هم امكان تغيير اين قلمروهاي كليشه اي معنايي را دشوار تر مي نمايد.
افزون بر اين، كليشه هاي تيتري يا تيترهاي كليشه اي به پيش داوريها هم دامن مي زنند و همانگونه كه گفته شد در عين حال اين كليشه سازيها، به دليل اين که رسانه ها درگير ضرورت شناساندن سريع و معرفي «سرنخ هاي اصلي خبرها هستند، گريز ناپذير به نظر مي رسند يعني عامل سرعت نيز در كليشه ساز ي نقش دارد.
افزون بر آنچه در مورد تيتر گفته شده سه وجه را كه به دليل جذب و ترغيب خواننده به خواندن خبر مؤثرند نبايد فراموش كرد. اين سه وجه كه هماره طالبان خاص خود را دارند و چندان در گرو تيترها نيستند. بلكه در حقيقت تيترها وابستة ارزشهاي خبري آنها مي شوند، عبارتند از:
1-خبرهاي غير منتظره (Spot news) (سيل، ترور، سقوط هواپيما، زمين لرزه، قتل و...)؛
2-خبرهاي جاري(Current news) (اعتصاب، جنگ، قحطي و..)؛
3- خبرهاي آينده (Future news) (انتخابات، سمينارها، ديدارهاي رسمي، کنفرانس ها و...).

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

تيتر نویسی در مطبوعات۱ (Headline )

                                                          مجید انتظاری ملکی

تيتر هدايتگر خواننده به سوي خبر است. جمله يا عبارتي است كه به خبر هويّت مي دهد، مي تواند خواننده را به خواندن مطلب ترغيب كند، يا او را از خواندن باز دارد. خوانندة روزنامه پوياست و مطالب مخلتف را انتخاب مي كند. 1 بررسيهاي بي شماري كه بر روي خوانندگان روزنامه انجام شده، نشان مي دهد كه خواننده به منظور تأمين «نيازهاي آني و آتي» وآگاهي از محيط اطراف خود، همه مطالب روزنامه را نمي خواند بلكه آنچه را كه مورد نظر اوست، برمي گزيند.2 تيتر در بسياري از روزنامه ها عامل مؤثري در توجه خوانندگان به آنهاست. بسياري از مردم، روزنامه را به خواندن تيترهاي صفحة اول آن بر روي دكة روزنامه فروشيها خريداري مي كنند. به همين دليل، صفحة اول اكثر روزنامه هاي ايران به سبك ويتريني و با تيتر هاي درشت آرايش مي شود. در چنين روزنامه هايي، بزرگي يا كوچكي تيتر، خود به خود اهميت تيتر را القا مي كند. البته بايد توجه داشت، در روزنامه هايي كه از سبكهاي ديگر صفحه آرايي بهره مي گيرند، علاوه بر مورد فوق، اولويت خبر را جايگاه تيتر در صفحه تعيين مي كند.
ویژگی های تیتر:
• بيان پيام خبري به طور خلاصه و فشرده؛
• ترغيب خواننده به خواندن «ليد» و متن خبر (خريد روزنامه)؛
• تعيين اهميت و ارزشيابي مطالب مختلف؛
• تفكيك مطالب مختلف روزنامه از يكديگر؛
• كمك به زيبايي صفحه روزنامه.
بنابراين، با توجه به اهميت تيتر در ارزشيابي و اولويت بخشيدن به رويدادها، تيتر خبري بايد چكيدة مهمترين مطلب را دقيق و روشن بيان كند. به عبارت ديگر، تيتر بايد بتواند با حداقل واژه ها، حداكثر مفهوم و معنا را برساند.
قواعد تيتر نويسي
تيتر، معمولاً پس از تنظيم خبر نوشته مي شود وخبرنگار بايد از قواعد تيتر نويسي همچون خبر نويسي آگاه باشد. در نوشتن تيتر بايد نكته هايي زير را در نظر گرفت، اما چنانچه بتوان تيتر مناسب و گيرايي بدون توجه به اين موارد نوشت، ايرادي ندارد:
• تيتر بايد با مطالب «ليد» خبر هماهنگ و منطبق باشد وهمان مطالب را نه كمتر و نه بيشتر بيان كند. (در مواردي كه از سبك تاريخي (Chronological Style) يا ترتيبي در تنظيم خبر استفاده مي شود و همچنين در برخي از تيتر هاي «استنباطي» (Inferential ) - كه به آن اشاره خواهد شد- تيتر و ليد مي توانند به طور مستقيم با يكديگر هماهنگ نباشند)؛
• در نوشتن تيتر بايد از واژه هاي آشنا و رسا استفاده كرد؛
• تيتر بايد روشن، دقيق و بدون ابهام باشد؛
• چون تيتر، شعار (Slogan)نيست، بنابراين بايد حاوي فعل باشد، مگر در شرايطي كه انجام شدن يا انجام نشدن كار براي خواننده ابهامي در برنداشته باشد؛
• انتخاب فعل مناسب،كليد موفقيت در نگارش تيتر است؛
• از تكرار كلمه در تيتر بايد اجتناب كرد؛
• از نوشتن تيتر هاي سؤالي، مگر در موارد ضروري، بايد خودداري كرد؛
• از نوشتن تيتر هاي منفي بايد اجتناب كرد، مگر در مواردي كه تيتر هدف خاصي را دنبال مي كند،
• از شكستن واژه ها در تيتر بايد پرهيز كرد؛
• هر چه تيتر كوتاهتر باشد- به شرط آن كه مهمترين مطلب را به طور دقيق برساند- بهتر است؛
• از نوشتن حروف اضافه و برخي واژه ها، مانند «به»، «براي»، «با» در ابتداي تيتر بايد خودداري كرد؛
• شكل ظاهري تيتر را از نظر انتخاب واژه ها ي مشابه بايد در نظر گرفت؛
• همانند ليد، «تيتر نقلي» به صورت «نقل قول مستقيم» تنها در صورتي مجاز است كه تيتر ويژگيهاي بالا را دارا باشد، درغير اين صورت، بايد مفهوم مطلب را به صورت «نقل قول غير مستقيم» براي تيتر نوشت.
تيتر كلي و تيتر مشخص
همان طور كه گفته شد، تيتر بايد دقيق و بدون ابهام باشد و پيام خبري را به روشني بيان كند. معمولاً تيترهاي كلي و غير مشخص كه بدون استفاده از فعل نوشته مي شوند، پيام خبري را به طور ناقص بيان مي كنند. براي مطالب خبري، بايد از نوشتن تيتر هاي كلي و غير مشخص خودداري كرد و پيام را به صورت صريح نوشت. به اين تيتر توجه كنيد.
كنگرة بين المللي بزرگداشت فردوسي در تهران
اين تيتر مبهم مشخص نمي كند كه اين كنگره برگزار شده است. يا در چه زماني برگزار مي شود. اگر به اين تيتر زمان فردا، امروز يا ديروز نيز بيفزاييم، تا فعل در آن به کار نرود از ابهام خارج نخواهد شد. البته ممکن است گفته شود مي توان اين تيتر را با «روتيتر» (Kicker ) تكميل كرد، يعني فعل را در «روتيتر» به كار برد.به اين صورت:
فردا برگزار مي شود
كنگرة بين المللي بزرگداشت فردوسي در تهران
بايد توجه داشت كه تيتر اصلي همواره بايد مستقل و بدون واسطه معناي كامل داشته و خالي از ابهام باشد، زيرا تيتر اصلي خبر است كه پيش از هر چيز نظر خواننده را جلب مي كند و به همين دليل بايد جدا از اجزاي ديگر تيتر مشخص و داراي مفهوم باشد. حتي زماني هم كه تيتر را به صورت «نقل قول» مي نويسم، بايد تيتر اصلي خبر بدون توجه به «روتيتر» داراي معناي مشخص و بدون ابهام باشد. بدين ترتيب تيتر مورد نظر يا فعل مفهوم پيدا مي كند.
كنگرة بزرگداشت فردوسي فردا درتهران برگزار مي شود
در تيتر هاي نقلي، اگر ناقل جمله در اولويت باشد، حتماً بايد در تيتر اصلي درنظر گرفته شود. مانند:
رييس جمهوري: ما فردوسي را ملي، اسلامي و جهاني مي دانيم
در صورتي كه ناقل خبر در درجة دوم اهميت قرار داشت، چنانچه «روتيتر» به سبب كمبود جا يا هر علتي در صفحه آرايي نهايي حذف شود، به تيتر اصلي خبر، لطمه اي وارد نمي آورد. مانند:
سازمان سنجش آموزش كشور:
نتايج كنكور سراسري هفته آينده اعلام مي شود
در چنين مواردي، اگر روتيتر هم حذف شود، تيتر اصلي داراي ابهام نخواهد بود، زيرا به صورت يك تيتر مستقل معني دارد و مشخص است.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

چهره هاي معاصر مطبوعات آذربايجان (1350-1301شمسي)

گردآورنده :مجيد انتظاري ملكي

تلاشگران عرصه مطبوعات ازجمله كساني هستند كه همواره به فراموشي سپرده شده وكمتر كسي پیدا می شود كه درموردآنها قلم بردست بگيرد. بمانند آن سوزني  كه همه را لباس مي دوزند اما دريغا از لباس خويشتن.خيلي از نويسندگان وروزنامه نگاراني هستند كه شايد نامي از آنها به گوشمان نخورده است درحاليكه آنها حق بسيار بزرگي بر گردن فرزندان اين مرز وبوم دارند.مرداني كه زندگي خود را در راه مبارزه و آزادگي از دست داده  وحق آنها از سوي نسل بازمانده ادا نگرديده است در اين مجال بهتر ديدم كه چند تن از اين افراد را براي آگاهي  دوستان معرفي نمايم.اينهاكسانيكه هستند كه در عرصه مطبوعات آذربايجان در نيمه اول قرن سيزدهم شمسي فعاليت داشتند.دور از ذهن نيست كه نام شخصيتي از قلم افتاده باشد. خواهشمنديم دوستان ما را مطلع وتا بتوانيم آن را تكميل نماييم.اكثر منبع اين مطالب برگرفته از كتاب چهره هاي مطبوعات معاصر مي باشد.

بیوک اردبیلی

تولد 1301، در رشته کشاورزی دکتر ا داشته و خدمت مطبوعاتی را از سال 1334 آغاز کردو استاد دانشگاه بود. طی خدمت مطبوعاتی خود مدت­ها روزنامه «آذربایجان» را در تهران به مدیریت خویش انتشار داده است. فرانسه می­دانست و به انگلیسی آشنا يي داشت. دررشته تخصصی خویش 14 جلد تألیف دارد وي به تمام کشورهای اروپائی سفر کرده است.

ربيع انصاری

تولد 1281، تحصیلات قدیمه کرده است. خدمت مطبوعاتی را از سال 1319 آغاز و روزنامه «کیوان» را در 5 دوره در رضائیه انتشار داد . به فرانسه – انگلیسی- عربی –آسوری و ترکی آشنايي داشت و به دریافت نشان همایون نائل آمد . به بیشتر کشورهای اروپائی سفر کرده و 4 جلد تألیف دارد که از میان آنها از جنایات بشر یا آدم فروشان قرن بیستم می­توان نام برد.

حاج سید اسماعیل پيمان

متولد 1280، تحصیلات قدیمه کرده است. خدمت مطبوعاتی را از سال 1304 آغاز و در سال 1329 تا کنون روزنامه مهد آزادی (تبریز) را انتشار می­دهد. عربی و ترکی می­داند و به دریافت مدال 25 آذر نائل گرديد. به کشورهای ترکیه- سوریه- عربستان سعودی-  اردن هاشمی و عراق سفر کرد. از تألیفات وی از کتاب «فتات غسان» می­توان نام برد.

هادی ابراهیمی وفائی

متولد 1327داراي دیپلمه طبیعی بود. خدمت مطبوعاتی را از سال 1347 آغاز کرد.

 وي سالهاي متمادي سرپرست روزنامه فرمان در استان آذربایجان شرقی بود.

اصغر اظهر کمندی

متولد 1321 دیپلمه طبیعی داشت. خدمت مطبوعاتی را از سال 1339 آغاز کرد  وي  سرپرست موسسه اطلاعات در آذربایجان بود.

محمد رضا افشاری آزاد

متولد 1329، دیپلمه طبیعی داشت. خدمت مطبوعاتی را از سال 1348 آغاز کرده و خبرنگار مجله دنیای ورزش در تبریزبود.

مجید اقتصادخواه

متولد 1326، فوق دیپلم در رشته حسابداری بودوي خدمت مطبوعاتی را از سال 1347 آغاز کرده و از نویسندگان روزنامه آذرآبادگان (تبریز)بود و برای کیهان نیز گاهی مطلب می­نوشت. به انگلیسی – عربی تا حدودی آشنایی داشت.

امیر همایون امیر احمدی

متولد 1309، تحصیلات متوسطه داشت .وي خدمت مطبوعاتی را از سال 1330 آغاز کرد.نویسنده روزنامه مهد آزادی (تبریز) بود. طی خدمت مطبوعاتی خود با چندین نشریه از راه نوشتن مقالات همکاری داشت . به زبان فرانسه تا حدودی آشنا داشت .از تألیفات وی می­توان «احزاب سیاسی بعد از شهریور 1320» و «دفتر شاعر» را نام برد.

صدیف بختیاری

متولد 1300،تحصیلات قدیمی داشته است. خدمت مطبوعاتی را از سال 1320 آغاز کرد . وي با چندین نشریه کشور و همچنین مطبوعاتی که در اردبیل انتشار یافته­اند همکاری داشته است.

حسین تبریزی (فشنگچی)

خدمت مطبوعاتی را از سال 1328 با انتشار روزنامه «تبریز» در این شهر آغاز کرد.

محمد دیهیم

تولد 1286،تحصیلاتش در حدود لیسانس بود، خدمت مطبوعاتی را از سال 1311 آغاز کرده است و مدیر روزنامه «آذرآبادگان» چاپ تبریز بود. به کشورهای ترکیه – اتریش – اسپانیا- فرانسه- عراق- آلمان و عربستان سعودی سفر کرده و به دریافت نشان­های همایون- شجاعت- رستاخیز و تاجگذاری نائل آمد . از تألیفات وی می­توان از 27 جلد کتاب نام برد که غالب آنها در زمینه مسائل آموزشی است.

مرتضی رضوی

متولد 1284،لیسانسیه حقوق ،خدمت مطبوعاتی را از سال 1323 آغاز کرد و مدتها صاحب امتیاز و مدیر روزنامه «راه راست» بود . به زبان فرانسه آشنایی داشت.

ولی­الله رهنما

متولد 1295،تحصیلات قدیمی ، صاحب امتیاز و مدیر روزنامه «ندای رهنما» چاپ مراغه بود. عربی و ترکی می­دانست و به انگلیسی و فرانسه مختصر آشنایی داشت.

غفار زرین کفش

متولد 1282، دیپلمه ، خدمت مطبوعاتی را از سال 1316 از طریق نوشتن مقالات برای مطبوعات تبریز آغاز کرد . طی خدمت مطبوعاتی خویش مدت 5 سال مدیر و سردبیر روزنامه «زرین سپهر» (تبریز) بوده است. عربی می­دانست و با فرانسه آشنایی محدودی داشت.

حميد جوان

متولد 1313  از دانشگاه کمبریج لندن گواهینامه مقدماتی گرفته بود. خدمت مطبوعاتی را از سال 1335 آغاز کرد  و مدتی سردبیر روزنامه «اختر آذربایجان» بود.

عزیز سلطان­الذاکرین  

متولد 1311، به نام مستعار ذاکر نیز معروف است. تحصیلاتش متوسطه بود. خدمت مطبوعاتی را از سال 1332 آغاز کرد وي   خبرنگار روزنامه کیهان در تبریز بود.

محمد شاکریان

متولد 1307، تحصیلاتش  متوسطه بود. خدمت مطبوعاتی را از سال 1322 آغاز کرد. ايشان نماینده­ مطبوعات مرکز در مراغه بود.

ناصر شفیعی

متولد1318. با نام مستعار (ن.ش.) نیز مطالب خود را امضاء می­ كرد. در رشته جغرافیای انسانی و اقتصادی از دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز لیسانس داشت. خدمت مطبوعاتی را از سال 1341 آغاز کرد  و   صفحه هنر روز ویژه آذربایجان­ در روزنامه کیهان را برعهده داشت. به زبان فرانسه آشنایی داشت. از تألیفات وی می­توان از «مهره­های شرمنده» و «مرده خواران» نام برد.

غلامرضا شهنام

متولد1330. با نام مستعا ر «ساسان» نیز مطالب خود را امضا می­کند. تحصيلات عاليه داشت وي خدمت مطبوعاتی را از سال 1344 آغاز کرد و  مسئول انتشارات و امور خبری کمیته حزب ایران نوین در رضائیه و خبرنگار کیهان در همان شهر بود.

یحیی شیدا

استاد یحیی شیدا در سال 1303 هجری شمسی در تبریز دیده به جهان گشود. پدرش مرحوم حسن یوزباشی چرندابی از مجاهدان مشروطه و از محله چرنداب تبریز بود.
وی از سال 1327 همکاری خود را با مطبوعات آغاز کرد و در نخستین قدم در روزنامه "آذر مرد" به عنوان سردبیر مشغول به کار شد.
استاد شیدا، مدتی در مدرسه طالبیه تبریز رشته علوم دینی را تحصیل کرد و به زبانهای آلمانی، عربی، ترکی و فارسی آشنایی کامل داشت.

مرحوم شیدا، از استادان بزرگ نظم و نثر آذربایجان و ایران به شمار می رفت و طی 60 سال کار فرهنگی، خدمات ماندگاری به جامعه فرهنگی و ادبی تبریز و ایران ارایه کرد.
بسیاری از شاعران و نویسندگان آذربایجانی سال ها در پای درس استاد شیدا نشسته و دانش آموخته مکتب وی بودند.وی عضو انجمن نویسندگان باکو بود و دکترای افتخاری ادبیات از این مرکز دانشگاهی را داشت.
از آثار و تالیفات وی می توان فرآورده ها، در زوایای تاریخ "نثر"، "تلواسه ها"، قصاید، غزلیات، پسرخان (رمان)، دریای متلاطم، جنایات زن یا شاهکارهای طبیعت (در زوایای ادبیات)، ادبیات اوجاغی در سه جلد، اودلار وطنی، اودلی سوزلر، اون جزوه، میرزا علی معجزین "یاپیلمامیش" شعر لری و بی ریانین اورهک سوزلری اشاره کرد.

عزیز صابر

متولد 1280، تحصیلات قدیمه کرده است. خدمت مطبوعاتی را از سال 1330 آغاز و صاحب امتیاز و مدیر روزنامه «قبس» چاپ اردبیل بود. عربی و ترکی می­دانست و به چند کشور اروپایی سفر کرده بود.

علی علائی

متولد 1287،تحصیلات قدیمه کرده بود. خدمت مطبوعاتی را از سال 1328 آغاز کرد  و مدتی صاحب امتیاز و مدیر روزنامه پیک روز (چاپ اردبیل) بودو  به ترکی و عربی آشنایی دارد.

محمد علی علامی

متولد 1281، در رشته ادبیات و تاریخ و جغرافیا فوق لیسانس داشت. خدمت مطبوعاتي را از سال 1324 آغاز کرده و مدیر روزنامه «پیام آذربایجان» چاپ تبریز بود وي از طریق نوشتن مقالات با جراید مرکز نیز همکاری می كرد. عربی می­دانست و به انگلیسی آشنایی محدودی داشت. طی خدمت مطبوعاتی خود به دریافت مدالهای 21 آذر- 28 مرداد و تاجگذاری نائل آمد .

نصرت­اله فتحی

متولد 1293،دیپلمه و فارغ­التحصیل کلاس­های مالی – گمرکی و قضایی بود. خدمت مطبوعاتی را از سال 1308 در روزنامه «شاهین» تبریز آغاز و مدتی مجله «پیمان» را اداره می­کرده است. در سال 1329 روزنامه­های «تقدیر» و «نیروی جوان» را به مدیریت خود انتشار داده و سپس مدتی امتیاز روزنامه­ای به نام «مرکز» را داشته است. ترکی می­دانست و به فرانسه – انگلیسی و عربی تا حدودی آشنا يي داشت. دارای تالیفات متعدد است که از آن جمله از «یادی از حیدربابا» و «همرزم ستارخان» می­توان نام برد.

رسول صحاف امین  

متولد 1321. تحصیلاتش متوسطه بود. خدمت مطبوعاتی را از سال 1344 آغاز کرد. ايشان خبرنگار مجله جوانان در تبریز بود.

خسرو فرح­نیا

متولد 1322، تحصیلاتش دیپلم متوسطه بود. خدمت مطبوعاتی را از سال 1349 آغاز کرد وي خبرنگار اجتماعی روزنامه اطلاعات در تبریز بود. به انگلیسی و آلمانی آشنایی داشت، و به کشورهای آلمان و فرانسه سفر کرده بود.

محسن قرشیان

متولد 1325. با امضای «م. قریشی» مطالب خود را منتشر می­کرد. دیپلمه ادبی داشته و خدمت مطبوعاتی را از سال 1345 آغاز کرد. او خبرنگار اجتماعی و حوادث روزنامه کیهان در تبریز بود.

مهدی کرمی آخوله  

متولد 1312. تحصیلاتش دوره متوسطه وخدمت مطبوعاتی را از 1334 آغاز کرده وي عکاس خبري روزنامه اطلاعات در تبریز بود.

علی اکبر مجتهدی

در رشته پزشکی دکتری داشت. خدمت مطبوعاتی را از سال 1331 با انتشار هفته نامه «توحید افکار» در تبریز آغاز کرد.

علی مددی حاجی پیرلو

متولد 1323. خدمت مطبوعاتی خود را از سال 1340 آغاز کرد.ايشان نماینده مطبوعات در استان آذربايجان غربي (استان چهارم ) و سرپرست خبرنگاران فرمان در این استان بود.

حميد ملا زاده

حمید ملازاده به سال 1310 در شهر تبریز دیده به جهان گشود. دوران نوجوانی اش مصادف بود با جنگ جهانی دوم و اشغال تبریز توسط قوای ارتش سرخ. حرفه روزنامه نگاری را با فروش دوره گردی روزنامه «وطن یولوندا» ارگان ارتش سرخ مستقر در آذربایجان در سال 1323 آغاز کرد.

ملازاده در همان دوران نوجوانی روزنامه فروشی حرفه ای شد و برای فروش روزنامه های تهران با حاج سید اسماعیل پیمان و فرزندش سید جواد که نمایندگی روزنامه های تهران را داشتند آشنا شد. این همکاری دوستی عمیق و ریشه داری بین حاج حمید و حاج سید جواد را سبب شد. آن دو به تدریج حرفه ای ترین روزنامه نگاران آذربایجان شدند.

 حاج حمید ملازاده اولین کیوسک مطبوعاتی را در تبریز بنیاد نهاد که در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت کیوسک وی به پاتوق روشنفکران تبدیل گشت. بعد از کودتای 28 مرداد سال 1332 حمید ملازاده به اجبار و به خاطر فعالیت های مطبوعاتی اش مجبور به ترک تبریز گشت و در تهران پس از مدتی اختفا دستگیر شد و 14 ماه در بازداشت حکومت نظامی به سر برد.
او پس از آزادی از زندان، فعالیت روزنامه نگاری را در تهران ادامه داد. ابتدا با روزنامه های «نجات» و «تلگراف» همکاری داشت تا اینکه با دکتر مصباح زاده مدیر روزنامه «کیهان» آشنا شد که نتیجه آن اخذ سرپرستی روزنامه کیهان در تبریز بود.
حمید به همراه برادرانش توزیع مطبوعات به سبک امروزین را در آذربایجان راه اندازی کرد و در فعالیت حرفه ای خود یکی از بهترین سرپرستان روزنامه کیهان بود. در سایه فعالیت و تلاش شبانه روزی اش توانست اولین کارگاه آموزش عملی روزنامه نگاری را در تبریز که وابسته به روزنامه کیهان بود افتتاح و به بهره برداری برساند.

وي پس از انقلاب اسلامی ایران به کتابفروشی روی آورد و انتشارات ارک را بنيان نهاد.او کتاب هایی در خصوص تاریخ حکومت فرقه دموکرات و همچنین تاریخ معاصر آذربایجان به رشته تحریر در آورد که مشهورترین آنها «سیری در کوچه های خاطرات» است. بعد از 60 سال روزنامه نگاری درسال1389 درتبريز درگذشت.

 احمد نجفقلی­دوست

متولد 1301وي خدمت مطبوعاتی را از سال 1330 شروع کرده و نماینده روزنامه­های آیندگان- پست تهران- فرمان و تاج ورزشی در مراغه بود. اوبا زبان فرانسه آشنایی بيشتري داشت.

 

بهروز نجفقلی­دوست

متولد 1326داراي دیپلمه طبیعی بود.او خدمت مطبوعاتی را از سال 1340 آغاز کرد.وي نماینده روزنامه­های آیندگان و پست تهران در مراغه بود.

فیروز نجفقلی­دوست

وي متولد 1331بود.او خدمت مطبوعاتی را از سال 1342 آغاز کرد ه و خبرنگار مجله تهران مصور و روزنامه تاج ورزشی در مراغه بود.

علی نیک­رفتار خیابانی

 متولد 1317 خدمت مطبوعاتی را از سال 1344 آغاز کرده و سالهاي سال  سرپرست موسسه روزنامه اطلاعات در آذربایجانشرقي بود.

کاظم نخجوانی

تولد 1304، دیپلم پنجم متوسطه گرفته است. خدمت مطبوعاتی را از سال 1330 آغاز کرده و   ناشر و مدیر روزنامه «پیام رضائیه» چاپ رضائیه بود. به انگلیسی- فارسی و ترکی آشنا  و به کشور ترکیه سفر داشت.

ابوالفضل هشترودی  

تحصيل كرده رشته پزشکی بود. وي خدمت مطبوعاتی را از سال 1336 با انتشار مجله ماهانه بهداشت در تبریز آغاز کرد.

 

هاشم تقی­زاده تبریزی (منصور)

متولد 1275  تحصیلات قدیمه داشته است. خدمت مطبوعاتی را از سال 1301آغاز کرده و  نویسنده آزاد در مطبوعات آذربايجان بود.

مطالب ارسال دوستان فرهيخته:

 

غلامرضا عبدالعظيم نژاد

وي از سال 54 همكاري اش را با خبرنگاري مجله دختران وپسران آغاز كرد، سپس خبرنگار مجله جوانان امروز - اطلاعات هفتگي -ونشريات وابسته شد .در سال 57 ضمن حفظ سمت خبرنگاري مجلات ذكر شده خبرنگار روزنامه اطلاعات نيز بود. تا اينكه از مهرماه سال 61 همكار صدا وسيماي تبريز شد. نويسندگي -سر دبيري و تهيه كنندگي برنامه هاي شاخصي چون بيزدن سلام سيزدن كلام -خانواده- ولايتلر حكايتلر - ائل سئون- ائشيداق بيلاق- كنكاش- گوروش- باخيش-پژواك وبسياري ديگر از برنامه ها از جمله كارنامه راديويي ايشان بشمار ميرود.وي چندين سال نيز بعنوان دبير -تهيه كننده وسردبير ودر نهايت با عنوان مسئول خبر نگارن شهر ستانهاي واحد اطلاعات واخبار تبريز فعاليت خبري داشته است .

(منبع اظهارات ارسالي دوست فرهيخته جناب آقاي غلامرضا عبدالظيم نژاد) 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

مطبوعات تركيه در دوره عثمانيان

Türkiyənın osmani  dövrı mətbuatı

                                                                                      مولف: رحیم‌ رئیس‌نیا
با آغاز جنگ‌ جهانی‌ اول‌ و ورود عثمانی‌ به‌ صحنه‌ جنگ‌ به‌ واسطه‌ دولت‌ اتحاد و ترقی‌، آزادی‌ مطبوعات‌ تحت‌ رژیم‌ نظامی‌ بیش‌ از پیش‌ محدود گردید و روزنامه‌نگاری‌، بر اثر تشدید سلطه‌ سیاسی‌ و مشكلات‌ ناشی‌ از جنگ‌، رونق‌ سالهای‌ نخست‌ پس‌ از اعلان‌ حریت‌ را از دست‌ داد ( د. ا. د. ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 373ـ 375). كمی‌ پس‌ از حادثه‌ 31 مارت‌، در ربیع‌الاول‌ 1327 لایحه‌ قانون‌ مطبوعات‌، با مفادی‌ برای‌ تحدید آزادی‌ مطبوعات‌، به‌ مجلس‌ مبعوثان‌ احاله‌ گردید كه‌ با انتقاد شدید نمایندگان‌ مواجه‌ شد، ولی‌ پس‌ از مباحثاتی‌، نه‌ روز مانده‌ به‌ نخستین‌ سالگرد اعلان‌ حریت‌، به‌ تصویب‌ رسید. این‌ قانون‌، كه‌ در حال‌ و هوای‌ انقلابی‌ به‌ تصویب‌ رسیده‌ بود، مجموعاً مدافع‌ آزادی‌ مطبوعات‌ بود و تا 1310 ش‌ اجرا می‌گردید، اما در طی‌ 22 سال‌ دستخوش‌ پانزده‌ بار تغییرات‌ محدود كننده‌ شد (برای‌ آگاهی‌ بیشتر رجوع كنید به: توپوز، ص‌ 97ـ 98، 101). پس‌ از تسلیم‌ حكومت‌ اتحاد و ترقی‌ در 23 محرّم‌ 1337، دوره‌ ده‌ ساله‌ پس‌ از اعلان‌ حریت‌ به‌ پایان‌ رسید. این‌ دوره‌، به‌ویژه‌ سالهای‌ نخست‌ آن‌، یكی‌ از ادوار پرتحرك‌ روزنامه‌نگاری‌ در عثمانی‌ به‌ شمار می‌رود. روزنامه‌نگاری‌ در این‌ دوره‌، در مقایسه‌ با ادوار پیشین‌، از نظر به‌ كارگیری‌ فنّاوری‌ جدید، شكل‌، صفحه‌آرایی‌، استفاده‌ از تصویر و عكس‌ و نیز از حیث‌ محتوا و تنوع‌ موضوعات‌ و پرداختن‌ به‌ مسائل‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌، به‌ عرصه‌ رسیدن‌ نویسندگان‌ چیره‌دست‌ و چاپ‌ رمانهای‌ پاورقی‌ نویسندگان‌ ترك‌، افزایش‌ تعداد عناوین‌ و شمارگان‌ مطبوعات‌ اعم‌ از روزنامه‌ها و مجلات‌، رشد و توسعه‌ یافت‌. در حالی‌ كه‌ شمارگان‌ عمومی‌ روزنامه‌ها به‌ طور متوسط‌ بین‌ 000 ، 5 تا 000 ، 25 نسخه‌ بود، روزنامه‌ اقدام‌ چند روزی‌ حتی‌ در 000 ، 50 نسخه‌ به‌ چاپ‌ رسید. روزنامه‌ هفتگی‌ فكاهی‌ اِشَك‌ (الاغ‌؛ رجوع كنید به: دومان‌، ج‌ 3، ص‌ 99) ــ كه‌ از 1329 تا 1331 منتشر می‌شد و از مسائل‌ روزمره‌ با نوشته‌ها و تصاویر طنز انتقاد می‌كرد (< دایره‌المعارف‌ زبان‌ و ادبیات‌ ترك‌>، ج‌ 3، ص‌ 110) پرفروش‌ترین‌ نشریه‌ در آن‌ سالها بود (شاپولیو، ص‌ 183؛ قاباجالی‌، 2000، ص‌ 136). اساساً مطبوعات‌ فكاهی‌ در دوره‌ مورد بحث‌ جایگاه‌ خاصی‌ داشتند و از قرار معلوم‌، در حالی‌ كه‌ هیچ‌ نشریه‌ فكاهی‌ در دوره‌ استبداد عبدالحمیدی‌ اجازه‌ انتشار نداشت‌، در دوره‌ مشروطیت‌ دوم‌ بیش‌ از یكصد روزنامه‌ و مجله‌ فكاهی‌ در عثمانی‌ انتشار یافت‌ كه‌ اهم‌ آنها، افزون‌ بر روزنامه‌ مذكور، عبارت‌اند از: روزنامه‌ قره‌گؤز، و مجلات‌ قلم‌، جم‌، عالم‌، داوول‌ (طبل‌)، چیكرتكه‌ ( ملخ‌ )، بوش‌ بوغاز (پرحرف‌)، زوغورت‌ (آسمان‌ جل‌)، المعلوم‌، خنده‌، دیكَن‌ (خار)، آی‌دده‌ ، و گولریوز (خنده‌رو؛ رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌ 171، 173؛ قاباجالی‌، 2000، ص‌ 136ـ137؛ آكونال‌، ص‌ 122ـ123؛ درمان‌، ص‌ 72ـ74). روزنامه‌ها و مجلات‌ مصور هم‌، كه‌ معمولاً در اول‌ نامشان‌ كلمه‌های‌ مصور یا رَسْمْلی‌ (عكس‌دار) می‌آمد، از رواج‌ و رونق‌ چشمگیری‌ برخوردار بودند؛ جرایدی‌ همچون‌ مصور ادب‌، مصور مجموعه‌، مصور محیط‌، مصور پاپاغان‌ (طوطی‌)، مصور اشرف‌، رسملی‌ استانبول‌ ، و رسملی‌كتاب‌ (قاباجالی‌، 2000، ص‌ 137). در شهرهای‌ محل‌ استقرار لشكرهای‌ عثمانی‌، چون‌ سلانیك‌ و مُنَستیر و اسكوب‌ ، نیز نشریات‌ نظامی‌ مانند سلاح‌، توپ‌، تفنگ‌، سونگو (سرنیزه‌)، خنجر ، و قورشون‌ (گلوله‌) منتشر می‌شد (شاپولیو، ص‌ 173). همچنین‌ اهم‌ نشریات‌ دینی‌ عبارت‌ بودند از: صدای‌ دین‌ ؛ طریق‌ هدایت‌ ؛ حكمت‌ ؛ مقباس‌ شریعت‌ (همانجا)؛ جریده‌ رسمیه‌ مشیخت‌ (شیخ‌الاسلامی‌) جلیله‌ اسلامیه‌ ، كه‌ از اصلاح‌ مدارس‌ جانبداری‌ می‌كرد؛ بیان‌الحق‌ ، كه‌ آن‌ را جمعیت‌ علمیه‌ اسلامیه‌ منتشر می‌كرد؛ جریده‌ صوفیه‌ ، كه‌ مجله‌ای‌ بود تصوفی‌، دینی‌، سیاسی‌، اخلاقی‌ و ادبی‌؛ مجله‌ جهان‌ اسلام‌ ، كه‌ جمعیت‌ خیریه‌ اسلامیه‌ ناشر آن‌ بود و مقالاتی‌ به‌ زبانهای‌ تركی‌، عربی‌، فارسی‌ و اردو در آن‌ درج‌ می‌شد؛ مجله‌ دینی‌، علمی‌، اقتصادی‌، اجتماعی‌ و ادبی المدارس‌ ، كه‌ مدافع‌ حقوق‌ مدارس‌ اسلامی‌ و طلاب‌ بود (آكونال‌، ص‌ 122)؛ و مجله‌ هفتگی‌ صراط ‌المستقیم‌ ، كه‌ انتشار آن‌ از رجب‌ 1326 آغاز گردید و پس‌ از 182 شماره‌، سبیل ‌الرشاد ( رجوع كنید به: دومان‌، ج‌ 3، ص‌ 541 553) نامیده‌ شد و با همین‌ نام‌ همچنان‌ در استانبول‌ انتشار یافت‌، پس‌ از اشغال‌ استانبول‌ در اسفند 1298/ مارس‌ 1920 توسط‌ نیروهای‌ متفقین‌، به‌ آناطولی‌ انتقال‌ یافت‌ و از جنبش‌ رهایی‌ ملی‌ پشتیبانی‌ كرد و در آستانه‌ اعلان‌ جمهوری‌، در اردیبهشت‌ 1302/ مه‌ 1923 بار دیگر در استانبول‌ انتشار یافت‌ و پس‌ از انتشار واپسین‌ شماره‌اش‌ (شماره‌ 641 در 14 اسفند 1303/ 5 مارس‌ 1925)، به‌ حكم‌ قانون‌ «تقریر سكون‌»، تعطیل‌ شد (< دایره‌المعارف‌ زبان‌ و ادبیات‌ ترك‌ >، ج‌ 8، ص‌ 6ـ7). با این‌ مجله‌ سیاسی‌، دینی‌، فلسفی‌، اجتماعی‌، علمی‌، به‌ صاحب‌امتیازی‌ و مدیرمسئولی‌ اشرف‌ ادیب‌، علما و شعرایی‌ چون‌ شیخ‌الاسلام‌ موسی‌كاظم‌، محمد عاكف‌ اَرْصوی‌ (سراینده‌ سرود ملی‌ تركیه‌) و محمدطاهر بروسه‌لی‌ * (مؤلف‌ عثمانلی‌ مؤلفلری‌ ) همكاری‌ می‌كردند. این‌ مجله‌، افزون‌ بر قلمرو عثمانی‌، با دیگر سرزمینهای‌ اسلامی‌، به‌ویژه‌ با مسلمانان‌ روسیه‌ و هندوستان‌ و بالكان‌ و مصر و شمال‌ افریقا، نیز پیوند و در آنجاها خواننده‌ داشت‌ (همان‌، ج‌ 8 ، ص‌ 8؛ آكونال‌، همانجا).

در همین‌ دوره‌، در پی‌ بحرانی‌ كه‌ دولت‌ عثمانی‌ بدان‌ گرفتار بود، گروههایی‌ معتقد به‌ آرمان‌ ترك‌گرایی‌، كه‌ جناحی‌ از حزب‌ اتحاد و ترقی‌ نیز بدان‌ متمایل‌ بود، گردآمدند و سازمانهای‌ ترك‌گرایی‌ چون‌ «تورك‌ درنگی‌» (انجمن‌ ترك‌) و «تورك‌ یوردی‌ درنگی‌» (جمعیت‌ میهن‌ ترك‌) را تشكیل‌ دادند. مجلاتِ مروّج‌ افكار این‌ سازمانها، تورك‌ درنگی‌ ، تورك‌ یوردی‌ (رجوع كنید به: دومان‌، ج‌ 3، ص‌ 699ـ703)، خلقه‌ دوغْرُو (به‌ سوی‌ خلق‌؛ رجوع كنید به: همان‌، ج‌ 3، ص‌ 132ـ136)، و تورك‌ سؤزو (سخن‌ ترك‌) بودند. مجله‌ گنج‌ قلملر (قلمهای‌ جوان‌؛ رجوع كنید به: همان‌، ج‌ 3، ص‌ 110ـ116)، چاپ‌ سلانیك‌، نیز مروّج‌ «ینی‌لسان‌» (زبان‌ نو، زبان‌ ساده‌) بود ( رجوع كنید به: بانارلی‌، ج‌ 2، ص‌ 1101ـ1102؛ آق‌چوره‌ اوغلی‌، ص‌ 434ـ 447؛ آكونال‌، ص‌ 119ـ120؛ مجله‌ گنج‌ قلملر ، به‌ الفبای‌ لاتینی‌ برگردانده‌ و چاپ‌ شده‌ است‌). ینی‌ مجموعه‌ نیز ــ كه‌ با سرمایه‌ «مركز عمومی‌ اتحاد و ترقی‌» و در گرما گرم‌ جنگ‌ جهانی‌ اول‌، از رمضان‌ 1335 تا محرّم‌ 1337 (66 شماره‌)، منتشر می‌شد مبلّغ‌ ترك‌گرایی‌ بود و نویسندگانی‌ چون‌ ضیا گوكالپ‌ * (متوفی‌ 1303 ش‌)، محمدفؤاد كوپریلی‌ * (متوفی‌ 1345 ش‌)، خالده‌ ادیب‌ آدیوار (متوفی‌ 1343 ش‌) با آن‌ همكاری‌ می‌كردند (<دایره‌المعارف‌ زبان‌ و ادبیات‌ ترك‌ > ، ج‌ 8 ، ص‌ 584- 585).

مطبوعات‌ چپ‌ عثمانی‌ نیز از همان‌ اوایل‌ مشروطیت‌ دوم‌ پدید آمدند كه‌ از آن‌ جمله‌ بودند: روزنامه‌ هفتگی‌ كاوه‌، كه‌ از سوسیالیسمی‌ معتدل‌ و اصلاح‌طلب‌ هواداری‌ می‌كرد و در ازمیر منتشر می‌شد؛ روزنامه‌ عمله‌ ، چاپ‌ سلانیك‌؛ مجله‌ اشتراك‌ و روزنامه‌های‌ سوسیالیست‌ و معاهده‌ و انسانیت‌ و مدنیت‌ ( رجوع كنید به: دومان‌، ج‌ 3، ص‌ 267) كه‌ مروّج‌ افكار حزب‌ سوسیالیست‌ عثمانی‌ بودند؛ و نیز ادراك‌ ( رجوع كنید به: توپوز، ص‌ 118ـ120؛ تونایا، ج‌ 1، ص‌ 252ـ253). مجلاتی‌ چون‌ قادین‌ (زن‌)، قادینلَر دنیاسی‌ (دنیای‌ زنان‌)، قادینلر عالَمی‌ (عالم‌ زنان‌) و اَركَكْلَرْ عالَمی‌ (عالم‌ مردان‌) مروّج‌ برابری‌ زن‌ و مرد بودند. دو مجله‌ مصور دمت‌ (دسته‌ گل‌) و محاسن‌ نیز به‌ زنان‌ اختصاص‌ داشتند. در این‌ مجلات‌ غالباً از حقوق‌ زنان‌، تربیت‌ كودكان‌، و موضوعاتی‌ چون‌ مد سخن‌ رفته‌ است‌ ( رجوع كنید به: آكونال‌، ص‌ 126؛ ایلیاس‌ اوغلو و اینسل‌ ، ص‌ 165ـ 168). برای‌ كودكان‌ نیز جرایدی‌ منتشر می‌شد، از جمله‌ طلبه‌ (دانش‌آموز)، معلم‌ (هر دو چاپ‌ ازمیر)، آرقه‌داش‌ (رفیق‌)، طلبه‌ دفتری‌ (دفتر دانش‌آموز)، چوجوق‌ یوردی‌ (میهن‌ كودك‌)، چوجوق‌ باغچه‌سی‌ (باغچه‌ كودك‌؛ رجوع كنید به: دومان‌، ج‌ 3، ص‌ 70ـ72)، چوجوق‌ دوستی‌ (دوست‌ كودك‌)، چوجوق‌ دنیاسی‌ (دنیای‌ كودك‌)، چوجوق‌ طویغوسو (احساس‌ كودك‌)، و چوجوقلره‌ رهبر (رهبر كودكان‌؛ همان‌، ج‌ 3، ص‌ 73ـ 75). رویكرد این‌گونه‌ نشریات‌ بیشتر تربیتی‌ و هدفشان‌ افزودن‌ معلومات‌ كودكان‌ و بالا بردن‌ سطح‌ فرهنگ‌ آنها بود ( رجوع كنید به: آكونال‌، ص‌ 123ـ124).

ابوالضیاء توفیق‌، در 1288 چاپخانه‌ای‌ تأسیس‌ كرد كه‌ بعدها مطبعه‌ ابوالضیاء نام‌ گرفت‌. وی‌ ضمن‌ چاپ‌ برخی‌ از آثار نامق‌ كمال‌ و نمایشنامه‌ اجل‌ قضا ی‌ خود در این‌ چاپخانه‌، در نشر روزنامه‌ عبرت‌ با نامق‌ كمال‌ همكاری‌ می‌كرد و در همان‌ ایام‌ روزنامه‌های‌ حدیقه‌ و سراج‌ را منتشر نمود. در جریان‌ تبعید نامق‌ كمال‌ و دیگر روزنامه‌نگاران‌ در محرّم‌ 1290، وی‌ به‌ ردوس‌ تبعید شد و پس‌ از بازگشت‌ از تبعید در جمادی‌الاولی‌ 1293، فعالیت‌ مطبوعاتی‌ را ادامه‌ داد تا آنكه‌ در ذیحجه‌ 1317 به‌ قونیه‌ تبعید شد. پس‌ از اعلان‌ مشروطیت‌ دوم‌ (1326/ 1908) به‌ استانبول‌ بازگشت‌ و در همین‌ دوره‌، ضمن‌ وكالت‌ مجلس‌، روزنامه‌ «مستقل‌ الافكار و معتدلِ ترقی‌پرورِ» ینی‌ تصویر افكار را از جمادی‌الاولی‌ 1327 منتشر كرد. این‌ روزنامه‌، كه‌ دو سال‌ بعد تصویر افكار نامیده‌ شد، با تصویر افكار ابراهیم‌شناسی‌ هیچ‌ نسبتی‌ نداشت‌ (<دایره‌المعارف‌ زبان‌ و ادبیات‌ ترك‌ >، ج‌ 12، ص‌ 279) و انتشار آن‌ را پس‌ از مرگ‌ ابوالضیاء توفیق‌ در 19 صفر 1331، پسرانش‌، طلحه‌ و ولید، با توقفهایی‌ تا 1328 ش‌/ 1949 ادامه‌ دادند ( رجوع كنید به: ادامه‌ مقاله‌). ابوالضیاء در واكنش‌ به‌ توقیفهای‌ مكرر روزنامه‌اش‌، كه‌ یكی‌ از پر فروش‌ترین‌ روزنامه‌های‌ آن‌ دوره‌ بود، مجبور شد آن‌ را با نامهایی‌ چون‌ انتباه‌ افكار و تفسیر افكار منتشر سازد (همان‌، ج‌ 12، ص‌ 279ـ280). وی‌ سهم‌ شایان‌ توجهی‌ در كار تكامل‌ و توسعه‌ چاپ‌ و نشر، به‌ ویژه‌ در چاپ‌ نخستین‌ نشریات‌ مصور، داشته‌ است‌ ( رجوع كنید به: د.ا.ترك‌، ج‌ 4، ص‌ 100ـ103).

با سقوط‌ دولت‌ اتحاد و ترقی‌ و اشغال‌ بخشهای‌ مختلف‌ عثمانی‌ توسط‌ نیروهای‌ متفقین‌ از یك‌ طرف‌ و عزیمت‌ مصطفی‌ كمال‌پاشا (آتاتورك‌) به‌ آناطولی‌ و آغاز جنگ‌ رهایی‌ برای‌ آزادی‌ آناطولی‌ از اشغال‌ متفقین‌، حاكمیت‌ دوگانه‌ای‌ در عثمانی‌ به‌ وجود آمد. نیروهای‌ غالب‌ و دولتهای‌ وابسته‌ آنها، مطبوعات‌، به‌ویژه‌ مطبوعات‌ متمایل‌ به‌ جنبش‌ رهایی‌ آناطولی‌، را ممیزی‌ و توقیف‌ می‌كردند و مطبوعاتی‌ كه‌ برخی‌ مقاله‌ها و مطالبشان‌ ممیزی‌ می‌شدند، با ستونهای‌ خالی‌ انتشار می‌یافتند. حدود 140 تن‌ از روزنامه‌نگاران‌ را نیز مأموران‌ انگلیسی‌ دستگیر و به‌ جزیره‌ مالت‌ تبعید كردند. در حالی‌ كه‌ روزنامه‌هایی‌ چون‌ پیام‌ صباح‌ ( رجوع كنید به: دومان‌، ج‌ 3، ص‌ 474ـ477)، علمدار و استانبول‌ ، از جنبش‌ رهایی‌ آناطولی‌ انتقاد می‌كردند، روزنامه‌هایی‌ چون‌ ایلری‌ ، ینی‌گون‌ ، آقشام‌ ، و وقت‌ ( رجوع كنید به: همان‌، ج‌ 3، ص‌ 731ـ 736) هوادار آن‌ بودند. روزنامه‌هایی‌ چون‌ تصویر افكارِ ابوالضیاء توفیق‌، اقدام‌ و ترجمان‌ حقیقت‌ ، از گروههای‌ مختلف‌، از جمله‌ جنبش‌ رهایی‌ آناطولی‌، هواداری‌ می‌كردند. طنین‌ هم‌، كه‌ از ترجمانهای‌ مطبوعاتی‌ حزب‌ و دولت‌ اتحاد و ترقی‌ بود، از اتحادیون‌ پشتیبانی‌ می‌كرد و به‌ جنبش‌ رهایی‌ هم‌ تمایل‌ نشان‌ می‌داد. برخی‌ از نویسندگان‌ روزنامه‌های‌ هوادار جنبش‌ رهایی‌ از تبعیدشدگان‌ به‌ جزیره‌ مالت‌ بودند ( رجوع كنید به: تونایا، ج‌ 2، ص‌ 46ـ51؛ رجوع كنید به: توپوز، ص‌ 122ـ124؛ قاباجالی‌، 2000، ص‌ 151).

سداد سیماوی‌ (متوفی‌ 1332 ش‌/1953)، روزنامه‌نگار، نویسنده‌، نگارنده‌ طنزهای‌ تصویری‌ (كاریكاتورنگار)، سینماگر و بنیانگذار روزنامه‌ پر شمارگان‌ حریت‌ در دوره‌ جمهوری‌ (رجوع كنید به: ایشیق‌ ، ج‌ 3، ص‌ 1611ـ1612؛ < دایره‌المعارف‌ زبان‌ و ادبیات‌ ترك‌>، ج‌ 8، ص‌ 18)، فعال‌ترین‌ روزنامه‌نگار دوره‌ مورد بحث‌ در استانبول‌ بود و این‌ جراید را در استانبول‌ منتشر كرد: مجلات‌ فكاهی‌ خنده‌ (1327ـ 1328؛ رجوع كنید به: دومان‌، ج‌ 3، 137) و دیكن‌ (1337)؛ مجلات‌ بانوانِ اینجی‌ (مروارید؛ 1337)، ینی‌ اینجی‌ (مرواریدنو؛ 1301 ش‌/ 1922) و خانم‌ (1300 ش‌/1921)، كه‌ از هر كدام‌ از سه‌ مجله‌ اخیر فقط‌ یك‌ شماره‌ منتشر شد؛ مجله‌ كودكان‌ حاجی‌ یاتماز (1300 ش‌/ 1921، یك‌ شماره‌)؛ روزنامه‌های‌ روزانه‌ دُرّ سعادت‌ (ذیقعده‌ 1338ـ صفر 1339، 128 شماره‌) و پایتخت‌ (از جمادی‌الاولی‌ 1339/ فوریه‌ 1921 به‌ بعد) و روزنامه‌ فكاهی‌ مصور رنگی‌ گولریوز (خنده‌رو؛ اردیبهشت‌ 1300 ـ شهریور 1302، 63 شماره‌). وی‌ از جنبش‌ رهایی‌ هواداری‌ می‌كرد (قاباجالی‌، 2000، ص‌ 151ـ152).

اهم‌ مجلات‌ دیگر، كه‌ در همان‌ سالها در استانبول‌ منتشر می‌شدند، عبارت‌ بودند از: مجله‌ هنری‌ ـ ادبی‌ درگاه‌ ( رجوع كنید به: توپراق‌، ص‌ 31ـ32)؛ مجله‌ ادبی‌ مصور امید ( رجوع كنید به: توپوز، ص‌ 124)؛ مجله‌ فكاهی‌ ضدجنبش‌ رهایی‌ (همانجا؛ < دایره‌المعارف‌ زبان‌ و ادبیات‌ ترك‌ >، ج‌ 1، ص‌ 239)؛ و آیدینلق‌ (روشنایی‌)، كه‌ ناشر افكار حزب‌ سوسیالیست‌ دهقانان‌ و كارگران‌ بود و از 1300 تا 1303 ش‌ منتشر می‌شد ( رجوع كنید به: توپوز، ص‌125؛ < دایره‌المعارف‌ زبان‌ و ادبیات‌ ترك >، ج‌ 1، ص‌ 240).

در همین‌ دوره‌، جنبش‌ رهایی‌ ملی‌، با عزیمت‌ مصطفی‌ كمال‌پاشا به‌ آناطولی‌ در شعبان‌ 1337 و آغاز جنگ‌ استقلال‌ به‌ سركردگی‌ وی‌ برای‌ بیرون‌ راندن‌ نیروهای‌ اشغالگر و پی‌افكندن‌ حكومت‌ ملی‌، در حال‌ شكل‌گیری‌ و توسعه‌ بود ( رجوع كنید به: شاو، ج‌ 2، ص‌ 34 به‌ بعد). روزنامه‌نگاری‌ وابسته‌ به‌ جنبش‌ ملی‌ نیز، به‌رغم‌ دشواری‌ شرایط‌ زندگی‌، پا به‌ پای‌ توسعه‌ آن‌ تكوین‌ می‌یافت‌؛ چنان‌ كه‌ جریده‌ اراده‌ ملیه‌ ( رجوع كنید به: دومان‌، ج‌ 3، ص‌ 153ـ164) ــ ترجمان‌ «هیئت‌ تمثیلیه‌»، كه‌ در جریان‌ همایش‌ سیواس‌ در ذیحجه‌ 1337 شكل‌ گرفته‌ بود در چاپخانه‌ ولایتی‌ سیواس‌ به‌ چاپ‌ رسید و از 18 ذیحجه‌ همان‌ سال‌ انتشار آن‌ آغاز شد. این‌ روزنامه‌ چهار صفحه‌ای‌، كه‌ خود را «مدافع‌ آمال‌ ملیه‌» معرفی‌ می‌كرد، به‌ علت‌ محدودیت‌ امكانات‌ چاپ‌، ابتدا هفته‌ای‌ یك‌ بار و سپس‌ دوبار منتشر می‌شد ولی‌ مدتی‌ بعد انتشار آن‌ روزانه‌ شد. گفته‌اند كه‌ بیشتر مطالب‌ این‌ روزنامه‌ را شخص‌ مصطفی‌ كمال‌ دیكته‌ می‌كرده‌ است‌ (رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌ 192؛ قاباجالی‌، 2000، ص‌ 152). پس‌ از انتقال‌ هیئت‌ تمثیلیه‌ به‌ آنكارا، به‌ جای‌ اراده‌ ملیه‌ ، روزنامه‌ حاكمیت‌ ملیه‌ ( رجوع كنید به: همان‌، ج‌ 3، ص‌ 126ـ 131)، از 28 ربیع‌الا´خر 1338 منتشر شد. حاكمیت‌ ملیه‌ هم‌ زیر نظر شخص‌ مصطفی‌ كمال‌ انتشار می‌یافت‌. زمانی‌ مدیرمسئول‌ و چند تن‌ از نویسندگانش‌ نظامی‌ بودند و برخی‌ از نمایندگان‌ مجلس‌ كبیر ملی‌ (تاریخ‌ افتتاح‌: 4 شعبان‌ 1338؛ رجوع كنید به: میدان‌ لاروس‌ ، ج‌ 12، ص‌ 385) نیز برای‌ آن‌ مقاله‌ می‌نوشتند. این‌ روزنامه‌، كه‌ نماینده‌ مكتب‌ روزنامه‌نگاری‌ آنكارا به‌ شمار آمده‌، در 1313 ش‌/ 1934 به‌ اولوس‌ (ملت‌) تغییر نام‌ داد ( رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌ 193ـ 198). یونس‌ نادی‌ عبالی‌ اوغلو (متوفی‌ 1324 ش‌/ 1945)، كه‌ فعالیت‌ روزنامه‌نگاری‌ خود را از 1319 با روزنامه‌ معلومات‌ شروع‌ كرد، پس‌ از اعلان‌ حریت‌ به‌ همكاری‌ با اقدام‌ و تصویر افكار ] جدید [ ادامه‌ داد و در اواخر جنگ‌ جهانی‌ اول‌، روزنامه‌ ینی‌گون‌ (روز نو) را در استانبول‌ منتشر كرد (ایشیق‌، ج‌ 3، ص‌ 1969)؛ اما، به‌ علت‌ هواداری‌ از جنبش‌ رهایی‌، بر اثر فشار دولتِ وابسته‌ به‌ متفقین‌ و انگلیسیها، چاپخانه‌اش‌ را مخفیانه‌ به‌ آناطولی‌ منتقل‌ كرد ( رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌ 198ـ199) و روزنامه‌ خود را با نام‌ آنادولودا ینی‌گون‌ (روز نو در آناطولی‌) از تیر 1300/ اوت‌ 1921 در آنكارا انتشار داد (قاباجالی‌، 2000، ص‌ 155). یونس‌ نادی‌، كه‌ در همین‌ ایام‌ به‌ نمایندگی‌ مجلس‌ كبیر ملی‌ انتخاب‌ شده‌ بود (ایشیق‌، همانجا)، روزنامه‌ را تا پس‌ از اعلان‌ جمهوریت‌ (5 آبان‌ 1302) در آنكارا انتشار داد. وی‌ پس‌ از آن‌ به‌ استانبول‌ منتقل‌ شد و روزنامه‌ جمهوریت‌ را از اردیبهشت‌ 1303/ مه‌ 1924 در آن‌ شهر منتشر كرد (قاباجالی‌، همانجا).

در همین‌ دوره‌ روزنامه‌های‌ دیگری‌ نیز، چون‌ سلامت‌، مفكوره‌، اؤگود (اندرز)، شرقین‌ سَسی‌ (صدای‌ شرق‌)، كؤی‌ خوجه‌[ خواجه‌] سی‌ (معلم‌ دِه‌)، قلم‌، و طان‌ (فجر)، در آنكارا منتشر می‌شد ( رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌ 192، 197، 200ـ203). افزون‌ بر این‌ روزنامه‌ و برخی‌ روزنامه‌های‌ استانبول‌، كه‌ با جنبش‌ رهایی‌ مخالفت‌ می‌ورزیدند، برخی‌ روزنامه‌های‌ محلی‌ آناطولی‌ (همچون‌ ارشاد و هاتف‌ ، هر دو چاپ‌ اسكی‌شهر)، بر خلاف‌ بیشتر روزنامه‌های‌ مورد بحث‌، كه‌ جانبدار جنبش‌ رهایی‌ بودند (قاباجالی‌، 2000، ص‌ 155)، از مصطفی‌ كمال‌ انتقاد می‌كردند (شاپولیو، ص‌ 218). در دوره‌ جنبش‌ رهایی‌ در حدود یكصد روزنامه‌ محلی‌ در شهرهای‌ گوناگون‌ آناطولی‌ منتشر می‌شد (قاباجالی‌، همانجا)، كه‌ به‌ علت‌ محدودیت‌ امكانات‌ و سختی‌ شرایط‌ زندگی‌ و كمی‌ خواننده‌، نسبت‌ به‌ روزنامه‌های‌ استانبول‌، كیفیت‌ پایین‌تر و شمارگان‌ كمتری‌ (غالباً بین‌ 250 تا 300 نسخه‌) داشتند ( رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌208ـ212، 214ـ 215؛ توپوز، ص‌131ـ 132). مجلات‌ معدودی‌ نیز در دوره‌ جنبش‌ رهایی‌ در آنكارا و یكی‌ دو شهر دیگر آناطولی‌ منتشر شد كه‌ از آن‌ جمله‌ اند: آنادولوطویغوسو (احساس‌ آناطولی‌)؛ آناوطن‌ (مام‌ میهن‌)؛ ملی‌ اوردو ، وابسته‌ به‌ ارتش‌؛ حیات‌ ، كه‌ ترجمان‌ بلشویكها بود و پس‌ از انتشار چند شماره‌ تعطیل‌ شد؛ علم‌ و فن‌، فلسفه‌ تتبعاتی‌ (تتبعات‌ در زمینه‌ علم‌ و فن‌ و فلسفه‌)، كه‌ ناشرش‌ از وابستگان‌ اتحاد و ترقی‌ بود. این‌ مجله‌، پس‌ از انتشار شماره‌ اولش‌، در نتیجه‌ اعتراضات‌ جناح‌ محافظه‌كار مجلس‌ ملی‌، تعطیل‌ شد (رجوع كنید به: همان‌، ص‌ 201ـ203). در این‌ میان‌ مجموعه‌ 33 شماره‌ای‌ كوچك‌ مجموعه‌ ــ كه‌ صاحب‌ امتیاز و مدیرمسئول‌ و نویسنده‌ اصلی‌ آن‌ ضیا گوكالپ‌ بود و در فاصله‌ خرداد تا اسفند 1301 در دیاربكر منتشر شد به‌ سبب‌ مقالات‌ فلسفی‌ و اجتماعی‌ و تفسیرهای‌ سیاسی‌ گوكالپ‌، مؤثر و با اهمیت‌ ارزیابی‌ شده‌ است‌ ( رجوع كنید به: توپراق‌، ص‌ 32؛ شاپولیو، ص‌ 216ـ 218؛ توپوز، ص‌ 132؛< دایره‌المعارف‌ زبان‌ و ادبیات‌ ترك‌ >، ج‌ 6، ص‌ 31).



منابع‌: یحیی‌ آرین‌پور، از صبا تا نیما ، ج‌2، تهران‌ 1354ش‌؛ یوسف‌ آق‌چوره‌اوغلی‌، تورك ‌ییلی‌، استانبول‌ 1928؛ ناصرالدین‌ پروین‌، تاریخ‌ روزنامه‌نگاری‌ ایرانیان‌ و دیگر پارسی‌نویسان، تهران‌، ج‌1، 1377ش‌، ج‌2، 1379ش‌؛ محمدعلی‌ تربیت‌، تاریخ‌ مطبوعات‌ ایران، در ادوارد گرانویل‌ براون‌، تاریخ‌ مطبوعات‌ و ادبیات‌ ایران‌ در دوره‌ مشروطیت‌، ج‌2، ترجمه‌ محمد عباسی‌، تهران‌[ ? 1337ش‌ ]؛ همو، دانشمندان‌ آذربایجان‌ ، تهران‌ 1314ش‌؛ احمد خان‌ ملك‌ ساسانی‌، یادبودهای‌ سفارت‌ ایران‌ و عثمانی‌ ، تهران‌ 1354ش‌؛ علی‌اكبر دهخدا، مقالات‌ دهخدا ، به‌كوشش‌ محمد دبیرسیاقی‌، تهران‌ 1362ـ 1364ش‌؛ یاسنت‌ لویی‌ رابینو، روزنامه‌های‌ ایران‌: از آغاز تا سال‌ 1329هق‌/ 1289هش‌، با اضافات‌ و شرح‌ كامل‌ به‌ همراه‌ تصاویر روزنامه‌ها ، ترجمه‌ و تدوین‌ جعفر خمامی‌زاده‌، تهران‌ 1372ش‌؛ محمداسماعیل‌ رضوانی‌، «سروش‌ روم‌ و سروش‌ ری‌»، آینده‌ ، سال‌5، ش‌7ـ9 (پاییز 1358)؛ رحیم‌ رئیس‌نیا، ایران‌ و عثمانی‌ در آستانه‌ قرن‌ بیستم‌ ، تبریز 1374ش‌؛ محمد صدرهاشمی‌، تاریخ‌ جراید و مجلات‌ ایران‌ ، اصفهان‌ 1363ـ1364ش‌؛ احمد كسروی‌، تاریخ‌ مشروطه‌ ایران‌ ، تهران‌ 1363ش‌؛ گوئل‌ كهن‌، تاریخ‌ سانسور در مطبوعات‌ ایران‌ ، تهران‌ 1362ـ1363ش‌؛ گزیده‌ اسناد سیاسی‌ ایران‌ و عثمانی‌: دوره‌ قاجاریه‌ ، تهران‌: وزارت‌ امور خارجه‌، دفتر مطالعات‌ سیاسی‌ و بین‌المللی‌، 1369ـ1375ش‌؛

Sina Aksin, "Dusunce ve bilim tarihi: 1839-1908", in Turkiye tarihi , vol.3, ed. Sina Ak í in, Istanbul 1990; idem, Jon Turkler ve ittihat ve terakki , Istanbul 1987; Dundar Akunal, "I lk Turk dergisi: mecmua-i funun",in Tanzimat'tan Cumhuriyete Turkiye ansiklopedisi , vol.1, ed. Murat Belge, Istanbul: I leti í im, [n.d[ ; A zarbayjan Savet Ensiklopediyas i , Baku 1976-1987; Nihad Sa mi Banarli , Resimli Turk edebiyati tarihi , Istanbul 1971-1979; Niyazi Berkes, The development of secularism in Turkey , London 1998; Ali Budak , Batililasma surecinde cok yonlu bir Osmanli aydini Munif Pasa , Istanbul 2004; Mustafa Can, Nam i k Kemal bibliyografyasi , Ankara1988; I smail Hami Danismend, Izahli Osmanli tarihi kronolojisi , Istanbul 1971-1972; Hakan Derman "Mizah dergileri ve karikatur",in Turkiye'de dergiler- ansiklopediler: 1848-1984, Istanbul 1984; Erdal Dogan, Edebiyatimizda dergiler , Istanbul 1997; Hasan Duman, Baslangicindan harf devrimine kadar Osmanli – Turk sureli yayin lar ve gazeteler bibliyografyasi ve toplu katalogu, 1828-1928 , Ankara 2000; EI 2, s.v. "Djariâda. III: Turkey" (by Vedad Gunyol and Andrew Mango); Selim Nuzhet Gercek, Turk gazeteciligi: 1831-1931, Istanbul 1931; E.J.W. Gibb, A history of Ottoman poetry , ed. Edward G. Browne, vol.5, London 1967; Necdet Hayta, Tarih arastlrmalarina kaynak olarak tasvir-i efkar gazetesi: 1278/1862 - 1286/1869 , Ankara 2002; Aynur I lyasoglu and Deniz Insel, "Kadin dergilerinin evrimi", in Turkiye'de dergiler-ansiklopediler , ibid; IA , s.vv. "Ebuzziya tevfik" (by Fevziye Abdullah), "Matbuat.II.1: Turkiye" (by Vedad Gunyol), "Na mik Kemal" (by Omer Faruk Akun) "Sinasi) " by Omer Faruk Akun) ; Ihsan Isík, Turkiye yazarlar ansiklopedisi , Ankara 2004; Alpay Kabacali , Baslangicdan gunumuze Turkiye'de matbaa, basin ve yayin , Istanbul 2000; idem, Turk yayin tarihi: baslangictan tanzimat'a kadar, [ s.l.]: Gazeteciler Cemiyeti yayinlari , 1987; Enver Ziya Karal, Osmanli tarihi , Ankara, vol.7, 2003, vol.8, 2000, vol.9, 1999; Kemal H. Karpat, Turk demokrasi tarihi sosyal, ekonomik, kulturel temeller , Istanbul 1996; Fatih Kerimi, Istanbul mektuplari , Istanbul 2001; Orhan Kologlu " ، Abdulhamid basin rejimi' deyimi uzerine", in Sultan II. Abdulhamid ve devri semineri, 27-29 mayis 1992 , Istanbul 1994; idem, "Osmanl i basini : icerigi ver rejimi", in Tanzimat'tan Cumhuriyet'e Turkiye ansiklopedisi , ibid, idem "Turkce-d ísbasin", in ibid; Ercumen Kuran, "Osmanli imparatorlugu'nda yenilesme hareknetleri", in Turk dunyasi el kitabi , Ankara 1992; Sacit Kutlu, Didar- i hurriyet: kartpostallarla ikinci mesrutiyet (1908-1913), Istanbul 2004; Bernard Lewis, The emergence of modern Turkey , London 1968; Serif Mardin, Yeni Osmanli dusucesinin dogusu , Istanbul 2003; Meydan Larousse , Istanbul 1979-1981; Ismail Parlatir, Sinasi , Ankara 2004; Enver Behnan Sapolyo, Turk gazeteciligi tarihi , Ankara 1976; Stanford J. Shaw, History of the Ottoman Empire and modern Turkey , Cambridge 1985; Ahmed Hamdi Tanpinar , 19 uncu asir Turk edebiyati tarihi , Istanbul 2003; Ahmed I hsan Tokgoz, Matbuat hatiralarim , ed. Alpay Kabacali , Istanbul 1993; Zafar Toprak, "II. Mesrutiyet'te fikri dergiler", in Tanzimat'tan Cumhuriyet'e Turkiye ansiklopedisi , ibid, Hifzi Topuz, 100 soruda Turk balni tarihi , Istanbul 1973; Tarik Zafer Tunaya, Turkiye'de siyasal partiler , Istanbul 1988-1989; TA , s.v. "Basin" ; Turk dili ve edebiyati ansiklopedisi , Istanbul 1976-1998; TDVI A , s.vv. "Ceride-i havadis" (by Ziyad Ebuzziya), "Hurriyet" (by Huseyin Celik); Hilmi Ziya Ulken, Turkiye'de cagdas dusunce tarihi , Istanbul 1966; Bulent Varlik, "Tanzimat ve me í rutiyet dergileri", in Tanzimat'tan Cumhuriyet'e Turkiye ansiklopedisi , ibid; I brahim Yuksel, Azerbaycan'da finir hayati ve basin , Istanbul: Acar Yayinlari, [ n.d.].

/ رحیم‌ رئیس‌نیا /

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

 

خلاصه اصول روزنامه نگاری(بخش یک)

مجید انتظاری ملکی

خبر: گزارشی از واقعیت است که دارای یک یا چند ارزش خبری بوده وتحت تاثیر عوامل درون سازمانی وبرون سازمانی شکل می گیرد.

خبرنگار کسی است که:

۱-استعداد و ذوق كافي و شم خبري داشته باشد.

۲-مسئوليت حرفه اي داشته باشد.

۳-آموزش تخصصي ديده باشد يعني اخبار را سريع منتقل كند

۴-واقع گر باشد

۵-ساده نويس باشدگسترش علوم ارتباطات و نياز بشر به كسب اخبار و آگاهيهاي روزمره ي جهاني در حداقل زمان و ارزش گذاري خبر در گذرثانيه ها سبب شده است تا ضمن توسعه اي سازمانهاي ارتباط جمعي تخصصهاي گوناگوني با توجه به اين نيازها به وجود آيد.

سازمان تحريريه:

هر سازمان تحريريه در روزنامه ها مجله ها خبرگذاريها و راديو و تلويزيون از عوامل ذيل تشكيل يافته اند كه با توجه به نوع رسانه ي خبري و همچنين مخاطبين آن مي تواند تغييراتي را شامل شود.

سردبير: وظيفه سردبير كه در رأس سازمان خبري يا تحريريه قرار مي گيرد هماهنگ كردن عوامل اجرايي يا فعاليتهاي آنان با خط و مشي رسانه ايجاد ارتباط و هماهنگي بين گروهها شعب يا سرويسهاي گوناگون و اعمال مديريت در كليهبخشهاي خبري نظارت بر امور خبري و تعيين برنامه هاي كوتاه مدت يا بلند مدت براي حسن اجراي كار است به همين خاطرسردبير روزنامه نگاري آگاه است كه بر تمام امور روزنامه نگاري آگاهي و اشراف دارد و يا با ياري گرفتن از علم مديريت دروسايل ارتباط جمعي بهترين و بيشترين بهره را از عوامل خبري خود مي گيرد.

 معاون سردبير: معاون سر دبير در حكم جانشين و قائم مقام سردبير فعاليت مي كند و در واقع همراه و همگام سردبيرناظر بر اجراي كار است.

دبير سرويس: سازمانهاي خبري از سرويسهاي گوناگوني تشكيل يافته اند كه با توجه به نيازهاي خبري مخاطبان شكل مي گيرند.

سرويسهاي مختلف : سرويس سياسي اقتصادي خارجي اجتماعي و حوادث شهرستانها فرهنگي و آموزشي گزارش و نظر سنجي- مقاله ها و نامه هاي وارده و غيره

تعداد سرويسهاي خبري بستگي به گستردگي سازمان خبري از يك سو و احساس نياز به وجود مي آيد و هر سرويس مي تواندبه چند بخش تقسيم شود مثلا" سرويسهاي خارجي به بخشهاي مختلفي مانند بخش آسيا آمريكا اروپا و غيره تقسيم ميشوند.

دبير فني: مسئوليت بخش صفحه آرائي ، صفحه بندي و بطور كلي امور فني از لحظه ي حروف چيني تا مرحله ي چاپ و نظارت بر چاپ را بر عهده دارد.

ويراستاري (هيأت ويراستاران ): جايگاهي شاخص در تحريريه ها دارند آنان هستند كه وظيفه ي تطبيق فعاليت خبرنگاران و روزنامه نگاران را با خط و مشي روزنامه ارزيابي و به عنوان كانال پالايش اخبار عمل مي كنند.

سرويس عكس: در برخي از سازمانهاي خبري كه خبرنگاران آشنائي با عكاسي خبري ندارند سرويس جداگانه اي به نام سرويس عكس تأمين قسمتهاي تصويري را بر عهده مي گيرد كه اين سرويس براي قسمتهاي مختلف سياسي ، اقتصادي،هنري، ورزشي و غيره تشكيل مي شود.

 آرشيو عكس و خبر: مخزن و گنجينه هاي اطلاعاتي و تكميل كننده اخبار و ياد آورنده ي رويدادهاي گذشته در هرسازمان خبري آرشيو است.

 اتاق خبر: اصطلاحي است كه به مركز دريافت و ارسال اخبار توسط دستگاههاي فاكس گفته مي شود.

كتابخانه: در كنار تحريريه ها به عنوان مركز مطالعات آزاد و تخصصي وجود كتابخانه ها نه تنها لازم بلكه حياتي است.

مفاهيم اساسي در خبرنويسي:

1) درستي خبر

2) روشني خبر: قابل فهم باشد ساده و روان باشد

3) جامعيت خبر: به همه ي عناصر خبري پاسخ بدهد

خبرنگار كيست؟

خبرنگار كسي است كه با اتكاء به ذوق و استعداد شخصي پس از گذرانيدن دوره ي آموزشي و تخصصي وظيفه ي كسب

تهيه جمع آوري و تنظيم اخبار و انتقال آنها را از طريق وسايل ارتباط جمعي بر عهده دارد.

خبر چيست؟

تعاريف گوناگوني با ابعاد مختلفي از خبر ارائه شده است:

خبر گزارشي است از واقعيتها ولي هر واقعيتي را نمي توان خبر ناميد

خبر پيامي است كه احتمال صدق و كذب در آن وجود دارد

خبر الزاما" گزارش رويدادهاي جاري نيست ممكن است واقعه اي كه سالها قبل رخ داده با نمايان شدن اطلاعات تازه ارزش خبري پيدا كند مانند اكتشافات باستانشناسي

خبر رويدادي است كه قرار است اتفاق بيافتد اما هنوز رخ نداده است

خبر رويدادي است كه براي يك نفر يا گروهي ارزش خبري دارد براي گروه ديگر ممكن است بي ارزش باشد.

ارزشهاي خبرِي:

هر روز صدها و شايد هزاران روِيداد كوچك و بزرگ در جهان اتفاق مي افتد اما امكان تهِيه گزارش و خبر از همه آنها وجودندارد.اهميت شناخت ارزشهاي خبرِي در اين است كه میتواند هم خبرنگار را در شناخت و فهم خبر يارِي كند و هم در تنظيم خبرمورد بهره بردارِي قرار مي گيرد.

۱-دربرگيرِي :

روِيداد هنگامي داراي ارزش دربرگیرِي است كه بر روِي افراد زِيادي در زمان حال و آينده تأثير بگذارد در دربرگيرِي در موردمخاطبان يك رسانه نسبِي است و يك روزنامه ي عمومي كه مخاطبان از همه ي قشرهاي جامعه دارد بايد با درنظر گرفتندارزش دربرگيرِي خبر خود را تنظيم كند.

مثال: شناسنامه همه ا يران يان تعوِيض مي شود.

پزشكان از پرداخت ماليات معاف شونداصناف بِيمه اجبارِي مي شوند

۲-شهرت:

اشخاص حقيقي و حقوقي به خاطر فعاليتها و معروف بودنشان ، ملي ، فراملي، شناخته شده اند و ارزش خبرِي دارند. شهرت ممكن است بار مثبت يا منفي داشته باشد . شخصيتهاي مذهبِي سياسي فرهنگي در بِين مردم شناخته شده اند يا يك سازمان يااداره اي به خاطر خدمت در بِين مردم شناخته شده است اين مسائل داراي ارزش خبرِي هستند.

مثال: وزِير بهداشت در مورد آنفلونزاي خوكي گفت:

رئيس جمهور به ايران بازگشت

استقلال باخت

برج ميلاد رو به انهدام است

۳- برخوردها ، اختلافات و درگيرِيها ي اين روِيداد حاوِي ارزش خبرِي هستند. روِيدادهايِي مانند برخورد ميان گروهها وملتها و غيره كه هر روز هزاران خبر در مورد برخوردها در روزنامه نوشته مي شود دليل اهميت اين ارزش خبرِي اين است

كه سبب به هم خوردن امنيت مادي و معنوِي مي شود . تظاهرات دانشجوئي در كره جنوبِي

برخورد دو قطار كه 100 كشته داد

سقوط هواپِيما كه 176 نفر كشته شدند . رقايت دو حزب سياسي در آستانه انتخابات آمرِيكا.

۴-استثناها و شگفتي ها: شامل روِيدادهايِي مي شود كه استثنايِي، غير عادي، عجِيب و نادر است مانند: اختراعات-اكتشافات و غيره اين روِيدادها داراي ارزش خبرِي هستند.

مثال : زن 90 ساله اي دخترِي را بدنيا آورد

زني در استراليا 12 قلو زائيد . نهنگها خودكشي مي كنند

5 - بزرگي و فراواني تعداد اين ارزش خبرِي به اعداد و آمار مربوط است. ارقام ممكن است تعداد نفرات يا خسارتهاي جاني يا مالي باشد. مثال: هفتاد نفر در برخورد دو اتوبوس كشته شدند.

تيم فوتبال استقلال يك گل خورد.

۶-مجاورت: همان طور كه واقعه اي براي يك نفر خبر است ممكن است براي فرد ديگر خبر نباشد. رويدادهايي كه براي يك شهر خبر است ممكن است براي شهر ديگر ارزش خبري نداشته باشد. مجاورت به دو صورت مي تواند براي مخاطبان ارزش خبري داشته باشد . مجاورت جغرافياي و مجاورت معنوي.

مثال 1: مجاورت جغرافيايي : بزرگترين سد خاورميانه بر روي كارون احداث مي شود .

مجاورت معنوي جان مسلمانان درچچن در خطر است.

۷- زمان يا تازگي رويداد: زمان وقوع يا تازگي رويداد به مطلب خبري ارزش ويژه مي بخشد اگر خبري اتفاق بيافتد و همان روز گزارش نشود ازديدگاه روزنامه نگاري به تاريخ پيوسته است رسانه ها به طور دائم با هم در رقابت هستند. اگر خبري به موقع گزارش نشود به منابع ديگر رجوع مي كنند. حتي اگر خبر ارزشهاي ديگر مانند دربرگيري برخورد شهرت و غيره رانيز داشته باشد چون در زمان خودش گزارش نشده است تازگي خود را از دست مي دهد.

عناصر خبر:

كه - كجا كي چه چرا چگونه

كه: روزنامه نگار بايد دقيقا" بداند كه چه كسي، كساني يا چيزي در پيدايش رويداد دخالت داشته اند. عنصر كه به معناي چه كسي يا چه چيزي است، مثال 1: نخست وزير هند با مقامات روسيه ديدار كرد( افراد حقيقي)

مثال 2: تيم فوتبال استقلال با نتيجه ي يك بر صفر پيروز شد. (افراد حقوقي)

مثال 3: قطار حامل مواد سوختني در مسير تهران ، اهواز از ريل خارج شد. (چه چيزي)

كجا: همانطور كه در مورد ارزش مجاورت جغرافيايي معنوي گفته شد محل رويداد در ارزش دهي به خبر تأثير دارد. يك رويداد شهري يا كشوري نسبت به يك خبر خارجي براي خواننده ارزش خبري افزون تري داد. مثال : كرمان خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران طرح برق رساني روستاي دارستان با هزينه چهار ميليون ريال پايان يافت. مثال: انفجار يك بمب درنزديكي فروشگاه قدس در خيابان ولي عصر چهار كشته بر جاي گذاشت.

كي (زمان): از ارزشهاي خبري زمان يا تازگي اخبار از اهيمت ويژه اي برخوردار است. اگر زمان وقوع رويداد حائز اهميت است خبرنگار بايد تازگي خبر را در همان ابتدا بازگو كند. مثال: هفته ي آينده نتايج آزمون سراسري اعلام خواهد شد.

مثال 2: ساعت هشت و سي و پنج دقيقه و چهل و يك ثانيه بامداد سال نو شمسي تحويل مي شود.

چه: در خبرنويسي عنصر چه، به ماهيت و فعليت رويداد مربوط مي شود. خواه فعلي صورت پذيرد و يا انجام نپذيرد. چه ممكن است يك حادثه اي رانندگي يا آتش سوزي باشد. از ميان مطالب متعدد بايد مواردي را انتخاب كرد كه ارزش خبري بيشتري داشته باشد. مثال: بازديد بيش از 650 هزار نفر از مردم كويت از نمايشگاه

مثال: امضاي قرارداد صدور بيش از 450 ميليون دلار كالا به كويت

در مصاحبه ها بطور كلي عناصر كه و چه نسبت به ساير عناصر از اهميت بيشتري برخورداد است و عنصر چه اهميتش نسبت به عناصر ديگر بيشتر است.

چرا: عنصر چرا علت دليل يا انگيزه ي به وجود آمدن رويداد را بيان مي كند. عنصر چرا و چگونه هنگام تهيه ي گزارشهاي تشريحي و تحليلي يا ليدهاي تشريحي و تحليلي و بيشتر از ساير موارد مورد استفاده قرار مي گيرد. زيرا در اينگونه گزارشهاي خبري خبرنگار زمان بيشتري را براي كسب و بررسي علت، انگيزه يا نحوه و چگونگي بوجود آمدن رويداد خبري در اختياردارد .

 مثال: شدت بارندگي سبب جاري شدن سيل در استان مازندران شد و به مبلغ صد ميليون ريال خسارت بر جاي گذاشت.

چگونه: عنصر چگونه نحوه ي چگونگي و طريقه ي رويداد را بيان مي كند. مثال : يك فروند هواپيماي نيروي هوايي در جريان پرواز آموزشي سقوط كرد.

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

سبک نگارش مطبوعات

سبک نگارش در روزنامه ها ورسانه هاي جمعي باسبک نگارش درکتاب هاي علمي وادبي متفاوت است.
يکي از تفاوت هاي اصلي نشر روزنامه اي ( مطبوعات) بانشرغير روزنامه اي «سادگي» است.
امروزه اين يک واقعيت انکار ناپذير است. که درکنار روزنامه نگاران، دست اندرکاران روابط عمومي ها وحتي خوانندگان نشريات نيز براي استفاده بهتر از رسانه ها، نيازمند آشنايي بامباني نگارش رسانه اي هستند.
فليپ گايار نويسنده وروزنامه نگار برجسته فرانسوي معتقد است که سبک روزنامه نگاري «ژورناليستي» بيش از هرچيز  اين هدف رادنبال مي کند که کارخواندن وفهميدن را براي خواننده عادي  آسان سازد. هدف ديگر، مطبوع ودلپذير ساختن مطالعه وتبديل خواننده به شاهد غير مستقيم وقايع است.
يک مقاله ي خبري به صورت اعم ويک رپورتاژ به طور اخص، نبايد گزارشي خشک وبي روح باشد، بلکه همه ي آن ها بايد نوشتار هايي باشد که تاحد امکان خواننده رادر بطن رويدادها فرو ببرد.
قواعد اصلي ومباني نگارش رسانه اي درسه اصل خلاصه مي شوند: سادگي، واقعيت وزنده بودن. سادگي، خصيصه ي چيره درسبک نويسندگي ورزنامه نگاري است. همه ي مقالات بايد به صورتي که براي  کم سوادترين خوانندگان نيز درک شدني باشد، نوشته شود. حتي اگر مخاطبان روزنامه ومجله گروهي هستند که فرهنگ شان بالاتر از حد متوسط است، نبايد از نظر دور داشت که آنان هم، روزنامه ومجله را در هنگام استراحت وفراغت مي خوانند وبنابر اين، مطالعه ي آن نبايد مستلزم صرف کوشش خاصي باشد.
بديهي است ساده نويسي، در عين حال سبک دشواري نيز هست ومعمولاً نتيجه ي تجربه هاي شخصي نويسنده است ونمي توان براي آن قواعدي وضع کرد. رعايت سادگي در قواعد دستوري وشيوه ي جمله بندي نيز ضروري است وبايد از به کار بردن جمله هاي دور ودراز وپيچيده که به زحمت مي توان آن هارا به يکديگر پيوند داد وبه دشواري از معني آن ها فهميد، خود داري کرد.
خصيصه ي واقعيت، عينيت ودقت از ويژگي هاي سبک روزنامه نويسي است که به خصوص در مورد مقالات خبري بايد دقيقاً به کار بسته شود.
سادگي وقاطعيت طبعاً حالتي به نوشته مي دهد که مي توان آن را زنده بودن سبک ناميد. اما فقط  اين کافي نيست. براي آن که سبکي کاملاً زنده باشد وتوجه خواننده راجلب کند، بايد علاوه بر شرح اصلي ماجرا، از امکانات  ديگري نيز بهره گرفت و از آن جمله، مي توان جريان رويداد رابه زمان حال نوشت يا گاهي به جمله هاي فرعي پرداخت و صحنه ي واقعه راتشريح ومجسم ساخت.
اين کار در صورتي مؤثر است که از حد اعتدال خارج نشود واگر نويسنده اي براي مؤثر ساختن نوشته ي خود اصل را فداي فرع وتنه را قرباني تزيين شاخ وبرگ کند، نتيجه ي معکوس خواهدگرفت.
خلاصه ي اين نوشتار رادريک بيت از ابوسعيد ابوالخير ويک بيت از هم نظامي گنجوي ذکر مي کنيم:
از واقعه اي تورا خبر خواهم کرد         و آن رابه دوحرف مختصر خواهم کرد
ابوسعيد ابوالخير
کم گوي وگزيده گوي چون در          تازاندکِ تو، جهان شودپر
نظامي
خبرنگاران ونويسندگان باتجربه وحرفه اي هنگامي که قلم در دست مي گيرند، در پيش روي خود، توده اي ناهمگون از مخاطبان آثار خويش را مجسم مي کند که از بدنويسي ومجهول نويسي نويسندگان وخبرنگاران اظهار نارضايتي  مي کنند. آن چه اين توده ي بي شکل، خوانندگان را انسجام مي بخشد.همين نکته ي مهم  است که از پيام نويسان انتظار دارند همان گونه که مخاطبان مي فهمند بنويسند.نه آن گونه که خودي مي خواهند به گفته ي سعدي:
تانيک نداني که سخن عين صواب است
بايد که به گفتن دهن از هم نگشايي
بهتر است  در ادامه مطلب نگاهي هم به شاخص هاي نشر روزنامه اي «ژورناليستي» داشته باشيم:
روزنامه، همچون راديو وتلويزيون، کارکرد رسانه اي دارد، يعني وظيفه اش آن است که پيامي را از منبعي (فرستنده) به مقصدي (خوانندگان) برساند پس روزنامه ها ومجلات رابايد در شمار وسايل ارتباط جمعي به حساب آوريم. اماخوانندگان ياگيرندگان پيام فراوان هستند واز افراد متفاوتي تشکيل شده اند، آنان از خصوصيات متفاوتي هم برخوردارند، چه از نظر سطح سواد وتحصيلات وچه از نظر جنس وسن و پايگاه اجتماعي وطبقاتي در جامعه، آنان نيز نيازهاي  متفاوتي دارند وهريک براساس خواسته ونياز خودبه سراغ وسايل ارتباط جمعي مي روند. اما آن چه که مسلم است همه ي آنان، خواهان مطالبي ساده، روشن ودقيق هستند که مي بايست در اولين فرصت در اختيار شان قرار داده شود.
براين اساس، گرچه در سبک هاي نوشتاري مطبوعات تفاوت هايي مشاهده مي شود وبه طور طبيعي به عنوان مثال، ميان نگارش مطالب ورزشي بامطالب ادبي تفاوت هايي وجود دارد اما وجود شيوه هاي متفاوت نگارش به اين مفهوم نيست که اين شيوه ها به طور اساسي با يکديگر فرق دارند ويا شيوه هاي متضادي هستند. در شيوه هاي نگارش روزنامه نگاري با همه ي تفاوت ها، مشخصات مشترکي وجود دارد. اين مشخصات که هميشه بايد مورد توجه باشند، عبارتنداز: خطاب مستقيم، سادگي، دقت، خلاصه بودن، رنگ داشتن وزنده بودن.
سبک نگارش مطبوعات در گزارش نويسي به ويژه در گزارش هاي توضيحي باداشتن دومشخصه «رنگ داشتن» و« زنده بودن» گزارش را جذاب وخواندني مي کند، امادر خبر نويسي، «رنگ داشتن» چندان مطرح نيست ودر عوض، تازگي وصحت خبر نقش تعيين کننده تر دارد.
رنگ، يعني ارايه زمينه وفضا باکلمات، يعني: جزييات کوچکي که گوياي سبک يک نويسنده اند وتمام هول انگيزي يازيبايي يک صحنه رابه خواننده القا مي کنند، به گزارش رنگ وجلوه مي بخشند وبرجذابيتش مي افزايند.
حال به صورت فشرده به تفاوت هاي سبک نگارش مطبوعاتي وادبي مي پردازيم. کار انتقال پيام توسط مطبوعات درفضايي پراز سرعت وشتاب صورت مي گيرد ودشواري کارآن جاست که خبرنگاران، نويسندگان وويراستاران  مي بايست در عين«سرعت» در صحت. مطالب هم دقت کنند در حالي که نويسندگان ادبي درفضايي آميخته با آرامش ونثري پراز تخيل وتصوير آفريني، مي نويسند وبه انتقال پيام مي پردازند. بنابراين، شاخص هاي اصلي سبک نوشتاري درومطبوعات تفاوت هايي بانثر ادبي دارد که برخي از آن هارا بر مي شماريم:

1-  پيام نويسان مطبوعات- برخلاف نويسندگان ادبي- باخوانندگان حرفه اي و آشنا بانثر ادبي که تعدادشان نيز محدود است، سروکار ندارند، بلکه مخاطب آن ها خيل عظيمي از خوانندگان  است که مثل توده اي بي شکل، به سوي روزنامه مي آيند، مطالب رامي خوانند وتوقع دارند همه ي مطالب  آن را بفهمند. از ميان اين توده ي ناهمگون، آدم هايي باسواد خواندن ونوشتن، شاگردان،  محصلين، وحتي استادان دانشگاه در زمره ي مخاطبان وخوانندگان مطبوعات هستند. پس مهم ترين
 شاخصه ي نگارش مطبوعاتي آن است که با استفاده از «زبان معيار» اين توده ي بي شکل راشکل دهد و آن هارا بايک زبان مشترک مطبوعاتي به يکديگر پيوند دهد. ساده نويسي، اصلي اول براي انسجام بخشيدن به توده ي بي شکل خوانندگان يک نشريه است.

2-  عنصر زمان، درساده نويسي وخلاصه نويسي رويدادهايي که درزمان کوتاهي اتفاق مي افتند. وبلافاصله  بايد به اطلاع خوانندگان برسد به عنوان نقش تعيين کننده در نگارش مطبوعاتي به شمار مي آيد.

3-  سرعت، عنصرتعيين کننده ديگري است که بحث پاسخ دادن به مهم ترين پرسش هاوتوجه کردن به ارزش هاي خبري راپيش مي کشد، اين عنصر نيز در نگارش مطبوعات  وفشردگي جملات نقش تعيين کننده اي دارد.

4-  نگارنده سبک نگارش مطبوعاتي برخلاف نويسنده ادبي از اظهار نظر شخصي جداً خود داري مي کند. اودر انتقال خبروگزارش هاي خبري از ارايه تفسير هاي خود پرهيز مي کند واين گونه تفاسير رادر مقالات تفسيري يا گزارش هاي تحليل ارايه مي دهد. اکثر خوانندگان ما بيش تر از آن که به دنبال عقايد شخصي نويسنده مطلب باشند به دنبال ارضاي نياز هاي خبري خود مي باشند.

5-  شم خبري ياقدرت تشخيص وتمييز خبر، يکي از مشخصه هاي مهم يک روزنامه نگار خوب درکار گزينش خبرهاست، پس از آن که نگاشته مي شود، اوبايد بتواند به اين سه  پرسش درزماني کوتاه پاسخ دهد: 1- درک وشخيص اين موضوع که آياخبر تهيه شده نيازخبري اکثريت مخاطبان را برآورده مي کند يانه؟ 2- شناخت ارزش هاي مدارک، شواهد و آمارهاي موردنياز براي تهيه  خبر. 3- قدرت تمييز ارتباط خبر تهيه شده باديگر اخبار تهيه شده درهمان  زمان درنشريه خويش.

نويسندگان ادبي وغير مطبوعاتي معمولاً نيازي به شم خبري ندارند و آن چه که برايشان بيش تر اهميت دارد، نگارش مکنونات قلبي  به بهترين شيوه هنري براي جذب خوانندگان آثار خويش است. در پايان اين مقاله ذکر اين مطلب نيز ضروريست که از ديدگاه جامعه شناسي ادبي« بافت سخن»  از پيوند قالب هاي فکري نويسنده با ساختار هاي جمعي محيط او شکل مي گيرد. سبک کارهر  نويسنده اي با تحولات اجتماعي واقتصادي زمان اودر ارتباط است.

انديشه هاي اودر بستر زمان جاي مي گيرد، نظام حاکم خواست هاي مردم زمانه اش، منافع طبقات اجتماعي ورابطه بسيار مهم بين نويسنده وخواننده، اورا به طرزي از نوشتن وا مي دارد، که اگر اين«طرز» باديگر طرز هاي نگارش متفاوت وممتاز باشد، اورا صاحب سبک خواهد کرد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

به یک نفر کارشناس ارشد 

سال آخرتاریخ باگرایش تاریخ معاصر

 ایران جهت همکاری مجازی در پروژه

 تحقیقاتی نیازمندیم

 

واجدین شرایط پست الکترونیکی  وشماره تلفن خود را از طریق ایمیل بفرستند

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

مقاله نویسی در فضای وب

این مطلب را در یکی از سایت ها خواندم خواستم که مخاطبین این وبلاگ نیز از این موضوع بی بهره نباشند چراکه امروزه مقاله نویسی در فضای مجازی یا وب  موضوع همگانی وبه روزی است توانایی افراد در استفاده بهینه از این امکان بشریت را در افزایش دامنه علوم  کمک می کند.

نوشتن مقاله در وب، شما را در معرض دیدگان افراد بسیار زیادی قرار خواهد داد. به این ترتیب با صرف كمترین هزینه ها معروفیت خود را تضمین می كنید. برای این كار تنها نیاز به صرف اندكی زمان و تلاش دارید. نوشتن مقاله در موضوعات دلخواه كار بسیار آسانی است و مراحل معینی دارد.
عده ای برای مجلات و سایت های خود به دنبال محتوای باارزش هستند و صدها نویسنده در انتظارند تا نوشته های خود را روی وب قرار دهند. در انتهای هر مقاله بخشی برای معرفی نویسنده وجود دارد كه برای شما به عنوان یك تبلیغات مجانی عمل می كند.
مقالاتی كه حاوی اطلاعات باارزش هستند و دستورالعمل های خاص ارائه می دهند، عموماً مورد استقبال قرار می گیرند و خوانندگان فراوانی دارند. در اینجا چند نكته در مورد نوشتن مقاله در وب را یادآور می شویم.

1-این نكته را بپذیرید كه نوشتن مقاله در دنیای آن لاین با نوشتن مقالات چاپی تفاوت دارد. زیرا افراد عادت دارند كه هنگام خواندن مقالات وب تنها مطالب را مرور كنند. صفحه را به سرعت حركت می دهند و تنها به دنبال نكات كلیدی هستند.
2-به مخاطبین مورد نظر خود فكر كنید و برای آنها مطلب بنویسید.
3-برای مقاله خود یك عنوان جذاب انتخاب كنید كه توجه افراد را سریعاً به خود معطوف كند و آنها را به خواندن مقاله مشتاق كند.
4-عنوان مقاله باید كوتاه نگه داشته شود، اما در انتخاب تیترهای داخلی آزادی بیشتری دارید. با دقت آنها را انتخاب كنید تا در لحظه خواننده را جذب خود كنند.
5-در نوشتن مقاله دقت كنید و حرفه ای عمل كنید. در مورد موضوعاتی كه از آنها اطلاع كامل دارید، مطلب بنویسید. هیچ مطلبی را به طور اتفاقی و بدون پشتوانه علمی در مقالات خود نیاورید.
6-پاراگراف های مقاله باید كوتاه باشند.
7-مقدمه چینی نكنید و به سرعت به نكته اصلی نزدیك شوید.
8-روی اطلاعات باارزش برای مخاطبین خود تكیه كنید.
9-اصل اختصار را رعایت كنید. اکثر مردم مایلند به سرعت اطلاعات را دریافت كنند و معمولاً زمان محدودی دارند.
10-در نوشته خود از كلمات اضافه یا هم معنا استفاده نكنید و مقاله را در حد 1500 كلمه نگه دارید. اكثر اشخاصی كه مقالات عالی را برای قرار دادن در سایت خود خریداری می كنند، طرفدار مقالات بین 500 تا 2000 كلمه هستند. به صورت اجمالی سخن بگوئید. اختصار نشاندهنده باارزش بودن نوشته است.
11-در متن مقاله از علامت تعجب(!) برای جلب توجه خواننده به بخش های خاص استفاده كنید.
12-از تظاهر پرهیز كنید. خودتان باشید تا مقاله شما واقعی به نظر برسد.
13-از نكات طنزآمیز استفاده كنید. مردم حتی وقتی در حال دریافت اطلاعات در مورد مسائل كاملاً جدی هستند، مایلند استراحت كوتاهی داشته باشند و قدری بخندند.
14-از درون خود برای نوشتن كمك بگیرید. سخنان بی تكلف بیشتر به دل می نشیند. تنها كافیست كه جملات را مرتب و به هم متصل كنید.
15-راستگو و امین باشید و از مطالب دیگران در مقاله خود استفاده نكنید. این كار نوعی دزدی است. پس خودتان برای نوشتن مطالب تلاش كنید و اگر از سخنان یا ایده های شخص یا مقاله دیگری استفاده كردید، حتماً نام او را در كنار مطلب آورده شده، ذكر كنید و از او تشكر كنید.
16-متواضع باشید و تصور نكنید كه خوانندگان در سطحی پایین تر از شما قرار دارند.
17-از شماره گذاری و بخش بندی در مقاله خود برای مرتب كردن مطالب استفاده كنید. به این ترتیب دنبال كردن مطلب برای خواننده ساده تر خواهد بود.
18-اطلاعات شخصی خود را در انتهای مقاله قرار دهید. مطمئن شوید كه این اطلاعات برای دسترسی آسان به شما كافی هستند. این بخش یك تبلیغات مجانی برای شما خواهد بود.
19-در انتهای مقاله پیشنهادی را برای خوانندگان در نظر بگیرید مثل ارسال مطلبی خاص به آدرس پست الكترونیك آنها. به این ترتیب لیستی از افراد علاقه مند را خواهید داشت كه بعدها می توانید در بخش بازاریابی خود از آنها استفاده كنید.
20-قبل از قرار دادن مقاله روی وب تمام لینك های موجود در آن را چك كنید.
21-مقاله خود را از طریق سیستم های پاسخگوی خودكار (Auto Responders) منتشر كنید.
22-مقاله را با یك جمله یا پیام تاثیرگذار به اتمام برسانید. آخرین جمله و پاراگراف شما باید خلاصه ای از تمام مقاله باشد و به نحوی خواننده را تشویق كند كه از همین حالا نكات گفته شده را اجرا كند.
23-نهایتاً مقاله خود را دوباره چك كنید تا كلمات ناهماهنگ یا اشتباهات املایی در آن وجود نداشته باشد. در واقع شما ویراستار مقاله خود هستید.
24-مطمئن شوید كه مقاله روند و جریان مناسبی دارد و مطالب به هم پیوسته و مرتب قرار گرفته اند.
25-دوباره خوانی و دوباره خوانی تا جایی كه مطمئن شوید كه همه چیز درست است.

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

روزنامه نگاري زرد

روزنامه نگاري زرد يك شيوه روزنامه نگاري است كه با استفاده از روش‌هاي غير متعارف روزنامه نگاري، براي جذب هر چه بيشتر مخاطبان اقدام مي‌شود. روزنامه‌نگاري زرد معمولا از معيارهاي روزنامه‌نگاري علمي تبعيت نمي كند . اين نوع روزنامه‌نگاري به Sensational Journalism  معروف است، يعني متكي بر احساسات مخاطبان است.

نشريات زرد به دنبال تيراژ بالا و درنتيجه جلب هر چه بيشتر توده مردم هستند. آنها با غلو و بزرگ‌نمايي و در عين حال به زباني ساده و سطحي، پيام‌هاي ارتباطي را طراحي و ارسال مي‌نمايند تا مخاطبان بيشتري را به خود جذب نمايند. همين اقدام آنها منجر شده است تا به آنها لقب Popular  Journals داده شود.

اين سبك از روزنامه نگاري از اواخر قرن نوزدهم، تحت تأثير مقتضيات و ضرورتهاي‌ اقتصادي‌ تأمين سرمايه‌ها و هزينه‌هاي‌ سنگين تأسيس و ادارة مؤسسات مطبوعاتي‌ و تمركز و انحصار فعاليتهاي‌ روزنامه‌نگاري‌ در دست سرمايه‌داران بزرگ بوجود آمد.

 

مشخصه هاي نشريات زرد

•      مطالب خود را بسيار با اهميت طرح مي‌كنند و تاكتيك برجسته‌سازي ابزار دست آنهاست

•      تيترهاي بزرگ چندستوني دارند

•         صفحه نخست آنها مملو از سوژه‌ها مختلف در ارتباط با سياست‌هاي داخلي و ملي، جنگ، ديپلماسي بين المللي، ورزش، مسائل اجتماعي و .... آن هم به شكل مختلط آن است

•         اين نشريات مملو از شكل، عكس، گرافيك و نقشه‌اند

•         برخي اوقات صفحه اول تنها يك مقاله با يك عكس بزرگ و خارج از اندازه هاي استاندارد را دربرمي‌گيرد

•         موضوعاتي چون سينما، بازيگران، ورزش، ورزشكاران، حوادث، خشونت و سكس از جمله موضوعات هميشگي رسانه‌هاي زرد هستند

•         تمايل اين نشريات در استفاده از منابع خبري متضاد بسيار بالاست و ارائه گزارش با منبع خبري خبرنگار اعزامي را بسيار مي‌پسندند.

•         جنجال‌سازي خبري، تكيه بر احساسات زودگذر و تب‌دار و داستان‌پردازي‌هاي دراماتيك

•         در رسانه‌هاي زرد سوژه‌ها غالباً داراي‌ دو عنصر شگفتي‌ و كشش است. زردنويسي بر انتشار اخبار مربوط به گناهكاريها اصرار دارد و از آوردن مطالب علمي گريزان است.

•         سوژه نشريات زرد از ميان بازيگران فيلم ها به خصوص سريال هاى عامه پسند، شومن ها، مدل هاى لباس ، خوانندگان و رقاص ها و ستارگان ورزشى انتخاب مي‌شوند.

  • رسانه‌هاي زرد پيش از آن كه بخواهند به «چراها» بپردازند به «چگونگي»‌ توجه مي‌‌كنند.

 

تكنيك هاي روزنامه زرد

 

  • درشت‌نمايي پيام To  Hilight the message،
  • دست‌چين كردن پيام   To  Sort  Selective  The  Message ،
  •  تحريف   Disortion ،
  • جنجال‌آفريني خبري    Tumultuous ،
  • شايعه Rumour ،
  • نزديكي منبع پيام به مخاطب       Relevance  Of  The  Message  To  The  Audience ، فوريت‌بخشيدن ساختگي به خبر To  Create  High  Priority   For  A  News،
  • استفاده از عقايد و گرايش‌هاي فكري و يا سمبل‌هاي ملي مخاطبان Tailor making News،
  • استفاده از عاطفه گيرندگان پيام   To  Play  On  The  Emotions  Of  The  Audience  ،

ويژگي مخاطبان  نشريات زرد

-ناپايدار بودن مخاطبان

-يك دست نبودن مخاطبان

-احساسي بودن مخاطبان

+ نوشته شده در شنبه یازدهم دی 1389ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

"زاهریراد باهرا"دومين روزنامه ايراني يانخستين رسانه بيگانه

مجيد انتظاري ملكي

محقق روزنامه نگاري

درجايي خواندم كه اورميه اولين شهري است كه اولين روزنامه استاني در آن چاپ شده است ونسبت به آن ابراز خرسندي نموده بودند. اما براستي راز چاپ اولين نشريه استاني در اورميه ويا چاپ دومين روزنامه بعد از كاغذ اخبار در ايران چه بوده است .البته خيلي از تاريخ نگاران مطبوعات ايراني در آثارشان نامي از اين روزنامه نمي برند من دركمتر كتابي به اين مطلب بر خورد كرده ام.شايد پروفسور مولانا اولين كسي باشدكه در كتاب سير ارتباطات اجتماعي به اين موضوع بصراحت اشاره كرده است.بنابراين سوال اينجاست آيا اين روزنامه دومين روزنامه ايراني است يااولين رسانه  بيگانه ؟

 

شايد كمتر كسي شنيده باشد آسوريان اولين افرادي بودند كه رسانه اي غير ايراني وغيرفارسي براي خود در ايران داير كردند،آنها با دعوت از آمريكايي ها به ايران  نه تنها اقدام به چاپ كتاب كردند بلكه نسبت به چاپ روزنامه نيز براي ترويج دين ،آيين ،زبان خودشان اقدام نمودند.در كتاب ايران شهربه سال1343 آمده است آمريكايي ها بنا به تقاضاي آسوري ها ي مغرب ايران در سال 1834 به ايران آمدند وشروع به تعليم آسوري هايي كه تقريبا هيچ سوادي نداشتند كردند.دربين آنها تنها چهل نفر سواد خواندن ونوشتن داشتند.يكي از مسيونرها بنام جوستين پركينز مدرسه اي براي پسرها بازكرد.باهفت نفر كار خود را شروع كرد .درسال1846مدرسه وي به روستاي سير در نزديكي اورميه منتقل وبصورت شبانه روزي درآمد.اودريافت براي تهيه كتاب به دانش آموزان وسي هزار ارمني،مسيحي،كلداني ونستوري كه در اورميه زندگي مي كنند نياز به چاپخانه است.او چنين فكر مي كرد كه مسلمانان اورميه مخالف چاپ باشند بطوريكه در خاطراتش مي نويسد :مسيون ما به چاپخانه احتياج دارد وبهترين محل براي فعاليت اورميه است .ايراني ها به ماشين چاپ آشنا هستند ومي دانند چگونه از آن استفاده كنند بنابراين ترسي وجود ندارد روزي اهالي مسلمان اين شهر با تاسيس چنين چاپخانه اي مخالفت كنند.ويادر جايي ديگر مي نويسد چاپخانه ما بايد طوري باشد كه حمل آن بر پشت اسب وقاطر ميسرباشد...چاپخانه دراينجا مثل شير است اهالي هر روز به ديدن آن مي آيند.  

با لاخره میسیون آمریکاییان مسیحی در ارومیه،روز اول نوامبر سال 1849میلادی، مطابق با15 ذی حجه1265قمری،اولین روزنامه چاپ سربی ایران را منتشر کردند.منابع گوناگون از جمله تاریخ مطبوعات ادوارد براون،تاریخ موسسات تمدنی جدید در ایران از دکتر حسن محبوبی اردکانی یا سیر ارتباطات اجتماعی در ایران ازدکتر حمید مولانا،تاریخ انتشار اولین شماره این روزنامه را به اشتباه سال 1851 میلادی نوشته اند،در حالی که در میکروفیلم شماره اول روزنامه مذکور که محقق آسوری،هانیبال گورگیز،از لندن تهیه کرده وبه ایران آورده ،تاریخ شماره اول روزنامه،اول تشرین ثانی معادل روز اول نوامبر سال1849 است. تنها منبعی که سال انتشار اولین شماره را-بدون ذکر روز و ماه- به درستی 1849 ذکر کرده،کتاب آلمانیJournalisman bei den assyren  تالیف خانم گابریل یرنان است.دكتر محسنيان راد در كتاب ايران در چهاركهكشان مي نويسد:"روزنامه مورد بحث،"زاهریراد باهرا"نام داشت که به زبان آسوری به معنای"پرتو خورشید"است و در واقع نخستین رسانه بیگانه ای است که در ایران دایر شد.به این ترتیب دوازده سال و یازده ماه پس از انتشار کاغذ اخبار و یک سال قبل از انتشار دومین روزنامه فارسی"وقایع اتفاقیه"،روزنامه مذکور منتشر شد." هانیبال گورگیز مي گويد،سال1365 شمسی،پس از آنکه به میکروفیلم مذکور دست یافتم،خبری تنظیم و برای روزنامه اطلاعات فرستادم که در شماره18128مورخ21 اسفند همان سال چاپ شد.در پی آن،بنابه تقاضای دكتر محسنيان راد متن کامل شماره اول را از زبان آسوری به زبان فارسی امروز برگرداند.

زاهر یرادی باهرا به مدیریت دکتر جودیس گرانت پرکینز در ارومیه منتشر گردید.انتشار نشریه زاهر یرادی باهرابه صورت ماهنامه69سال ادامه داشت.بنابراین،تا سال1373شمسی که روزنامه اطلاعات 69ساله شد،رکورد تداوم انتشار متعلق به ماهنامه مذکور بوده است.

  نشریه زاهر یراد باهرا در برخی ماه ها،فوق العاده نیز منتشر مي شد.قطع این ماهنامه حدود33/6 در24/5 سانتی متر بوده است. اين نشريه به زبان محاوره اي آسوري  نوشته مي شده است بطوريكه اورميه را ارومي درج مي كند.نکته بسیار مهم این است به خلاف آنچه تاکنون در منابع گوناگون گفته شده،نشریه مذکور یک ماهنامه صرفا مذهبی نبوده است.درحاليكه  نشريه شامل مطاب فرهنگي ،مذهبي ،علمي ،اجتماعي ،تاريخي،جغرافيايي ،اخبار واتفاقات است.

بطوريكه در مقدمه شماره اول با عنوان"آگاه باشيد"  چنين بيان  شده است:اين نامه يا كتاب وسيله اي است براي عبادت به درگاه خدا وند وآشنايي بافرهنگ وعلم  اطلاع ازاخبار ووقايع كه در شهر ارومي (اورميه)ودر اول هر ماه توسط آمريكايي هاي صاحاب(مسيونرهاي آمريكايي)تاليف ومنتشر مي گردد.

مطالب اولين شماره آن شامل مقاله اي در مورد مدرسه ،اخبار مربوط به بيماري ها در اروميه ،اخبار بناي ياد بود واشينگتن ،مهاجرين به آمريكا،حمل ونقل با كشتي در آمريكا،وسايل ار تباطي در آمريكا،حفاري ها وكفشيات در نينوا،مطالب عجيب از اختراع تلگراف،مسافت زمين با خورشيدومطالب علمي از اختراع باروت وكاربرد آن،تاريخچه چاپ وسرعت چاپ،مقدار خواب روزانه ودر نهايت ضرب المثل وچيستان  مي باشد.

ايچنين به نظر مي رسد اين روزنامه ازيك سو مروج مذهبي خاص در ايران  ومدرسه آموزشي براي اين اقليت بوده است وازسوي ديگر سعي داشته با نشان دادن تحولات در دنياي غرب بويژه آمريكا اين افراد رااز نزديك شدن به اسلام وفرهنگ ايراني بازدارد.خط وزبان زاهریراد باهرا نيز نشان مي دهداين روزنامه مختص به يك عده خاصي بوده كه زبان وخط مشتركي داشتند.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

اصول وقواعد تيتر نويسي در مطبوعات

مجيد انتظاري ملكي

دكتراي ارتباطات

«تيتر» (Headline )

تيتر يعني هدايتگر خواننده به سوي خبر. جمله يا عبارتي است كه به خبر هويّت مي دهد، مي تواند خواننده را به خواندن مطلب ترغيب كند، يا او را از خواندن باز دارد. خوانندة روزنامه پوياست و مطالب مخلتف را انتخاب مي كند. 1 بررسيهاي بي شماري كه بر روي خوانندگان روزنامه انجام شده، نشان مي دهد كه خواننده به منظور تأمين «نيازهاي آني و آتي» وآگاهي از محيط اطراف خود، همه مطالب روزنامه را نمي خواند بلكه آنچه را كه مورد نظر اوست، برمي گزيند.2 تيتر در بسياري از روزنامه ها عامل مؤثري در توجه خوانندگان به آنهاست. بسياري از مردم، روزنامه را به خواندن تيترهاي صفحة اول آن بر روي دكة روزنامه فروشيها خريداري مي كنند. به همين دليل، صفحة اول اكثر روزنامه هاي ايران به سبك ويتريني و با تيتر هاي درشت آرايش مي شود. در چنين روزنامه هايي، بزرگي يا كوچكي تيتر، خود به خود اهميت تيتر را القا مي كند. البته بايد توجه داشت، در روزنامه هايي كه از سبكهاي ديگر صفحه آرايي بهره مي گيرند، علاوه بر مورد فوق، اولويت خبر را جايگاه تيتر در صفحه تعيين مي كند.
ويژگي هاي تيتر:
• بيان پيام خبري به طور خلاصه و فشرده؛
• ترغيب خواننده به خواندن «ليد» و متن خبر (خريد روزنامه)؛
• تعيين اهميت و ارزشيابي مطالب مختلف؛
• تفكيك مطالب مختلف روزنامه از يكديگر؛
• كمك به زيبايي صفحه روزنامه.
بنابراين، با توجه به اهميت تيتر در ارزشيابي و اولويت بخشيدن به رويدادها، تيتر خبري بايد چكيدة مهمترين مطلب را دقيق و روشن بيان كند. به عبارت ديگر، تيتر بايد بتواند با حداقل واژه ها، حداكثر مفهوم و معنا را برساند.
قواعد تيتر نويسي :

• در نوشتن تيتر بايد از واژه هاي آشنا و رسا استفاده كرد؛
• تيتر بايد روشن، دقيق و بدون ابهام باشد؛
• چون تيتر، شعار (Slogan)نيست، بنابراين بايد حاوي فعل باشد، مگر در شرايطي كه انجام شدن يا انجام نشدن كار براي خواننده ابهامي در برنداشته باشد؛
• انتخاب فعل مناسب،كليد موفقيت در نگارش تيتر است؛
• از تكرار كلمه در تيتر بايد اجتناب كرد؛
• از نوشتن تيتر هاي سؤالي، مگر در موارد ضروري، بايد خودداري كرد؛
• از نوشتن تيتر هاي منفي بايد اجتناب كرد، مگر در مواردي كه تيتر هدف خاصي را دنبال مي كند،
• از شكستن واژه ها در تيتر بايد پرهيز كرد؛
• هر چه تيتر كوتاهتر باشد- به شرط آن كه مهمترين مطلب را به طور دقيق برساند- بهتر است؛
• از نوشتن حروف اضافه و برخي واژه ها، مانند «به»، «براي»، «با» در ابتداي تيتر بايد خودداري كرد؛
• شكل ظاهري تيتر را از نظر انتخاب واژه ها ي مشابه بايد در نظر گرفت؛
• همانند ليد، «تيتر نقلي» به صورت «نقل قول مستقيم» تنها در صورتي مجاز است كه تيتر ويژگيهاي بالا را دارا باشد، درغير اين صورت، بايد مفهوم مطلب را به صورت «نقل قول غير مستقيم» براي تيتر نوشت.
اجزاي تيتر
تيتر شامل اين اجزاست.
تيتر اصلي: به تيتري كه مهمترين مطلب خبر را بيان مي كند، تيتر اصلي مي گويند درپاره اي ا ز خبرها، اين تيتر يگانه تيتر خبر است و به همين دليل با درشت ترين حروف نسبت به تيترهاي فرعي نوشته مي شود. مانند:
مانور مشترك نيروهاي مسلح در خليج فارس برگزار شد
روتيتر: روتيتر، تيتري است كه در بالاي تيتر اصلي قرار مي گيرد وبا حروف كوچكتر نوشته مي شود. روتيتر مقدمه يا مؤخرة تيتر اصلي است يا خود مستقل مي باشد. در تيترهاي يك يا دو ستوني، استفاده از روتيتر به صورت «مستقل» يا «مؤخره» مناسب نيست. روتيتر بايد به گونه اي باشد كه با برداشتن آن لطمه اي به تيتر اصلي خبر وارد نيايد

زيرتيتر:  بعد از تيتر اصلي و زير آن قرار مي‌گيرد با حروف كوچكتر از تيتر اصلي و مستقل از آن مي‌آيد: زير تيتر ضمن اينكه مفهوم مستقل از تيتر دارد به شكل يك تيتر ديگر زير تيتر اصلي مي‌آيد.

خلاصه تيتر (Summary head): در پاره اي از موارد كه خبر طولاني است و حاوي مطالب متعدد مي باشد، مي توان خلاصه اي از مطالب مهم رابعد از تيتر اصلي يا زير تيتر به صورت جمله هاي مستقل بيان كرد. خلاصه تيتر را در اصطلاح حرفه اي «سوتيتر» (Soustitre ) هم مي گويند كه با ستاره يا نقطه هاي درشت در ابتداي جمله مشخص مي شود . مثال:

روتيتر: با بهره برداري از كشتي «ايران هرمز -25» در بوشهر
تيتر اصلي: نخستين خط كشتيراني ايران - قطر افتتاح شد
زير تيتر: كشتي «ايران هرمز - 25» ظرفيت 150 مسافر و 500 تن بار را دارد.
خلاصة تيتر: کشتي «ايران هرمز - 25) مسافت بين بوشهر و بندر دوحه را كه 250 مايل است، 24 ساعته طي مي كند.
* هر مسافر مي تواند تا 50 كيلو بار به طور رايگان همراه داشته باشد.

ميان تيتر (Subhead): ميان تيتر معمولاً چند كلمه يا عبارت كوتاه است كه در ميان خبرهاي طولاني و خبرهاي تلفيقي براي تفكيك مطالب مختلف مورد استفاده قرار مي گيرد. استفاده از ميان تيتر در اين گونه خبرها نه تنها لازم، بلكه ضروري است، زيرا براي خواننده سهولت بسيار ايجاد مي كند.
اندازة حروف ميان تيتر از اندازة حروف متن خبر درشت تر است. بايد توجه داشت كه استفاده از تيترهاي فرعي بستگي به اهميت و اندازة خبر دارد.

اشكال تيتر
علاوه بر نقشها و كاركردهاي تيتر كه شرح آنها داده شد، انتخاب شكل تيترها، تعداد ستونهايي كه اشغال مي كنند و همچنين شكل قلمي كه در آنها به كار مي رود نيز نقشهاي خاص را در جلب نگاه خواننده ايفا مي كنند. تيترها از لحاظ كمك به زيباسازي صفحات و تسهيل كار تفكيك مطالب به شكلهاي زير ارائه مي شوند:
تيتر يك سطري (Single – line headline ): اين تيتر همان گونه كه از نام آن برمي آيد، در يك سطر نوشته مي شود:
٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭
تيتر دو يا چند سطري (Multi - line headline ): اين نوع تيترها- به خصوص در هنگامي كه تعداد واژه هاي تيتر زياد است- در دو يا چند سطر (و ترجيحاً در دو سطر ) ارائه مي شوند:
٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭
٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭
تيتر پلكاني (Stepped headline): اين تيتر شبيه پله است و يا به راست و يا به طرف چپ تمايل دارد:
٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭
      ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭
تيتر هرم وارونه (Inverted pyramid headline ): شكل اين تيتر شبيه هرم وارونه است و كلمات آن به تدريج از بالا به پايين، تا رأس هرم كاهش مي يابند:
٭ ٭ ٭ ٭
٭ ٭ ٭
٭ ٭
٭

تيتر مثلثي (Triangle headline ): اين تيتر بر خلاف تيتر هرم وارونه از يك كلمه در سطر اول شروع مي شود و به شکل مثلث پايان مي پذيرد:
٭
   ٭ ٭
      ٭ ٭ ٭
         ٭ ٭ ٭ ٭
                  ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭
                        ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭
شكلهاي ساير تيترها كه صفحه آريان برحسب جايي كه در اختيار دارند و سليقه اي كه به خرج مي دهند از آنها استفاده مي كنند به شرح زير هستند:
- نيم هرمي متمايل به چپ (Flush -left)؛
- نيم هرمي متمايل به راست( Flush – right)؛
- نامساوي متمايل به چپ ؛
- نامساوي متمايل به راست؛
- نامساوي و متمرکز (قرينه)؛
- حاشية متحرك (Hanging Indention)؛
- تركيبي (Combination)
- چكشي (Hammer headline) كه در آن يك كلمه از تيتر با حروف درشت تر در بالاي تيتر مي آيد:
برف
تهران را سفيد پوش كرد

ضرباهنگ تيتر :

حركت يكنواخت. برخى از تيترها روى خط راست حركت مى‏كنند. اين تيترها آهنگ يكنواخت و معتدلى دارند، مثل:
رئيس‏جمهور به دمشق رفت
«حركت يكنواخت»
تيتر از نقطه «الف» تا «ب» يك حركت بى‏افت‏وخيز و يكنواخت دارد، بدون آن‏كه فراز و نشيبى در لحن اثر بگذارد.

حركت موجى. تيتر در اين وضع روى طول موج حركت موزون و آهنگين دارد. آهنگ تيتر دلنشين است و با استفاده از واژه‏هاى آهنگين نوشته شده است، مثل:
‏هفته‏اى‏درپيش‏است:سرد،بارانى‏وبرفى
«حركت موجى»
حركت ضربه‏اى. تيتر در اين وضع ريتميك و با ضرباهنگ شكسته يا منقطع به‏نظر مى‏آيد. هر ضربه روى هر واژه مى‏نشيند و با واژه بعد به حركت درمى‏آيد، مثل:
كودتا در الجزاير شكست خورد
«حركت ضربه‏اى»

انواع تيتر
1. تيتر استنباطى/ Inferential headlineبرداشت صحيح تيترنويس از خبر در قالب يك جمله كوتاه، تيتر استنباطى است. در تيترهاى استنباطى، تيترنويس عصاره خبر را به‏صورت يك جمله بازگو مى‏كند و در واقع مفهوم را بيان مى‏دارد. اين‏كار به چند طريق صورت مى‏گيرد:
تيترنويس ممكن است از خواندن خبر به اين مفهوم دست يابد كه مثلاً اخطار يا هشدار صورت گرفته است، در حالى كه عين كلمات اخطار يا هشدار در خود خبر وجود ندارد. به‏عنوان مثال، شهردار در مصاحبه‏اى سد معبر در پياده‏روها را توسط اصناف خلاف اعلام مى‏كند و مى‏گويد براى مرتكبين جريمه درنظر گرفته شده است.
از اين قسمت از مصاحبه بوى اخطار به مشام مى‏رسد و مى‏توان چنين چيزى را تيتر استنباط كرد:
اخطار شهردار به اصناف در مورد سد معبر
2-دوتيترى
براى نخستين بار دوتيترى در جريان جنگ نيروهاى متحدين با عراق، موسوم به جنگ نفت در يكى از روزنامه‏هاى كشور مورد استفاده قرار گرفت. تا قبل از آن تيترهاى دوجمله‏اى مرسوم بود كه دو جمله از يك سخنرانى را به‏صورت تيتر مى‏نوشتند و طبعاً تيترهايى طولانى و خارج از معيارهاى مرسوم بودند.
از نظر شكل تيتر اوّل را بايد بدون ختم به فعل نوشت و تيتر دوّم را بايد با فعل خاتمه داد، هرچند كه در برخى از مواقع به ضرورت زيبايى مى‏توان هر دو تيتر را با فعل هم خاتمه داد. فعل پايانى تيتر دوّم، تحكم بيشترى به تيتر مى‏دهد و از نظر معنا نيز تيتر را روشن‏تر و واضح‏تر مى‏سازد. به نخستين دوتيترى درج‏شده در يكى از روزنامه‏هاى كشور توجه كنيد:
درخواست جهانى براى كمك به مردم عراق
بغداد همچنان زير آتش است
مثال:
نبردهاى تن به تن در كويت
نيروهاى‏متحدين‏به‏خاك‏عراق‏تجاوزكردند
ارتباط ظاهرى اين تيترها با يكديگر كمتر از تيتر قبلى است، امّا با مطالعه خبر ديده مى‏شود كه ارتباط معنايى مستقيم با هم پيدا مى‏كنند. اين تيتر خواننده را كنجكاو مى‏كند. مثال:
پافشارى‏ايران‏براى‏تشكيل‏كنفرانس‏اسلامى
جبهه دوّم عليه عراق از تركيه گشوده شد
ارتباط معنايى اين دو تيتر از تيتر قبلى بيشتر است و كنجكاوى خواننده را هم بيشتر برمى‏انگيزد. با اين حال بايد توجه داشت كه زيبايى اين تيترها خودبه‏خود خواننده را جلب مى‏كند.
به نمونه‏هاى ديگرى از دوتيتريها توجه كنيد:
3-تيتر اقناعي:

چنين تيترهايي با هدفهاي مشخصي نوشته مي شود: هدايت يا تهييج افكار عمومي، تبليغ و برجسته سازي موضوعي در جامعه، زمينه سازي در پيرامون اجراي سياست، تحت تأثير قرار دادن گروه يا طبقاتي از جامعه و به طور كلي تبليغ غير مستقيم براي ترغيب، القا يا تبليغ يك پيام خبري. در اين گونه تيتر ها،مثال:

عراق با پيشنهاد آمريكا براي مذاكره دربارة كويت موافقت كرد
موافقت عراق براي مذاكره با آمريكا اعلام شد
توافق عراق و آمريكا براي مذاكره در ژنو
اين سه تيتر، در ظاهر يك معنا و مفهوم را ميرساند، يعني با وجود تفاوت در شكل ظاهري، معناي واحدي را القا مي كنند، اما تاثير تيتر سوم به دليل استفاده از واژة «توافق» به طور غيرمستقيم برخواننده بيشتر است و القا كنندة همدلي و هماوايي عراقي و آمريكا است.
انواع‌ تيتر مدرن‌ يا تحليلي‌
1. تيترهاي‌ تحليلي‌ نتيجه‌گرا: مثل‌ تيتر فرانكفورتر الگماينه‌ براي‌ بازگشت‌ بي‌نتيجه‌ كلينتون‌ از مسكو/كسي‌ براي‌ كلينتون‌ كف‌ نزد/
2. تيترهاي‌ تحليلي‌ شخصيت‌محور: مثل‌ تيتر آقاي‌ الكابش‌، خبرنگار برجسته‌ شبكه‌ دوم‌ تلويزيون‌ فرانسه‌ در مصاحبه‌ با ميتران‌/ سرطان‌، ميتران‌ را از اليزه‌ بيرون‌ مي‌راند/ يا تيتر اكثر مطبوعات‌ منطقه‌ براي‌ حازم‌الشعلان‌/ ظهور صدام‌ دوم‌ در عراق
3. تيترهاي‌ تحليلي‌ موضوع‌محور: مانند تيتر مسعود بهنود براي‌ يك‌ مطلب‌ تاريخي‌ ـ سياسي‌ در مجله‌ آدينه‌/ اي‌ كاش‌ نفت‌ نمي‌بود/
4. تيترهاي‌ تحليلي‌ هشداري‌: مانند تيتر روزنامه‌ يوميوري‌ براي‌ حمله‌ ارتش‌ عراق به‌ كويت‌/ خودكشي‌ (ديكتاتور) حاكم‌ مغرور
5. تيترهاي‌ تحليلي‌ آگهي‌دهنده‌: مثل‌ تيتر مطبوعات‌ ورزشي‌ اروپا پس‌ از پايان‌ المپيك‌ آتن‌ و مشخص‌ شدن‌ نتيجه‌ مدال‌ها و اعلام‌ پكن‌ به‌ عنوان‌ مقربازي‌هاي‌ بعدي‌ المپيك‌ چشم‌بادامي‌ها، المپيك‌ پكن‌ را تسخير مي‌كنند/
6. تيترهاي‌ تحليلي‌ شگفتي‌آور: مثل‌ تيتر ايزوستيا (مسكو) براي‌ پيشروي‌ آب‌ درياي‌ خزر/2 استان‌ ايران‌ تا 5 سال‌ ديگر در خشكي‌ نمي‌مانند/
از شش‌ نوع‌ تيتر تحليلي‌ به‌ يك‌ وجه‌ مشترك‌ مي‌رسيم‌: تأكيد بربازگشايي‌ عنصرهاي‌ چگونه‌ و چرا در رويدادها.
ملاحظه‌ مي‌كنيد كه‌ در تيتر تحليلي‌ موضوع‌ محور به‌ همان‌ دليل‌ كه‌ بر موضوع‌ يعني‌ «نفت‌» تأكيد شده‌ است‌، در تيتر نتيجه‌گرا، موضوع‌ بي‌ثمر بودن‌ مذاكرات‌ سياسيِ رئيس‌جمهور پيشين‌ امريكا مورد توجه‌ قرار گرفته‌ و در بقيه‌ موارد نيز، مسأله‌ به‌ همين‌ شكل‌ است‌.
اما وجه‌ مشترك‌ دوم‌ تيترهاي‌ شش‌گانه‌ تحليلي‌ اين‌ است‌ كه‌ «جهت‌ و پيكان‌تيتر» به‌ سمت‌ مخاطب‌، رو به‌ آينده‌ است‌ نه‌ به‌ پشت‌سر او، جهت‌ تيترهاي‌ تحليلي‌ در هر شش‌ نوع‌ به‌ سمت‌ آينده‌ تمركز دارد و اين‌ از ذات‌ و ساختار روزنامه‌نگاري‌ مدرن‌ يا امروزي‌ ناشي‌ مي‌شود.
يك‌ توضيح‌:
جالب‌ است‌ بدانيم‌ كه‌ در تيترهاي‌ رويداد محور كه‌ در روزنامه‌نگاري‌ تحليلي‌ هم‌، از جايگاه‌ مناسبي‌ برخودارند، عملاً كليت‌ «رويداد» مورد توجه‌ قرار مي‌گيرد نه‌ يك‌ عنصر خاص‌ از رويداد. مثلاً به‌ تيتر «طوفان‌ ژاپن‌ زلزله‌ 92 را از خاطره‌ها پاك‌ كرد» توجه‌ كنيد. اين‌ تيتر يك‌ رويكرد مشخص‌ دارد: رويداد محوري‌. در اينجا صرفاً طوفان‌ ژاپن‌ مورد توجه‌ قرار گرفته‌ و تا آخر نيز تركيب‌ واژگاني‌ به‌ كمك‌ رويداد اصلي‌ ـ يعني‌ طوفان‌ ژاپن‌ ـ آمده‌ است‌.
مكمل‌هاي‌ ارتباط‌گر در تيتر
1. مكمل‌هاي‌ اقناع‌گر

2. مكمل‌هاي‌ شبه‌واقعيت‌: ( Alligory ، قياس‌ يا ترويج‌ ناآشنا به‌ كمك‌ آشنا)

3. مكمل‌هاي‌ مشروعيت‌
 هنگام‌ تيترزدن‌ خوب‌ است‌ به‌ مكمل‌هاي‌ تيتر توجه‌كنيم‌: آيا تيتر ما به‌ يك‌ مكمل‌ اقناع‌كننده‌ نياز دارد؟ آيا ضروري‌ است‌ تا با استفاده‌ از عنصر قياس‌ يا شبه‌واقعيت‌، تيتر را غني‌ كنيم‌؟ يا نه‌ هيچكدام‌. تيتر ما، ممكن‌ است‌ به‌ عنصر تكميلي‌ ديگري‌ نيازمند باشد تا به‌ او مشروعيت‌ بيشتري‌ نزد مخاطب‌ ببخشد.
فرض‌ كنيد ابتدا اين‌ تيتر را زده‌ايد: نفت‌ 120 دلاري‌، اما بعداً بخواهيد تيتر را كامل‌ كنيد: نفت‌، بازار بورس‌ را شوكه‌ كرد. اين‌ بار شما از خبرِ عبور قيمت‌ نفت‌ از مرز 120دلار، عنصر اقناع‌گري‌ كه‌ بازار بورس‌ هم‌ با اين‌ افزايش‌ قيمت‌ جهاني‌، شوكه‌ شده‌ است‌، را وارد تيتر مي‌كنيد.
در حالت‌هاي‌ ديگر نيز، مسأله‌ به‌ همين‌ شكل‌ است‌. مي‌توان‌ مثال‌هايي‌ را هم‌ براي‌ مكمل‌هاي‌ شبه‌واقعيت‌ و مشروعيت‌ آورد.
زمان فعل تيتر
در تيتر نويسي ترجيح براين است كه اگر رويداد مربوط به گذشته است، فعل تيتر به صورت «ماضي مطلق» و در صورتي كه مربوط به آينده است «مضارع اخباري »باشد. مثال:
رييس جمهوري پاكستان وارد تركيه شد (ماضي مطلق)
وزير خارجة شوروي فردا به عراق مي رود (مضارع اخباري)

«برجسته سازي» يا «اولويت گذاري»(Agenda- Setting )
در اوايل دهة 1970 ديدگاهي كه با عنوان «برجسته سازي» يا «اولويت گذاري»(Agenda- Setting ) رسانه ها توسط «دونالد شا» و «ماكسول مك كومز» (onald ShawD/ Maxwell Mccombs ) مطرح شده، اشاره به اين نكته دارد كه رسانه هاي خبري با بزرگ و برجسته كردن رويدادهاي مختلف، كوشش در القاي ديدگاههاي خاص خود به مخاطبان دارند. از نظر اين پژوهشگران، بزرگ و برجسته كردن مطالب در رسانه هاي خبري باعث مي شود كه مخاطبان هم، هماند رسانه ها، آن مطالب رابرجسته و مهم بپندارند. آنها مي گويند، اگر رسانه هاي خبري (راديو، تلويزيون و روزنامه) با اين عمل نتوانند تغييرات رفتاري قابل قبولي در مخاطبان به وجود آورند، حداقل باعث تغييرات شناختي قابل ملاحظه اي در مخاطبان خواهند شد. 5همان طور كه بررسيهاي بعدي نشان مي دهد، اين نكته را بايد در نظر داشت كه خوانندة روزنامه اهميت و ارزش هر خبر را به توجه به مرتبط بودن آن رويداد به كار و زندگيش تعيين مي كند و آثار شناختي، انفعالي و رفتاري رسانه ها ـچه كوتاه مدت و چه بلند مدت ـ بستگي به اين موضوع دارد.
اصطلاحات انگليسي براي درك متون:
٭ هر گاه اشتباهي در چيدن تيترها رخ دهد به آن Head-bust مي گويند.
٭ هر گاه بقية خبر در صفحة ديگري ارائه شود و تيتر آن خبر- در آن صفحه- چه كامل و چه ناتمام آورده شود، Jump head ناميده مي شود.
٭ براي تيتر اول پنج معادل وجود دارد: Top head , Ribbon , Streamer , Banner ,Line
٭ به ميزان واحد هاي تيتر (اعم از واژه هاي كوچك و بزرگ و همچنين فضايي كه بين واژه ها وجود دارد) Headline count گفته مي شود.
٭ به تيتر اصلي در صفحات داخلي- نه صفحة اول- Binder مي گويند.
٭ به تيتري كه خيلي وقتها كاربرد دارد- به ويژه تيترهاي ستونهاي ثابت- ولي دوباره در حروفچيني چيده نمي شود، و هميشه حاضر و آماده است Standing head مي گويند.

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

تنظيم خبر به سبك گيلاس

شايد راجع به سبك هاي خبري هرم وارونه ،تاريخي وتاريخي همراه با ليدبيشتر شنيده ايد اينبار از سبك خبري به روش گيلاس را براي شما بيان مي كنم

سبك خبري گيلاس( glass ) با كمي تفاوت در ساختار، شبيه سبك "ساعت شني" است. اين سبك نيز با يك "هرم وارونه" شروع مي شود و سپس تا قبل از بخش پاياني به شكل ترتيبي و تاريخي (سبك هرم) پيش مي رود و معمولا با يك جمله يا عبارت كه مرتبط  با ليد است،به پايان مي رسد.

اين ساختار خبري به گزارشگر امكان مي دهد تا قبل از آنكه روي ليد و يا پايان خبر متمركز شود به سبك ترتيبي اتفاقات را تا پايان كنار هم قرار دهد.در اين سبك پاراگراف شروع و پاراگراف پايان هردو شامل اطلاعات مهم مي شود.شما در اين سبك معمولا پايان خبر را به شروع آن گره خواهيد زد.از اين تكنيك بعضي مواقع به عنوان تكنيك پايان دايره اي circle kicker ( كيكر واژه روزنامه هاي قديمي به معناي پايان است) نامبرده شده است.نويسنده در اين سبك سعي مي كند در پايان خواننده را به شروع گزارش بازگرداند.

درمثال زير جنيفر وينر گزارشكر نشريه فيلادلفيا اينكواير درباره واكنش مربوط به  مرگ "جري گارسيا" رهبر گروه "گريت فول دد" گزارشي نوشته است. گزارشي كه تصويري از طرفداران و فقدان او را در ليد و پايان به نمايش مي گذارد.

شروع گزارش



آنها مي دانستند كه خبر ناگواري در راه است چون گزارشهاي متعددي در مورد استفاده اسطوره آنان از مواد مخدر و همچنين نا مساعد بودن شرايط جسماني وي بچاپ رسيده بود.

با اين حال ديروز بعد از ظهر طرفداران گروه" گريت فول دد" نمي توانستند با خبر در گذشت جري گارسيا كه گيتاريست برجسته اين گروه بود كنار بيايند.خواننده اي كه زماني قلب آنان بود.

جان راكول كه يكي از پيشكسوتان موسيقي به شمار مي آيد و تا كنون در بيش از 400 كنسرت حضور داشته است مي گويد:همگان مي دانستند كه جري بيمار است.ما فقط مي خواستيم چاق تر شدن، پيري  و همچنين دوران بازنشستگي اورا نيز ببينيم . با انكه وي از دنيا رفته اما فكر مي كنم به گونه اي ديگر بازنشسته شده است.

بعد از يك پس زمينه كه شرح مي دهد مرگ جري و واكنش طرفداران معروف و غيرمعروف گروه "ددهد"ها را "وينر" داستان خبري خود را با اين پاراگراف به پايان مي رساند:

 در نزد بعضي ها موسيقي تنها آنچيزي بود كه با گروه "ددهد" معنا مي يافت و  با مرگ  جري گارسيا پايان يافت .

خانم رندي هورن از شمال شرق فيلادلفيا ديروز محل كار خود را زودتر از موعد مقرر ترك كرد. او از زماني كه همكارانش خبر مرگ جري را به وي اعلام كردند به  طور مداوم گريه كرده است و در قلب خود احساس درد مي كند.

وي مي گويد: من در راه خانه نوارها ي كاست وي را خرد كردم، درحاليكه فكر مي كردم؛ اين ، آن چيزي است كه من در آينده جاي خالي آن را حس خواهم كرد.من امسال سال بسيار بدي را پشت سر گذاشتم ، فكر مي كردم با شركت در چند كنسرت جري در ماه سپتامبر مي توانم بار ديگر با نشاط شوم، اما اكنون من هردو را از دست داده ام.

بياد داشته باشيد كه يك خبر به سبك هرم وارونه كه جزو سبك هاي بنيادي است نياز به يك پايان ندارد. اما خبرنگاراني كه از سبك گيلاس استفاده مي كنند تلاش مي كنند كه خواننده را نگاه دارند و او را با خبر درگير كنند.

يك گزارشگر تلويزيوني غالبا مي خواهد پايان داستان خبري خود را با شروع آن گره بزند اما معمولا زمان لازم براي بسط خبر طولاني به  سبك ترتيبي ندارد.

منبع: Modern Media Writing

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

حيات چهل ساله روزنامه تبريز

(باسابقه ترين روزنامه  آذربايجان)

گردآورنده:مجید انتظاری ملکی

مقدمه

تبریز در دوره معاصر در مقاطع مختلفی کانون حرکتهای مهم تاریخ ساز و یا موثر در کشور بوده و در فاصله سالهای مذکور نیز چون گذشته در مسیر تحولات و اتفاقات مهم گام برداشته است. درزمينه مطبوعات تبريز پيشگام اين جنبش فكري بشمار مي رود

اولين قدم براي فعاليتهاي چاپي را كه مقدمه انتشار مطبوعات مي باشدكه نخستین چاپخانه سربی در ايران بشمار مي رود  را میرزا زین العابدین به سفارش عباس میرزای قاجار در سال 1195 یا 1196 شمسی ( 1232 یا 1233 قمری ) در زمان محمدشاه از روسیه به تبریز آورده است .

بعد از انتشار نخستین روزنامه ایران به نام کاغذ اخبار به سال 1215 ش  (1253ق ) كه از این روزنامه چند شماره بیشتر منتشر نشد. در سال 1230 ( 1268ق برابر با اول ژانویه 1851م ) روزنامه زاهاريرا دي باهارا   ( شعاع روشنایی ) از سوی مبلغان مسیحی به صورت ماهانه، با چاپ سربی در آذربايجان منتشر می شود

دومين روزنامه آذربايجان روزنامه اخبار دارالسلطنه آذربایجان که به نام های روزنامه ملتی و وقایع محروسه تبریز است . این روزنامه از جمله روزنامه هایی بوده که از سوی حکومت دستگاه قاجار با نام روزنامه ملتی برای مطالعه مردم منتشر شده است.

سومين روزنامه ايكه در آذربايجان منتشر شد روزنامه ناصری بود كه اين روزنامه  دومین روزنامه دولتی پس از اخبارالسلطنه آذربایجان بشمار مي رود، نخست به مدیریت محمدندیم باشی مدیر مدرسه مظفری تبریز بعداً به مدیریت ناظم الممالک و مسعود عدل از سال 1272 ش (1311ق ) به مدت شش سال در تبریز منتشر شده است. این روزنامه جز چند روزنامه دولتی بوده که در زمان پیش از مشروطه از سوی وزارت انطباعات برای خنثی کردن افکار آزادیخواهی و مشروطه طلبی انتشار یافته است. مباحثات این روزنامه برعلیه روزنامه اختر چاپ استانبول شایان دقت است.

حدید یا الحدید نخستین روزنامه غیر دولتی و غیر وابسته و مردمی در آذربايجان است. این روزنامه در سال 1276 ش ( 1315ق) به طور هفتگی در تبریز منتشر شده است. حدید دارای سه نوبت تعطیلی و دو دوره انتشار است که نخست به مدیریت و صاحب امتیازی سیدحسین عدالت و بعداً به مدیریت و صاحب امتیازی سیدمحمد شبستری ( ابوالصیفاء ) انتشار یافته است

سپس علی قلی صفراوف نویسنده دموکرات و شجاع و بی باک، در سال های پیش از مشروطه دست به انتشار سه روزنامه به نام های شبنامه، احتیاج و اقبال زده است. صفراوف شبنامه را که پس از شاهسون دومین روزنامه طنز و هزلی بوده در سال 1271ش ( 1310ق) به طور پنهانی برای بیداری و تحریک توده های زحمتکش برعلیه حکومت ستمگر در تبریز منتشر می کرد. پس از مدت ها در سال 1277 ش روزنامه سیاسی و انتقادی احتیاج را در تبریز انتشار داد.

چند روزنامه دیگر این دوره عبارت بودند از: ادب به مدیریت محمد صادق ادیب الممالک به محتوای علمی و ادبی ( 1277ش) ، کمال به مدیریت حسین طبیب زاده یکی از روشنفکران آذربایجان. روزنامه کمال پس از حدید دومین روزنامه مهم غیردولتی و مردمی بود که در تبریز در مدرسه ای به نام کمال منتشر می شد. در سال 1281 ( 1321ق ) در جریان شورش مردم تبریز علیه ماموران بلژیکی و بستن بازار تبریز، طلبه ها، میخانه ها و مهمانخانه ها و به صاحب امتیازی عبداله جهانشاهی مدیر مدرسه مسایل فرهنگی و آموزش و پرورش مطلب می نوشت.

در شرایطی که در اثر مبارزه های طولانی مردم، مشروطه در حال استقرار بود، شخصی به نام احمد کاتب تبریزی ملقب به بصیرالعلما در سال 1284 ( 1324ق ) در ماه های نزدیک به استقرار مشروطه از سوی انجمن اسلامیه، دست به انتشار سه روزنامه به نام های اتحاد، اخوت، اسلامیه زد.

روزنامه تبريز

این روزنامه از روزنامه های با سابقه تبریز بوده و بیش از 40 سال منتشر شده و نخستین شمارة آن در پانزدهم ذیحجّة 1328 آغاز شد .صاحب امتیاز آن حسین (فشنگچی ) تبریزی بود و مدیرمسئول آن اسماعیل یکانی ، از سران حزب عامیون دموکرات و از قضات عالی رتبة دادگستری ، بود (صدرهاشمی ، ج 2، ص 102).اين روزنامه در ابتدا فقط در روزهای یکشنبه و چهارشنبه منتشر می شد.  و با مدیریت و سر دبیری حسین امیدنیز فعالیت داشته است ، پس از توقیف نشر آن در سال 1279 شمسی در اول اسفند 1316 انتشار مجدد آن آغاز شد ، در دوره بعد، از سال 1322 تا آغاز حکومت فرقه دموکرات در سال 1324 انتشار یافت و توسط فرقه توقیف و تعطیل شد و بعد از حکومت فرقه نشر آن بار دیگر شروع شد.

مسعود برزین در کتاب شناسنامه مطبوعات آن را چنین معرفی می کند:

روزنامه سیاسی خبری ، حسین آقا تبریزی ، چند بار تعطیل و تجدید امتیاز گردید، از روزنامه های معدودی که به نیم قرن انتشار حتی نامرتب نزدیک شد.

روزنامه تبریز ، خود را روزنامه ای «آزاد، ملی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی که در طرفداری عامه سخن می گوید» معرفی کرد. مقالة افتتاحی آن با عنوان «تکالیف اجتماعیه » در تبیین شعار روزنامه تحریر شد که مقالاتی با همین عنوان در شماره های بعدی نیز چاپ گردید. نگارندة این مقاله بر اهمیت روزنامة آزاد ملی تأکید ورزیده و آن را نخستین وسیله برای آگاهی افراد از حقوق و تکالیف خود برشمرده است . به همین منظور هیئت تحریریة آن ، خدمت به عالم انسانیت را به واسطة مطبوعات ضروری دانسته و به انتشار روزنامة آزاد ملی که به نشر افکار سودمند بپردازد و در حفظ حقوق مردم سخن براند، اقدام کرده است (سال 1، ش 1، 15 ذیحجّة 1328، ص 1ـ2).

اين روزنامه درطول حيات سياسي خود سه دوره را پشت سر گذاشت :

دورۀ اول، که پس ‌از قیام مردم‌ تبریز در مخالفت با محمد‌علی‌شاه و سپس فرار او به روسیه (1327ق/ 1909م) آغاز شد.

دورۀ دوم، که در 28 جمادی‌الاول 1337، یعنی چند ماه پس از دومین‌دورۀ صدارت وثوق‌الدوله (شوال 1336) آغاز شد. در این دوره نیز حسین تبریزی به عنوان مدیر مسئول و «ح. ف.» (حسین فشنگچی) به عنوان صاحب امتیاز و ناشر، روزنامه را اداره می‌کردند

دورۀ سوم، یا سال پانزدهم، که در 19 جدی (دی) 1303ش، با انتشار هفته‌ای دو شماره آغاز گردید (همان، سال 15، شماره‍ 2). از تغییرات اداری این دوره، کنار رفتن حسین کمال از مدیریت روزنامه و جای‌گزینی «اصناف» (که ظاهراً اشاره به اصناف تبریز است) به جای اوست.

از شمارة پنجم (دوم محرّم 1329)، حسین فِشَنگچی ــ که نامش به صورت اختصاری ح . ف . چاپ می شد ــ صاحب امتیاز و ناشر روزنامه گردید و از شمارة سیزدهم (1 صفر 1329) نام اسماعیل یکانی از روزنامه حذف و مدیریت آن به حسین فشنگچی واگذار گردید. حسین تبریزی ، معروف به کربلایی حسین آقا فشنگچی ، از آزادی خواهان صدر مشروطیت و از یاران ستارخان بود. وی قبل از مشروطه ، صرافی داشت و چون همانند بعضی صرافان فشنگ و اسلحة کمری می فروخت ، به فشنگچی معروف شد. وی به «کمال » نیز شهرت داشت که به مناسبت تأسیس دبستان کمال در تبریز بود. دبستان کمال در شورش مردم تبریز علیه بلژیکیها در 1321، غارت شد و پس از آن حسین تبریزی به قفقاز و سپس به مصر رفت . در مصر به انتشار روزنامة کمال که قبلاً در تبریز منتشر می ساخت ، همت گمارد. وی از مؤسسان انجمن حقیقت * بود و با حزب اجتماعیون عامیون ارتباط داشت (برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به طاهرزادة بهزاد، ص 427؛ امیرخیزی ، ص 29، 372؛ صدر هاشمی ، همانجا؛ کسروی ، ص 31).

مدیر جدید تبریز ، از هر روزه شدن نشریه و دگرگونیهایی در محتوای آن خبر داد: الحاق یک فصل ادبی ، ثبت اهم وقایع تاریخی ، عنایت بیشتر به مسائلی در باب اخلاق و معارف و نظام و مالیه و امورخارجه ، و پرهیز از تمجیدات بیهوده از اشخاص (حسین کمال ، «از اداره »، سال 1، ش 13، 1 صفر 1329، ص 1)، ولی عملاً تمامی آنچه وعده شده بود، تحقق نیافت . وجه بارز شماره های جدید، آن بود که سرمقاله ها با امضای «حسین » درج شد، در حالی که پیش از آن سرمقاله فاقد نام نگارنده بود. انتشار آن نیز به سه شماره در هفته افزایش یافت .

روزنامة تبریز محافظه کار و در مشروطه خواهی میانه رو بود و یکی از مهمترین جراید ملی و آزاد تبریز محسوب می شد (تربیت ، ص 282؛ کهن ، ج 2، ص 599). مضامین روزنامه ، به استثنای سرمقاله ها، غالباً جنبة خبری داشت . روزنامة تبریز بندرت از زبان بومی بهره می جست و فقط گاهی در برخی شماره ها معماها یا لطایفی به ترکی در آن چاپ می شد.

درج سلسله مقالاتی با عنوان «لزوم جلب مستشارها» در شماره های اولیة روزنامه ، حاکی از بدبینی کامل به رجالی بود که هیچ نوع همسازی با مشروطه نداشتند و در دورة استبداد رشد کرده بودند. ازینرو نشریة تبریز خواهان به کارگیری مستشارهای خارجی برای جلوگیری از هرج ومرج بود (سال 1، ش 3، 22 ذیحجّة 1328، ص 1، ش 4، 25 ذیحجّة 1328، ص 1). این نشریه در حیطة محلی بر لزوم دایر شدن مراکزی چون دارالمعلمین و ادارة معارف تأکید می کرد، همچنین نامه های مردم را در انتقاد از وضع شهر تبریز یا مشکلات کلی کشور نظیر نبودن رفاه و امنیت و قشون منظم ، درج می کرد و از مسئولان برای رفع مشکلات یاری می خواست .

ورود سپاهیان تزار به تبریز و اشغال آن در 1329 ــ که وقایع خونین عاشورای 1330 را به دنبال داشت ــ موجب تعطیلی روزنامه در ذیحجّة 1329 شد. در این فاصله حسین تبریزی راهی سفر شد و پس از مراجعت مجدداً روزنامه را دایر کرد (صدرهاشمی ، ج 2، ص 101).

سال نخست روزنامه با 127 شماره خاتمه یافت و در سال دوم ، پس از انتشار حدود پنج شماره در ذیحجّة 1329 به علت وقایع تبریز از نشر بازماند.

نخستین شماره از دورة دوم در 28 جمادی الاولی 1337 منتشر شد و در سرمقالة آن علت 84 ماه تعطیلی روزنامه ، تجاوز دولت روس ذکر شد («علت تأخیر و تعطیل انتشار روزنامه تبریز»، سال 10، ش 1، 28 جمادی الاولی 1337، ص 1). ادامة کار به شیوة سابق بود. دورة دوم به سبب کوتاهی دورة دولتها که ناشی از بی ثباتی اوضاع سیاسی بود، ویژگی بارزی داشت که در سرمقاله ها بازتاب یافته است . آرزوی رهایی کشور از جهل و فقر و ذلت و داشتن دولتی جوان و مقتدر، که ضعف آن منشأ تمامی خرابیها بود، نگارنده را بر آن داشت که وظایف ملت را در تقویت دولت یادآور شود و راهکارهایی نیز برای خلاصی از این وضع برشمارد که از جمله نشر معارف و تعمیم مدارس و استقرار تعلیم اجباری بود («تقویت دولت وظیفه ملت است »، سال 10، ش 3، 6 جمادی الا´خره 1337، ص 1؛ «امروز ما به چه محتاجیم »، سال 10، ش 40، 9 شوال 1337، ص 1). در این دوره آثاری از نویسندگان خارجی با ترجمة کسانی نظیر پورحسین عظیم زاده اسکویی ، میرزا محمدخان صفازاده و حسن ولادی خان ، در پاورقی درج می شد. تحولات اواخر دورة قاجاریه که کشور را در آستانة کودتای سوم اسفند 1299 قرار داد، بار دیگر روزنامه را در بیستم شعبان 1338/ نوزدهم اردیبهشت 1299 به تعطیلی کشاند.

آغاز دگربارة آن پس از گذر از بحرانها در دورة ریاست الوزرایی رضاخان بود که در نوزدهم دی 1303 نخستین شمارة دورة جدید تبریز (شمارة مسلسل 317) منتشر شد. در این شماره ، عبارت «برای مدارس نصف قیمت دریافت خواهد شد» و در کنار نام صاحب امتیاز و ناشر که حسین تبریزی بود، اسم شخصی به نام اصناف به عنوان مدیر مسئول دیده می شد. شعار دورة جدید این بود: «روزنامة تبریز طرفدار جدّی توسعه معارف و ادبیات ، تعلیم اجباری عمومی ، نظام اجباری ، تسطیح طرق و شوارع ، ایجاد راه آهن ، تعدیل مالیات ، اصلاح زراعت و فلاحت با اصول فنی و علمی ، ترک تجملات ، ترویج زندگانی ساده ، مبارزه بر ضد مسکرات ، تشویق در استعمال امتعة وطنی ». این عبارت از همسویی نشریه با اهداف دولت حکایت داشت (سال 15، ش 4، 30 دی 1303، ص 1).

زبان صريح يكي از خصيصه هاي اين روزنامه است بطوريكه در يكي از سرمقالات خود بنام احوال طبييعه آذربايجان با اشاره اي مختصر به منطقه جغرافيايي آذربايجان به شهر تبريز مي پردازد مينويسد تبريز اولين شهر بزرگ ايران بودكه از دروديوارش كتاب تاريخ است امروزشهر تبريز ازلحاظ نظافت درعقب ماندگي وكيسه شهرداري خالي از بودجه است اين باعث شده خيلي از بناها وعمارت هاي  تاريخي مثل مسجد جهانشاه ازبين برود(شماره دوم –سال16)

روزنامه تبريز در دوره رضا شاه:

در آستانة تغییر سلطنت ، خبر مراجعت احمدشاه موجب نگرانی گردانندگان روزنامة تبریز از به هم خوردن امنیتی شد که رضاخان به وجود آورده بود (سال 16، ش 27، 15 مهر 1304، ص 1) و ازینرو روزنامه برضد احمدشاه مطالب تندی نوشت . به طور مرتب تلگرامهای «کمیسیون مختلط نهضت ملی آذربایجان » به مجلس که در آن صریحاً خواستار انقراض دودمان قاجار بودند، در روزنامه درج می شد (سال 16، ش 30، 28 مهر 1304، ص 1). پس از انقراض حکومت قاجار در نهم آبان 1304، روزنامه ضمن درج «بشارتنامة نهضت ملی آذربایجان »، آن روز را عید رسمی و ملی اعلام کرد (سال 16، ش 34، 13 آبان 1304، ص 1).

اين روزنامه از تاجگذاري رضا شاه ابراز خرسندي كرده و درصفحه اول شماره هفتاد (7ارديبهشت1305) روز تاجگذاري رضا شاه را به عموم ايرانيان تبريك مي گويد ودرصفحه دوم شعري با اين دوبيت چاپ مي كند:

مژده كه آندبهاردلكش زيبا          وعده كه به بلبلي مي رسد شيدا
لاله برافروخته است آتش زردشت   ياكه تجلي نموده است آيت موسي

ودرهمان صفحه نطق رضاشاه رادر روز تاجگذاري را بطوركامل درج نموده است.
در فاصلة سالهای 1304 تا 1308ش مطالب روزنامه متنوع و پرمحتوا، و در بارة مسائلی بود از قبیل آزادی («آزادی چیست »، سال 16، ش 65، 20 فروردین 1305، ص 1)، مسائل و حقوق زنان در حیات سیاسی که غالباً برگرفته از جراید خارجی بود، درخواستهای اصلاح طلبانه خصوصاً در بارة آذربایجان و مباحثی در بارة اوضاع اقتصادی ، تجارت و کشاورزی .

از اواخر 1307ش تبریز هر روز، بجز ایام تعطیل و سوکواری و اعیاد، منتشر می شد و کلمة «یومیه » نیز به عنوان اصلی آن افزوده شد. تبریز بتدریج تحت تأثیر فضای حاکم در دورة رضاشاه ، شیوة سابق خود را از دست داد و سیاست طرفداری از حکومت مرکزی را در پیش گرفت که تا آخرین شمارة آن ادامه داشت .

با مقایسة روزنامة تبریز در اوایل دورة رضاشاه و اواخر آن ، نوع بینش حکومت نسبت به مطبوعات و محدودیتهای ایجادشده ، بخوبی معلوم می شود. مطالب اوایل و تا حدی اواسط این دوره مفید و بازگوی فکر و اندیشه است ، اما در اواخر آن ، فاقد محتوا و رسالت روزنامه می باشد.

ظاهراً انتشار تبریز پس از آنکه متفقین در شهریور 1320 ایران را اشغال کردند، متوقف شد، زیرا دورة جدید آن از 1322ش تا برقراری حکومت خودمختار آذربایجان در آذر 1324، انتشار یافت تا آنکه این حکومت آن را توقیف کرد (ابوترابیان ، ص 66). پس از سقوط حکومت خودمختار، تبریز بار دیگر، در سیزدهم دی 1325 انتشار یافت .

حسین تبریزی پیش از شروع دورة جدید، درصدد بود روزنامه را در تهران منتشر کند، اما با مخالفت و مذمت دانشجویان مواجه شد، ازینرو پس از ترک تهران ، که مدتی در آنجا ساکن بود، نشر روزنامه را در تبریز از سر گرفت (تبریزی ، «چه فکر می کردم و چه دیدم »، سال 38، ش 3، 16 دی 1325، ص 1). در دورة جدید صاحب امتیاز و مدیر همچنان حسین تبریزی و سردبیر حسین امید بود.

روزنامه تبریز در دورة محمدرضا پهلوی (1320ـ1357ش )ونهضت ملي نفت:

تبریز در دورة محمدرضا پهلوی (1320ـ1357ش ) با سیاستهای حاکم هماهنگ بود، در عین حال در دورة دکتر محمد مصدق ، اقدامات و شیوة سیاسی وی را تحسین و حمایت می کرد («پیروزی دکتر مصدق پیروزی ملت ایران است »، سال 44، ش 6، 9 بهمن 1331، ص 1، 4)، ولی پس از کودتای 28 مرداد 1332 با درج سرمقالة «اطاعت السلطان من الایمان »، محافظه کارانه عزل وی را گردن نهاد (سال 44، ش 39، 11 شهریور 1332، ص 1). در اواخر دهة 1320ش انتشار روزنامه به سبب کمبود و گرانی کاغذ به چهار شماره در هفته کاهش یافت . روزنامة تبریز از آن پس تا پایان فعالیتش همانند سایر جراید، صرفاً خبری بود، البته از خبرهای محلی کاسته شد و بیشتر خبرهای کشور و جهان چاپ گردید. این خبری بودن صرف سبب شد که در گزارش استاندار آذربایجان به فضل اللّه زاهدی ، نخست وزیر، در بارة پیشینة مدیران جراید شهرتبریز، از روزنامة تبریز به عنوان «روزنامة سالم » نام برده شود و قید گردد که در صورت تقویت آن می توان برای تحقق اهداف دولت از آن استفاده کرد           ( اسنادی از مطبوعات ایران ، ص 195).

در دورۀ نهضت ملی نفت(1954)، این روزنامه ضمن هواخواهی از دولت دکتر مصدق (نک‍ ‍: همان، س 44، شم‍ 6، ص 1: «پیروزی دکتر مصدق، پیروزی ملت ایران»)، طرفدار اتحاد شاه و مصدق بود (نک‍ : همان، س 44، شم‍ 14، ص 1: «بگذارید شاه و مصدق در کنار یکدیگر باشند»). با آنکه روز به روز بر گزارشهای ضد انگلیسی روزنامه می‌افزود (نک‍ : سخنرانی مدیر روزنامه در رادیو تبریز، همان، س 44، شم‍ 26، ص 1، 4)، اما با کودتای 28 مرداد 1332 و سقوط دولت مصدق، روزنامۀ تبریز با چرخشی ناگهانی و طرح شعار «اطاعت السلطان من الایمان»، مصدق را «مرد کهن سال سست عنصر» معرفی کرد (همان، س 44، شم‍ 29، ص 1، 4). در شهریور همان سال تیمسار شاه بختی، استاندار و فرمانده نیروهای نظامی آذربایجان، تنگناها و محدودیتهایی برای نشریات آن استان اعمال کرد ( اسنادی از …، 13-14). اسناد نشان می‌دهد که این محدودیتها کار انتشار روزنامۀ تبریز را دشوار ساخت و سرانجام در شهریور 1333، منجر به توقیف آن گردید، اما با تذکر شهربانی تبریز مبنی بر اینکه مدیر روزنامه، حسین تبریزی، از ‌آزادی‌خواهان، و در مقابل فرقۀ دموکرات و دولت مصدق بی‌طرف بوده است، در شهریور 1335، اجازۀ انتشار مجدد روزنامه صادر شد ( اسناد، شم‍ 007001323). به درستی روشن نیست که این روزنامه تا چه زمانی منتشر می‌شد، ولی برزین (ص 125-126)، انتشار آن را تا حدود سال 1347ش/ 1968م می‌داند.


روزنامة تبریز تا نیمه های دهة 1340ش ، تا یکی دو سال پس از مرگ حسین تبریزی (خرداد 1343)، منتشر می شد. حسین تبریزی با بیش از پنجاه سال روزنامه نگاری ، پس از مرگ همانند فردی گمنام به خاک سپرده شد (برزین ، ص 125).
از آخرین شماره های روزنامة تبریز ، تک شماره ای از 1338ش در سازمان اسناد ملی ایران ، شاخة تبریز، نگهداری می شود. دورة تقریباً کاملی از آن (از 1289ش / 1328ق تا 1332ش ) در خانة مطبوعات و کتابخانة ملی تبریز موجود است . چند شمارة آن نیز در سازمان اسناد ملی تبریز نگهداری می شود. در تهران نیز، شماره های سال اول در مؤسسة مطالعات تاریخ معاصر و چند شماره در کتابخانة ملی موجود می باشد.

منابع :

 حسین ابوترابیان ، مطبوعات ایران از شهریور 1320 تا 1326 ، تهران 1366ش ؛ اسنادی از مطبوعات ایران (1340ـ1320 ه . ش ) ، تهیه و تنظیم ادارة کل آرشیو، اسناد و موزة دفتر رئیس جمهور، تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، سازمان چاپ و انتشارات ، 1378ش ؛ اسماعیل امیرخیزی ، قیام آذربایجان و ستارخان ، تبریز 1339ش ؛ مسعود برزین ، شناسنامة مطبوعات ایران از 1215 تا 1357 شمسی ، تهران 1371ش ؛ ادوارد براون ومحمدعلی تربیت ، تاریخ مطبوعات ایران ، تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دورة مشروطیت ، ج 2، ترجمة محمد عباسی ، تهران 1337ش ؛ محمد صدرهاشمی ، تاریخ جراید و مجلات ایران ، اصفهان 1363ـ1364ش ؛ کریم طاهرزادة بهزاد، قیام آذربایجان در انقلاب مشروطیت ایران ، تهران 1334ش ؛ احمد کسروی ، تاریخ مشروطة ایران ، تهران 1363ش ؛ گوئل کهن ، تاریخ سانسور در مطبوعات ایران ، تهران 1362ـ1363ش .

اسناد، سازمان اسناد ملی ایران، شعبۀ تبریز؛ اسنادی از مطبوعات ایران و دولت کودتا، مرکز اسناد ریاست جمهوری، تهران، 1383ش؛ بیات، کاوه و مسعود کوهستانی نژاد، اسناد مطبوعات، تهران، 1372ش؛ تبریز (روزنامه)، تبریز، شماره‌های مختلف؛ روستایی، محسن و غلامرضا سلامی، اسناد مطبوعات ایران، تهران، 1376ش؛  مجیدی، موسى، تاریخچه و تحلیل روزنامه‌های آذربایجان، 1230-1380، تهران، 1382ش.



+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

با قرارداد 25 هزار دلاری

خانم"ارین اندرو" گرانترین مفسر ورزشی جهان شد

مفسر باسابقه ورزشی شبکه های اسپن (ESPEN) و ای بی سی آمریکا (abc)، در قراردادی جدید با یک شبکه آمریکایی برای هر برنامه 25 هزار دلار دریافت می کند تا به عنوان گرانترین مفسر ورزشی جهان شناخته شود.

روزنامه البیان، " اندرو" که سابقه مجری گری در برنامه های مختلف شبکه های تلویزیونی آمریکایی و بین المللی را داشته است، اخیرا با پیشنهادی مواجه شده است که وی را در صدر گرانترین مفسران ورزشی جهان قرار می دهد.

بر این اساس، این مجری مشهور آمریکایی برای حضور خود در هر برنامه این شبکه تلویزیونی 25 هزار دلار دریافت خواهد کرد و علاوه بر آن می تواند در دیگر پروژه های خود در شبکه های اسپن و ای بی سی ادامه فعالیت دهد.

اندرو پس از عقد این قرارداد هنگفت مالی خشنودی خود را از انجام آن ابراز داشت.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

عوامل توسعه نيافتگي مطبوعات

مجيدانتظاري ملكي

مدرس ومحقق ارتباطات

مطبوعات ايران از ديرباز دچار چالش هايي بوده كه موجب شده اكثر محققان رشته ارتباطات در مورد آن  به نحوي از انحاء به بحث بررسي بپردازند .شكي نيست كه هريك از آنها از زواياي مختلف كه بجا وشايسته است اين موضوع را به چالش كشيده اند .اما آنچه كه مهم است بيان آن است .بيان واقعياتي كه ريشه در تاريخ وفرهنگ ما داشته ونمي توان براحتي از آن چشم پوشي كرد.

بديهي است هر‎ ‎نوع‌‏‎ ‎سياستگذاري‌‏‎ ‎در‎ ‎بخش‌‏‎ ‎ارتباطات‌‏‎ ‎و‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎بدون‌‏‎ ‎لحاظ‎ ‎كردن‌‏‎ ‎روندها‎ ‎و‎ ‎گرايش‌هايي‌‏‎ ‎كه‌‏‎ ‎بركميت‌‏‎ ‎و‎ ‎كيفيت‌‏‎ ‎تقاضاي‌‎فرهنگي‌‏‎ ‎مؤثر‎ ‎است‌‎به‌‏‎ ‎مقصود‎ ‎نخواهد‎رسيد‎. ‎در‎ ‎عرصه‌‏‎ ‎داخلي‌،‎ ‎كشورما‎ ‎از‎ ‎يك‌‏‎ ‎سو‎ ‎با‎ ‎رشد‎ ‎سريع‌‏‎ ‎و‎ ‎جواني‌‏‎ ‎جمعيت‌،‎ ‎گسترش‌‏‎ ‎شهرنشيني‌‏‎ ‎و‎ ‎سواد،‎ ‎ارتقاء‎ ‎تحصيلات‌‏‎ ‎عاليه‌،‎ ‎تغييرساخت‌‏‎ ‎و‎ ‎كاركردهاي‌‏‎ ‎خانواده‌‏‎ ‎و‎ ‎مهاجرت‌‏‎ ‎در‎ ‎سطح‌‏‎ ‎داخل‌‏‎ ‎و‎ ‎به‌‏‎ ‎خارج‌‏‎ ‎مواجه‌‏‎ ‎بوده‌‏‎ ‎است‌،‎ ‎ ‎در‎ ‎عرصه‌‏‎ ‎بين‌المللي‌‏‎ ‎نيز‎ ‎تحولاتي‌‏‎ ‎چون‌‏‎ ‎انقلاب‌‏‎ ‎ارتباطات‌،‎ ‎انفجار‎ ‎اطلاعات‌،‎ ‎تجاري‌‏‎ ‎و‎ ‎جهاني‌شدن‌‏‎ ‎فرهنگ‌،‎ ‎اهميت‌‏‎ ‎يافتن‌‏‎ ‎اوقات‌‏‎ ‎فراغت‌‏‎ ‎و‎ ‎افكار‎ ‎عمومي‌،‎ ‎افزايش‌‏‎ ‎روندهاي‌‏‎ ‎گرايش‌‏‎ ‎به‌‏‎ ‎دمكراسي‌،‎ ‎مطرح‌شدن‌‏‎ ‎الگوهاي‌‏‎ ‎توسعه‌‏‎ ‎انساني‌‏‎ ‎و‎ ‎پايدار‎ ‎و‎ ‎بلوك‌بندي‌هاي‌‏‎ ‎جديد‎ ‎را‎ ‎ملاحظه‌‏‎ ‎مي‌كنيم‌‏‎.‎
مجموعه‌‏‎ ‎اين‌‏‎ ‎عوامل‌‏‎ ‎و‎ ‎روندها‎ ‎موجب‌‏‎ ‎پديد‎ ‎آمدن‌‏‎ ‎تغييرات‌‏‎ ‎قابل‌‏‎ ‎ملاحظه‌اي‌‏‎ ‎در‎ ‎صحنه‌ارتباطات‌‏‎ ‎شده‌‏‎ ‎است‌‏‎. ‎افزايش‌‏‎ ‎جمعيت‌‏‎ ‎باسواد‎ ‎و‎ ‎به‌خصوص‌‏‎ ‎جمعيت‌‏‎ ‎برخوردار‎ ‎از‎ ‎تحصيلات‌‏‎ ‎دانشگاهي‌،موجب‌‏‎ ‎افزايش‌‏‎ ‎شديد‎ ‎تقاضا‎ ‎براي‌‏‎ ‎انواع‌‏‎ ‎ابزارهاي ارتباطي‏‎ ‎و‎ ‎نيز‎ ‎شكل‌گيري‌‏‎ ‎سليقه‌ها‎ ‎و«ذائقه»‌هاي‌‏‎ ‎بسيارمتنوع‌‏‎ ‎در‎ ‎اين‌‏‎ ‎حوزه‌‏‎ ‎شده‌‏‎ ‎است‌‏‎. ‎جواني‌‏‎ ‎جمعيت‌‏‎ ‎كشور،‎ ‎به‌طور‎ ‎روز‎ ‎افزون‌‏‎ ‎بر‎ ‎دامنه‌‏‎ ‎اين‌‏‎ ‎تنوع‌‏‎ ‎خواهي‌مي‌افزايد.

‎نقش‌‏‎ ‎و‎ ‎جايگاه‌‏‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎در‎ ‎دستيابي‌‏‎ ‎به‌اهداف‌‏‎ ‎توسعه‌‏‎ ‎سياسي‌‏‎ ‎،‎ ‎اقتصادي‌،‎ ‎فرهنگي‌‏‎ ‎و‎ ‎اجتماعي‌‏‎ ‎است‌‏‎. ‎ ‏‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎نقشي‌‏‎ ‎برابر‎ ‎باساير‎ ‎بخش‌هاي‌‏‎ ‎ارتباطي‌‏‎ ازجمله ‎راديو‎ ‎و‎ ‎تلويزيون‌،‎ ‎خبرگزاريها‎ ‎،‎ ‎مخابرات‌‏‎ ‎و‎... ‎‏ در‏‎ ‎توسعه‌‏‎ ‎ملي‌‏‎ ‎و‎ ‎همه‌‏‎ ‎جانبه‌ دارد ‎و ‏‎ ‎براي‌‏‎ ‎رسيدن‌‏‎ ‎به‌‏‎ ‎توسعه‌‏‎ ‎موزون‌‏‎ ‎و‎ ‎همه‌‏‎ ‎جانبه‌‏‎ ‎بايد‎ ‎داراي‌‏‎ ‎يك‌‏‎ ‎نظام‌‏‎ ‎ارتباطي‌‏‎ ‎دقيق‌ و‏‎ ‎جامعي‌‏‎ ‎بود‎ ‎كه‌‏‎ ‎تمام‌‏‎ ‎اجزاي‌‏‎ ‎آن‌‏‎ ‎‏ هماهنگ‌‏‎ ‎و‎ ‎موزون‌‏‎ ‎‏‌‏‎ ‎باشند‎. ‎بنابراين‌‏‎ ‎ضروري‌‏‎ ‎است‌‏‎ ‎كه‌‏‎ ‎دربخش‌‏‎ ‎ارتباطات‌‏‎ ‎،‎ ‎يك‌‏‎ ‎نظام‌‏‎ ‎ارتباطي‌‏‎ ‎جامع‌‏‎ ‎براي‌‏‎ ‎كشور‎ ‎تهيه‌‏‎ ‎شود‎ ‎تا‎ ‎هر‎ ‎يك‌‏‎ ‎از‎ ‎اجزا‎ ‎با‎ ‎ايفاي‌‏‎ ‎نقش‌‏‎ ‎خود‎ ‎دريك‌‏‎ ‎نظام‌‏‎ ‎ارتباطي‌‏‎ ‎هدفمند‎ ‎راه‌‏‎ ‎را‎ ‎براي‌‏‎ ‎توسعه‌‏‎ ‎موزون‌‏‎ ‎ساير‎ ‎بخش‌ها‎ ‎نيز‎ ‎هموار‎ ‎سازند‎.  ‎به نظر برخي اساتيد ارتباطات ‌مطبوعات‌‏‎ ‎يك‌‏‎ ‎ابزار‎ ‎و‎ ‎اهرم‌‏‎ ‎كمك‌‏‎ ‎كننده‌‏‎ ‎براي‌‏‎ ‎رسيدن‌‏‎ ‎به‌‏‎ ‎توسعه‌‏‎ ‎همه‌‏‎ ‎جانبه‌‏‎ ‎مي‌باشند‎. ‎فقدان‌‏‎ ‎چنين‌رويكردي‌‏‎ ‎در‎ ‎برنامه‌هاي‌‏‎ ‏‎ ‎توسعه‌‏‎ ‎كشور ‎ ‏‎ ‎سبب‌‏‎ ‎شد‎ه است  ‎كه‌‏‎ ‎در‎ ‎بخش‌ارتباطات‌‏‎ ‎توجه‌‏‎ ‎اصلي‎ ‎صرفا روي‌‏‎ ‎مخابرات‌‏‎ ‎معطوف‌‏‎ ‎شود‎. ‎به‌‏‎ ‎عنوان‌‏‎ ‎مثال‌‏‎ ‎در‎ ‎بخش‌‏‎ ‎مخابرات‌‏‎ ‎،‎ ‎استفاده‌‏‎ ‎از ‏پيشرفته‌ترين‌‏‎ ‎فن‌آوريهاي‌ ارتباطي‌‏‎ ‎نظير‎ ‎ارتباطات‌‏‎ ‎ماهواره‌اي‌،‎ ‎تلفن‌‏‎ ‎همراه‌،‎ ‎فيبرنوري‌،‎ ‎شبكه‌هاي‌اطلاع‌رساني‌‏‎ ‎و‎ ‎گسترش‌‏‎ ‎شبكه‌هاي‌‏‎ ‎تلفن‌‏‎ ‎و‎ ‎پست‌‏‎ ‎در‎ ‎سطح‌‏‎ ‎كشور‎ ‎پيش‌بيني‌‏‎ ‎شده‌‏‎ ‎و‎ ‎به‌‏‎ ‎مرحله‌‏‎ ‎اجرا‎ ‎درآمد‎.‎اما‎ ‎در‎ ‎بخش‌‏‎ ‎ديگري‌‏‎ ‎مثل‌‏‎ ‎مطبوعات‌،‎ ‎بهره‌مندي‌‏‎ ‎از‎ ‎پيشرفت‌هاي‌‏‎ ‎تكنولوژيك‌‏‎ ‎ناديده گرفته شده است .

بنابراين اقتضا مي كند‎ ‎براي‌‏‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎نقشي‌‏‎ ‎برابر‎ ‎با‎ ‎ديگر‎ ‎بخش‌هاي‌‏‎ ‎ارتباطات‌‏‎ ‎در‎ ‎نظر‎ ‎گرفته ‌شود،‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎اولا‎ ‎مي‌توانند‎ ‎به‌‏‎ ‎توسعه‌‏‎ ‎خودشان‌‏‎ ‎كمك‌‏‎ ‎كنند‎ ‎و‎ ‎ثانيا در‎ ‎رسيدن‌‏‎ ‎به‌‏‎ ‎اهداف‌‏‎ ‎توسعه‌‏‎ ‎همه‌‏‎ ‎جانبه‌كشور‎ ‎نقش‌‏‎ ‎مهمي‌‏‎ ‎ايفاء‎ ‎مي‏كنند.‏اگر‎نقش مطبوعات  ‎به‌عنوان‌‏‎ ‎اصول‌‏‎ ‎انكارناپذير‎ ‎در‎ ‎بحث‌‏‎ ‎توسعه‌همه‌‏‎ ‎جانبه‌‏‎ ‎پذيرفته‌‏‎ ‎شود،‎ ‏‎ ‎مي‌توانند‎ ‎به‌عنوان‌‏‎ ‎موتور‎ ‎محركه‌‏‎ ‎توسعه‌‏‎ ‎ايفاي‌‏‎ ‎نقش‌‏‎ ‎كنند‎ ‎و‎ ‎حتي‌زمينه‌ساز‎ ‎توسعه‌‏‎ ‎همه‌جانبه‌‏‎ ‎و‎ ‎موزون‌‏‎ ‎در كشورباشند‎.‎
براي رسيدن به اين مقصود لازم است براي حرفه روزنامه‌نگاري استقلال قائل شد چراكه فلسفه استقلال حرفه‌اي روزنامه‌نگاران، تفاوت طبيعت كار اين گروه با بسياري از حرفه‌هاست. بدون ‏برخورداري از آزادي، استقلال عمل،‌عدم وابستگي و تبعيت از هر منبع قدرت، تعهد و مسؤوليت اجتماعي و وجداني،‌ ‏صلاحيت، مهارت و تخصص و نيز بدون برخورداري از منزلت و احترام اجتماعي و بدون تضمين شرايطي كه فعاليت ‏مسؤولانه مطبوعات را ممكن و تسهيل كند، انجام وظايف حرفه‌اي يعني پاسداري از حقوق فردي و اجتماعي مردم و ‏حفظ منافع ملي كشور امكان‌پذير نيست.بطور خلاصه عواملي كه موجب شده مطبوعات دچار توسعه يافتگي نشوند به شرح زير است:

الف-‏ حمايت هاي دولتي‌‏
ـ‎ اعمال سليقه در توزيع يارانه ها
-اعمال سليقه در توزيع آگهي هاي دولتي
-كافي نبودن يارانه هاي دولتي در برابر هزينه ها‎
ـ‎ ‎ظهور‎ ‎تقاضاي‌‏‎ ‎مصنوعي‌‏‎ ‎براي‌‏‎ ‎دريافت‌‏‎ ‎مجوز‎ ‎انتشار‎ ‎نشريه‌‏‎ ‎به‌‏‎ ‎منظور‎ ‎بهره‌مند‎ ‎شدن‌‏‎ ‎از‎ ‎يارانه‌ها‎ ‎
ب-فقدان‌‏ نظام‌‏ مطبوعاتي‌‏ مطلوب‌‏
ـ‎ ‎درگيري‌‏‎ ‎ذهني‌‏‎ ‎دائمي‌‏‎ ‎مديران‌‏‎ ‎در‎ ‎مشاجرات‌‏‎ ‎سياسي‌‏‎ ‎و‎ ‎جدل‌هاي‌‏‎ ‎مطبوعاتي‌‏‎ ‎
ـ‎ ‎روشن‌‏‎ ‎نبودن‌‏‎ ‎ضوابط‎ ‎كار‎ ‎مطبوعاتي‌‏‎ ‎
ـ‎ ‎عدم‌‏‎ ‎امكان‌‏‎ ‎برنامه‌ريزي‌‏‎ ‎بلند‎ ‎مدت‌‏‎ ‎توسط‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎
ج- رشد ناكافي‌‏ نهادهاي‌‏ صنفي‌‏
ـ‎ ‎مشخص‌‏‎ ‎نبودن‌‏‎ ‎ضوابط‎ ‎اخلاق‌‏‎ ‎حرفه‌اي‌‏‎ ‎و‎ ‎فقدان‌‏‎ ‎نظامنامه‌‏‎ ‎اخلاق‌‏‎ ‎مطبوعاتي‌‏‎ ‎
ـ‎ ‎نبودن‌‏‎ ‎سازمان‌هاي‌‏‎ ‎متشكل‌‏‎ ‎مدافع‌‏‎ ‎حقوق‌‏‎ ‎روزنامه‌نگاران‌‏‎ ‎
د- اخلاق حرفه اي روزنامه نگاري
ـ‎ ‎كوتاه‌‏‎ ‎شدن‌‏‎ ‎افق‌‏‎ ‎زماني‌‏‎ ‎مديران‌‏‎ ‎و‎ ‎برنامه‌ريزان‌‏‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎
ـ‎ ‎عدم‌‏‎ ‎شكل‌گيري‌‏‎ ‎هويت‌‏‎ ‎صنفي‌‏‎ ‎واحد‎ ‎در‎ ‎ميان‌‏‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎
ـ‎ ‎بروز‎ ‎جنجال‌هاي‌‏‎ ‎و‎ ‎مشاجرات‌‏‎ ‎دائمي‌‏‎ ‎بين‌‏‎ ‎مطبوعات‌‏


ه- مسائل زيرساختي ‏
ـ توسعه‌‏‎ ‎نيافتگي‌‏‎ ‎امكانات‌‏‎ ‎سرمايه‌اي‌‏‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎
ـ‎ ‎عدم‌‏‎ ‎توجه‌‏‎ ‎به‌‏‎ ‎آموزش‌‏‎ ‎نيروي‌‏‎ ‎انساني‌‏‎ ‎متخصص‌‏‎ ‎
ـ‎ ‎پايين‌‏‎ ‎بودن‌‏‎ ‎محتواي‌‏‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎از‎ ‎منظر‎ ‎حرفه‌اي‌‏‎ ‎
ـ‎ ‎عدم‌‏‎ ‎توانايي‌‏‎ ‎رقابت‌‏‎ ‎روزنامه‌نگاران‌‏‎ ‎ايراني‌‏‎ ‎در‎ ‎عرصه‌‏‎ ‎خبري‌‏‎ ‎بين‌المللي‌‏‎ ‎
‏و- شكاف‌‏ محتوا و جامعه‌‏
ـ‎ ‎گرايش‌‏‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎به‌‏‎ ‎موضوعات‌‏‎ ‎جنجالي‌‏‎ ‎براي‌‏‎ ‎كسب‌‏‎ ‎تيراژ‎ ‎
ـ‎ ‎مشخص‌‏‎ ‎نشدن‌‏‎ ‎مخاطبان‌‏‎ ‎خاص‌‏‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎و‎ ‎نشريات‌‏‎

-عدم توجه به محتواي مطالب براساس اصول فني روزنامه نگاري

-گرايش به آگهي ورپرتاژ ‎
ز- در حوزه‌‏ زيربنايي‌‏
ـ‎ ‎عدم‌‏‎ ‎امكان‌‏‎ ‎دسترسي‌‏‎ ‎به‌‏‎ ‎موقع‌‏‎ ‎و‎ ‎آسان‌‏‎ ‎شهروندان‌‏‎ ‎به‌‏‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎
ـ‎ ‎عدم‌‏‎ ‎انتشار‎ ‎به‌‏‎ ‎موقوع‌‏‎ ‎برخي‌‏‎ ‎از‎ ‎نشريات‌‏‎ ‎
ـ‎ ‎اتلاف‌‏‎ ‎منابع همچون كاغذ‎ ‎،‎ ‎چاپ‌،‎ ‎نيروي‌‏‎ ‎انساني‌

ـ‎ ‎فشار‎ ‎بيش‌‏‎ ‎از‎ ‎حد‎ ‎بر‎ ‎چاپخانه‌هاي‌‏‎ ‎موجود‎ ‎و‎ ‎استهلاك‌‏‎ ‎بالا‎ ‎و‎ ‎پرهزينه‌‏‎ ‎بودن‌‏‎ ‎نگهداري‌‏‎ ‎ماشين‌‏‎ ‎آلات‌چاپ‌‏‎ ‎
ـ‎ ‎محدوديت‌‏‎ ‎رقابت‌‏‎ ‎در‎ ‎عرضه‌‏‎ ‎خدمات‌‏‎ ‎چاپ‌‏‎ ‎و‎ ‎ليتوگرافي‌‏‎ ‎
ـ‎ ‎وابستگي‌‏‎ ‎ارزي‌‏‎ ‎براي‌‏‎ ‎واردات‌‏‎ ‎كاغذ‎ ‎مخصوص‌‏‎ ‎چاپ‌‏‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎
ـ‎ ‎شكل‌‏‎ ‎نگرفتن‌‏‎ ‎نظام‌‏‎ ‎اشتراك‌‏‎  يا‎آبونمان  ‎مطبوعات‌‏‎ ‎
ـ‎ ‎وابستگي‌‏‎ ‎به‌‏‎ ‎منابع‏‎ ‎توليد‎ ‎خبر‎ ‎‏(خبرگزاري‌ها)‏‎ ‎و‎ ‎يكنواختي‌‏‎ ‎اخبارسياسي‌‏‎ ‎و‎ ‎اقتصادي‌‏‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎
ـ‎ ‎گرايش‌‏‎ ‎به‌‏‎ ‎اخبار‎ ‎حادثه‌اي‌،‎ ‎جنجالي‌‏‎ ‎و‎ ‎اخبار‎ ‎مربوط‎ ‎به‌‏‎ ‎چهره‌هاي‌‏‎ ‎ورزشي‌،‎ ‎شايعات‌‏‎ ‎و‎ ... ‎

 ‏ح- ضعف‌‏ نظام‌‏ آموزشي‌‏
ـ‎ ‎عدم‌‏‎ ‎اشتغال‌‏‎ ‎فارغ‌التحصيلان‌‏‎ ‎روزنامه‌نگاري‌‏‎ ‎و‎ ‎ارتباطات‌‏‎ ‎در‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎
ـ‎ ‎ناآشنايي‌‏‎ ‎با‎ ‎تحولات‌‏‎ ‎روز‎ ‎حوزه‌‏‎ ‎ارتباطات‌‏‎ ‎و‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎
ـ‎ ‎فقدان‌‏‎ ‎متون‌‏‎ ‎آموزشي‌‏‎ ‎مناسب‌‏‎ ‎و‎ ‎روزآمد‎ ‎در‎ ‎حوزه‌‏‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎
ـ‎ ‎سرمايه‌گذاري‌‏‎ ‎ناكافي‌‏‎ ‎در‎ ‎حوزه‌‏‎ ‎انتشار‎ ‎منابع‌‏‎ ‎مربوط‎ ‎به‌‏‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎

 



ط- ناكافي بودن دستمزدها
ـ‎ ‎پايين‌‏‎ ‎بودن‌‏‎ ‎سطح‌‏‎ ‎دستمزدها‎ ‎و‎ ‎عدم‌‏‎ ‎امكان‌‏‎ ‎جذب‌‏‎ ‎نيروي‌‏‎ ‎متخصص‌‏
ـ‎ ‎كارآيي‌‏‎ ‎پايين‌‏‎ ‎پرسنل‌‏‎بخاطر توجه بيشتربه جذب آگهي ‎
ي- پيچيدگي نظام مجوزانتشار
ـ‎ ‎متراكم‌‏‎ ‎شدن‌‏‎ ‎تقاضاهاي‌‏‎ ‎پاسخ‌‏‎ ‎داده‌‏‎ ‎نشده‌‏‎ ‎براي‌‏‎ ‎اعطاي‌‏‎ ‎مجوز‎ ‎انتشار‎ ‎
ـ‎ ‎مشخص‌‏‎ ‎نبودن‌‏‎ ‎ضوابط‎ ‎عيني‌‏‎ ‎صلاحيت‌‏‎ ‎يا‎ ‎عدم‌‏‎ ‎صلاحيت‌‏‎ ‎داوطلبان‌‏‎ ‎دريافت‌‏‎ ‎مجوز‎ ‎انتشار‎ ‎نشريه‌‏

ك-ضعف نظام حقوقي

- امنيت شغلي خبرنگاران

-عدم شفافيت كافي در قوانين مطبوعاتي

-وجود راههاي كافي قانوني براي محكوميت مطبوعاتي 
علي ايحال ‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎در‎ ‎شرايط‎ ‎فعلي‌‏‎ ‎در‎ ‎يك‌‏‎ ‎حالت‌‏‎ ‎برزخ‌‏‎ ‎گونه‌‏‎ ‎انتشار‎ ‎مي‌يابند‎. ‎اما‎ ‎باز‎ ‎هم‌‏‎ ‎دير‎ ‎نيست‌‏‎. ‎آنچه‌امروز‎ ‎مهم‌‏‎ ‎است‌‏‎ ‎و‎ ‎مي‌توان‌‏‎ ‎به‌‏‎ ‎آن‌‏‎ ‎پرداخت‌، ‏‏«مشخص‌‏‎ ‎شدن‌‏‎ ‎صورت‌‏‎ ‎مسأله‌»‏‎ ‎و‎ ‎پي‌بردن‌‏‎ ‎به‌‏‎ ‎اولويت‌ها‎ ‎درمسأله‌‏‎ ‎شناسي‌‏‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎ايران‌‏‎ ‎است‌‏‎. ‎گام‌‏‎ ‎بعد‎ ‎مي‌تواند‎ ‎نزديك‌‏‎ ‎ساختن‌‏‎ ‎ديدگاه‌هاي‌‏‎ ‎متضاد‎ ‎موجود‎ ‎براي‌هموار‎ ‎ساختن‌‏‎ ‎راه‌‏‎ ‎توسعه‌‏‎ ‎مطبوعات‌‏‎ ‎براي‌‏‎ ‎دستيابي‌‏‎ ‎به‌‏‎ ‎توسعه‌اي‌‏‎ ‎همه‌جانبه‌‏‎ ‎در‎ ‎كشور‎ ‎است‌‏‎. ‎
‎در‎ ‎شرايط‎ ‎كنوني‌‏‎ ‎ نظام‌‏‎ ‎ارتباطي‌‏‎ ‎و‎ ‎مطبوعاتي‌‏‎ ‎ما در حال تهديد هستند كه بايد در جهت رفع اين تهديدات تدابيرهمه جانبه اي را انديشيد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

 نگاهي به تاريخچه مطبوعات  ايران از محمد علی شاه تا سقوط رضاشاه

مخالفت شديد محمدعليشاه با اساس مشروطيت و آزاديخواهان نهايتا منتهي به كودتاي وي و به توپ بستن مجلس شوراي ملي در 23 جمادي الاولي 1326 هـ. ق شد. نامبرده به دستياري درباريان و ديگر مخالفان مشروطه رسما علم مخالفت با مشروطه را بر افراشت و علي رغم قسمي كه در پاسداشت آن ياد كرده بود بنيان مشروطيت را بر هم زد. ‌
حوادث مذكور تاثير بسزايي در وضع جرايد ايران داشت به طوري كه پس از جريان بمباران مجلس تمتم مديران جرايد كه مدافع مشروطيت و مخالف استبداد بودند يا كشته شدند يا از نفي بلد شده تبعيد گشتند. در نتيجه استبداد صغير بر كشور سايه افكنده و ركن چهارم مشروطيت تعطيل گرديد. ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل و نيز مدير روزنامه روح القدس از جمله فدائيان و مقتولين اين حوادث بودند. آنهايي هم كه توانستند از اين مهلكه جان سالم به در برند از قبيل سيد محمد رضا مساوات مدير روزنامه مساوات و علي اكبر دهخدا نويسنده روزنامه صور اسرافيل كه بعدا روزنامه اي به همين نام در سوئيس تاسيس كرد و همچنين مدير روزنامه مظفري و مدير الملك مدير روزنامه صبح صادق و جمع زياد ديگري آواره و حيران و سرگردان د رممالك بيگانه از جمله اروپا، هند و مصر به سر مي‌بردند. تا اينكه قهرمانان ملي بار ديگر به پا خواسته تهران را فتح كردند، بنيان استبداد را برچيده و مشروطيت را احياء نمودند. بنابراين محمد عليشاه تاج و تخت را رها كرده به روسيه پناه برد و آزاديخواهان و مديران و اصحاب مطبوعات به موطن خويش بازگشتند.
با جانشيني احمد شاه و بازگشت ارباب و اصحاب مطبوعات به كشور و شروع مجدد كار، بازار جرايد رونقي دوباره يافت. اين بار جرايد با كار مفيدتر، قطع بزرگتر و هريك با سبك مخصوص و با مسلكي خاص شروع به انتشار نمودند. احزاب، انجمنها و جريانات مختلف سياسي هر كدام روزنامه اي به عنوان ارگان خود به راه انداخته و افكار و عقايد خود را از آن طريق رواج مي دادند؛ دموكراتها روزنامه “ايران نو” را تاسيس كردند جمعيت اعتداليون جريده “شوري” را برقرار نمودن و حزب اتفاق و ترقي روزنامه ميانه رو استقلال ايران را به معرض انتشار گذاشتند. ‌ پس از انحلال دوره دوم مجلس باز هم يك دوره خمودي و فترت بر بازار جرايد سايه افكند. و براي مدتي فعاليت جرايد تقريبا متوقف ماند تا اينكه دوره سوم مجلس افتتاح شد. ‌
دوران پس از انحلال مجلس سوم تا تشكيل مجلس چهارم كه در ادبيات سياسي و تاريخي كشور از آن به دوره فترت تعبير مي‌شود برهه حساسي در تاريخ مطبوعات كشور به شمار مي رود. اين دوران كه از سال 1330 تا 1340 ه. ق يعني قريب به ده سال به طول انجاميد دوره اي است كه تحولات عظيمي در وضعيت جرايد كشور به وقوع پيوست. تحولاتي كه مي‌توان آن را بلوغ جرايد فارسي ناميد. دوره فترت با تمام اعمال نظرها و غرض ورزيها كه برخي جرايد را تا سر حد تبديل شدن به كاغذ پاره اي تنزل مي داد از لحاظ دخالت و تاثير مطبوعات در اداره امور كشور از مهمترين ادوار تاريخ مطبوعات در ايران است. ‌
با در نظر گرفتن اينكه در دوران مذكور شالوده سياسي كشور از هم پاشيده شده و عملا در كشور نه دولتي قوي و متمركز وجود داشت و نه مجلس و قوه مقننه اي كه به تنظيم و اداره امور كشور بپردازد و لحاظ مسئله حضور بيگانگان در كشور اهميت و نقش ويژه مطبوعات محرزتر مي گردد. به همين علت است كه در دوره فترت جرايد مهم و تاثير گذار متعددي در تهران و ساير نقاط كشور تاسيس و منتشر شد. جرايد مهم اين دوره عبارت بودند از: ستاره ايران، رعد، برق، عصر جديد، كوكب ايران، نوبهار، ايران، شفق سرخ، ايران آزاد، وطن، عصر انقلاب، گلشن، حلاج، صداي طهران، زبان آزاد، صداي ايران، ميهن، بهارستان، حيات جاويد، كار، حقيقت، مرد آزاد، قانون، رهنما، شمس، بدر، جنت، توفيق، نسيم شمال و... ‌
در اين دوره حوادث جنگ جهاني اول و اخبار مربوط به رخدادهاي حاصل از آن چه در داخل كشور چه در خارج همچنين اخبار تاسف بار مربوط به جنگ موضوعات تازه اي براي درج در مطبوعات پديد آورد و روزنامه‌هاي ورق بزرگ هر كدام سه صفحه خود را به درج اخبار جنگ جهاني اختصاص مي دادند. و حتي بعضي از اين جرايد مانند عصر جديد اغلب سرمقاله هاي خود را در مورد بحث درباره حوادث خارجي و اوضاع جنگ به رشته تحرير در مي آوردند. ‌
نفوذ و اهميت جرايد در دوران فترت باعث شد كه چندين بار دولت به تعطيلي و توقيف روزنامه ها اقدام نمايد. بارها دولتهاي وقت تمام يا عده اي از روزنامه هاي پايتخت را بستند. از جمله در دولت مستوفي الممالك در اسفند 1296 كليه جراي سياسي توقيف شد. و فقط جريده نيمه رسمي و دولتي “ايران” به مديريت سيد حسين اردبيلي منتشر مي‌شد.
كودتاي 1299 و روي كار آمدن رضاخان آغاز دوراني سخت براي اصحاب مطبوعات بود. پس از كودتا و با تشكيل كابينه از سوي سيد ضياء الدين طباطبايي، سيد ضياء كه خود از روزنامه نگاران معروف به شمار مي آمد و به اهميت و نقش جرايد در سياست وقوف كامل داشت تعداد زيادي از جرايد مهم پايتخت از جمله گلشن، حلاج و ستاره ايران را توقيف كرد. ‌
سختگيري بر مطبوعات با پايان حكومت سيد ضيا پايان نيافت بلكه پايان زمامداري كوتاه وي آغاز قدرت گيري رضاخان و سر آغاز آزار و اذيت و سختگيريهاي بيشتر براي ارباب و اصحاب مطبوعات بود. رضاخان كه تاب تحمل انتقادها و نيش و كنايه هاي روزنامه نگاران را نداشت بر منتقدين و مخالفين بسيار سخت گرفته و از سوي ديگر موافقين را مورد حمايت قرار مي‌داد. از بدترين برخوردهاي رضاخان با روزنامه نگاران مخالف كتك زدن صبا و قتل عشقي دو تن از روزنامه نگاران وطن پرست و پرشور ايران بود. ‌
ميرزاده عشقي مدير روزنامه قرن بيستم از نويسندگان، شعرا و جوانان پر شوري بود كه با سرودن اشعار انتقادي و نوك تيز قلم انتقاد خود از اوضاع سياسي كشور قلدريهاي رضاخان و علي الخصوص از جمهوريخواهي ادعايي رضاخان به شدت انتقاد مي كرد. رضاخان و طرفدارنش كه به هيچ وجه تاب تحمل اين رفتارها را نداشتند موجبات قتل اين شاعر انقلابي را فراهم كردند. ‌قتل عشقي راه ديكتاتوري رضاخان را هموار ساخت و آزادي را از مطبوعات گرفت. هر چند پس از واقعه قتل عشقي عده اي از روزنامه نگاران در مجلس تحصن نموده و به اين اقدام اعتراض كردند اما اين مقاومت ها ديري نپاييد و سرانجام زور و قلدري غالب شد و در اندك مدتي جرايد يكي پس از ديگري در محاق تعطيلي فرو رفتند. ‌
رضا شاه در آذر 1304 با انحلال قاجاريه رسما تمامي امور كشور را به دست گرفت. و چون قبلا تمام مقدمات كار را به نحو اكمل آماده ساخته بود وتمامي مخالفين را از سر راه برداشته و رعب و وحشت را در دل همگان انداخته بود از اين جهت جرايد و مطبوعات نيز بخصوص با پيش آمد قتل عشقي همه فكر كار خود را كرده و كاملا مراقب وضع خود بودند. با اينكه تغيير سلطنت و انتقال آن از دودمان قاجاريه به فردي بي ريشه و يك نظامي گمنام امري غير متعارف و خلاف عرف و قانون به شمار مي آمد با اين وجود رويكرد جرايد به آن چندان غير عادي نبود بلكه اكثرشان آن را عنوان امري متعارف نشان دادند و اغلب با آن همصدا گشتند. ‌
دوران حكومت 16 ساله رضاخان از سخت ترين و تارك ترين دوران مطبوعات در كشور به شمار مي رود. در اين دوره شهرباني كاملا در مندرجات جرايد نظارت مي كرد و مديران مطبوعات حق نشر هيچ گونه مطلبي را بدون اجازه شهرباني نداشتند. دخالت شهرباني نه فقط نسبت به مقالات سياسي و اخبار داخلي و خارجي جرايد بود، بلكه اعلاميه هاي روزنامه ها نيز قبل از انتشار به نظر شهرباني مي‌رسيد. ‌
در اين دوره كوچكترين مطلبي خلا‌ف نظر دولت درباره مديران جرايد براي حبس و تبعيد مديران جرايد كافي بود وچه بسا مدير روزنامه كه به علت درج كوچك مدتها در سياه چال زندان قصر به سر مي‌بردند. تنها روزنامه هايي مي‌توانستند به انتشار خود ادامه دهند كه اولا بر خلاف نظر دولت و شخص شاه كوچكترين چيزي در روزنامه خود ننويسند و ثانيا در رفتار و اعمال خود كمال احتياط و مواظبت را نموده مبادا كه شهرباني نسبت به آنان بد بين گردد. روزنامه هاي اطلاعات و ايران از روزنامه هايي بودند كه توانستند با سياست مدبرانه خود در طول سلطنت رضاشاه به انتشار خود ادامه دهند و حتي مديران آنها از مزاياي نزديكي به دستگاه دولتي برخوردار شوند. ‌
رفتار دولت و شهرباني نسبت به بعضي از مديران جرايد به اندازه اي خشن و سخت بود كه عاقبت پس از تحمل رنجهاي فراوان در زندان جان داده و مدتها كسي حق بردن نام آنها را نيز نداشت. من جمله از اين مديران فرخي يزدي مدير روزنامه توفان است. وي اصالتا‌ از مردم يزد و شاعري خوش قريحه و نويسنده اي توانا بود. به مناسبت افكار آزاديخواهانه خود مدتها در زندان رضاشاه به وضع بدي به سر مي برد و عاقبت هم با تزريق آمپول هوا در زندان جان داد و بودن آنكه شهرباني بگذارد كسي از مرگ او اطلاع حاصل كند وي را به خاك سپردند.
سرگذشت فرخي نمونه كوچكي است از طرز رفتار شهرباني و اداره سياسي با مديران جرايد. رفتار اين ادارات بخصوص از سالهاي 1316 به بعد كه گروه كمونيستي در ايران كشف شد به مراتب سخت‌تر گشت و مندرجات جرايد منحصرا عبارت بود از دستورات متوالي و پي در پي شاه و اخبار و سخنرانيها كه به منظور تقويت سلطنت ايراد مي شد و همچنين مسافرتهاي شاه به اطراف كشور و مطالبي از اين قبيل بود. تا اين كه در شهريور 1320 ديكتاتور از كشور اخراج شد و جاي خود را به وليعهدش محمد رضا سپرد. ‌
شروع سلطنت محمد رضاشاه آغاز دوران تازه اي براي مطبوعات كشور بود با سقوط رضاشاه و باز شدن دربهاي آهنين زندانها و متعاقب آن آزادي زندانيان سياسي كه سالها در حبس ديكتاتور به سر برده بودند سيلي از مديران جرايد نيز كه به جرمهاي سياسي در حبس به سر مي بردند آزاد شدند. با آزادي زندانيان سياسي و مديران دربند مطبوعات كه همزمان با آزادي نسبي فضاي سياسي كشور پس از سقوط رضا شاه بود جرايد بار ديگر پا به عرصه انتشار نهادند. و هر روز در تهران و شهرستانها يك يا چند روزنامه تاسيس و منتشر مي شد. ‌
اوايل دهه 1320 دوراني بود كه كشور بعد از يك دوره خفقان سياسي و دوران ديكتاتوري و قبل از آنكه محمدرضاشاه بتواند به كمك حاميان خارجي خود ديكتاتوري نويني را تاسيس كند فضاي نسبتا آزادي را تجربه مي‌كرد. در اين دوره ابتدا اكثر صفحات و اوراق جرايد به انتقاد از دوره گذشته و اعمال خلاف قانون رضاشاه اختصاص مي يافت و جرايد به شدت از شاه سابق و دستگاه پليسي او انتقاد مي كردند. به خصوص با محاكمه سر پاس مختاري رئيس كل شهرباني دولت رضا شاه و جمعي از همدستان و همكاران او اين روند شديدتر شد. ‌
در اين دوره علاوه بر انتشار جرايدي كه در گذشته منتشر مي شد و در دوره رضا شاه توقيف و يا مديران آنها از انتشار صرف نظر كرده بودند (روزنامه هايي از قبيل نجات ايران، اميد، اقدام و...) روزنامه هاي بسياري نيز تازه تاسيس و انتشار مي يافت و هر روز به تعداد آنها افزوده مي شد. تا اينكه حادثه 17 آذر در دولت قوام پيش آمد و نامبرده دستور توقيف تمام جرايد را صادر كرد و فقط يك روزنامه رسمي دولتي به نام “اخبار روز” منتشر مي شد و مدتي تنها روزنامه پايتخت همين روزنامه اخبار روز بود تا اينكه قانون مطبوعات از تصويب مجلس گذشت و مجددا روزنامه هاي واجد شرايط اجازه انتشار يافتند. ‌
از شهريور 1320 به بعد به علت برقراري حكومت نظامي در كشور غالبا جرايد به وسيله حكومت نظامي توقيف و مدتي از انتشار آنها جلو گيري مي شد. با اشاره دولتها حكومت نظامي مي توانست براي هر مدت و هر اندازه كه لازم بداند از انتشار هر روزنامه اي جلوگيري كند. براي نشر و دريافت امتياز از شوراي عالي فرهنگ شرايط و مقررات مشكلي به صورت تصويب‌نامه از هيئت وزيران گذشت كه عده محدود و معيني مي توانستند از آن برخوردار شوند. من جمله اينكه سردبير روزنامه حتما بايد داراي درجه ليسانس يا بالاتر باشد و نيز صاحب امتياز بايد براي انتشار روزنامه مبلغ پنج هزار تومان و براي نشر مجله يكهزار و پانصدتومان تضمين بانكي براي مدت يكسال بپردازد. ‌

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

آذربایجاندا چاپ اولونان قزئت لرین سیاهیسی

نشرینی دایاندیرمیش قزئت لر

حاضیردا نشر اولونان قزئت لر

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

Azərbaycan mətbuatının təşəkkül dövrü

تاريخچه  تشكيل مطبوعات در جمهوري آذربايجان

Çar hökumətinin oktyabr bəyannaməsindən sonra ölkənin hər tərəfinə yayılan mətbuat, buluddan sivrilib çıxan ulduzlar kimi parlamağa başlamışdı. O dövrdə Azərbaycan ziyalıları arasında siyasi-ictimai fikrin istiqamətini, məslək mübarizələrini müəyyən etmək, bunların nə qədər ziddiyyətli, mürəkkəb şəraitdə getdiyini bilmək üçün 1917-ci ilə qədər çıxan, qapanan və yenidən çıxan, adını, ünvanını, hətta yolunu dəyişən müxtəlif qəzet və məcmuələri gözdən keçirmək kifayətdir. Bakıda "Kaspi" mətbəəsindən əlavə Tiflisdə və Gəncədə kiçik mətbəələr yaranmışdı. Xüsusilə Orucov qardaşlarının bu sahədəki fəaliyyəti nəticəsində mətbəələr genişlənir, istər qəzet, məcmuə və istərsə kitab nəşri üçün böyük imkan yaranırdı. Şuşa, Naxçıvan kimi şəhərlərdə də zəif, məhdud imkanla olsa da, çapxana binası qoyulurdu.

Məmmədağa Şaxtaxtlının Tiflisdə çıxardığı "Şərqi-Rus" (1903-1905) qəzeti o zaman məşhur yeganə Azərbaycan qəzeti idi. Bu qəzetdə Cəlil Məmmədquluzadə, Mirzə Ələkbər Sabir, Əli Nəzmi, Məmməd Səid Ordubadi, Abdulla Sur, Həsən bəy Zərdabi kimi məşhur ədib və şairlər iştirak edirdilər. Qəzet maarif, mədəniyyət əlifba və dil islahatı məsələlərinə böyük əhəmiyyət verirdi.

Azərbaycan dilində ilk fəhlə qəzetlərindən biri kimi nəşr olunan "Təkamül" (1906) birinci nömrəsində öz məsləkini belə xülasə edirdi: "Bizim xidmət etdiyimiz, yolunda can qoyub, onun hər bir mənafe və hüququnun qaraulunda durduğumuz işçilər həmən füqarayi-kasibədir. Biz hər bir surət və şəkildə, zülm, cəbr və zorun əleyhinə iş görəcəyiz. Biz insaniyyətin və hər millətin qismi-əzəmi olan fəqirlər və məzlumlar tərəfindəyiz. Onların mənafe və hüquqlarının xidmətçisi və gözətçisiyiz.

Bir millətin, bir qurumun, bir sinfın, bir heyətin və yaxud bir şəxsin üstünə edilən ədalətsizlikləri, təəddi və təcavüzləri biz həmişə qaytarmağa çalışacağız, özü də cəmi insanları bir nəzərdə tutub ümum insaniyyət naminə olaraq zülmün hər bir tərzvə qismdə olsada, büruz və zühuruna sədd çəkəcəyiz..." [1]

"Təkamül" ilk nömrəsini Məhəmməd Hadinin "El fəryadı" adlı azadpərəst şeiri ilə başlayır. Şair millətin səadətini hürriyyətdə görür.

"Təkamül" uzun müddət davam edə bilmədi. 1907-ci ildə onun əvəzinə "Yoldaş" nəşr olundu, o da tez bağlandı. Bu dövrdə müxtəlif dünyagörüşləri təmsil edən qəzet və jurnallar nəşr olunur, sürətlə bir-birini əvəz edirdilər ki, bunlardan "Molla Nəsrəddin", "Dəvət-Qoç", "Bakinski raboçi", "Dəbistan", "Hilal", "Tərəqqi", "Tuti", "Kəlniyyət", "Babayi Əmir" və s. göstərmək olar.

Qəzetlər arasında az-çox ardıcıl demokratik xərti Haşım bəy Vəzirovun nəşr etdirdiyi "Tazə həyat" (1907-1908), "İttifaq" (1908-1909), "Səda" (1909-1911), "Sədayi-vətən" (1911-1912), "Sədayi-həqq", "Sədayi-Qafqaz"da (1915-1916) görmək olar.

Haşım bəy məşhur məzhəkə jurnalı olan "Məzəli"nin də mühərriri idi. Bu jurnal "Molla Nəsrəddin"dən sonra mətbuat tarixində ən görkəmli məzhəkə jurnalıdır. Burada günün siyasi həyatı kəskin bir qələm ilə əks olunur.

"Məzəli" yalnız ümumi məsələlərdən yox, ölkənin daxili vəziyyətindən, şəhər həyatından da bəhs edirdi. Burada köhnə pərəstlər, avamlar, maarif və mədəniyyət düşmənləri, rüşvətxorlar, yalançı ruhanilər şiddətlə tənqid olunurdular. "Məzəli"də Əli Nəzmi, Məmməd Səid Ordubadi, Əliağa Vahid, Cənnəti və s. qüvvətli qələm sahibləri iştirak edirdilər.

"Dəbistan" (1906-1907), "Rəhbər" (1906), "Məktəb" (1911-1918) isə tərbiyə və məktəb məsələlərindən bəhs edən pedaqoji məcmuələr idi. Burada sadə dildə şeirlər, hekayələr, nağıllar, məsəllər çap olunurdu. Süleyman Sani Axundovun "Qorxulu nağıllar"ı, bir sıra müəlliflərin (Abdulla Şaiq, M.A.Əliyev, Ə.M.Mustafayev və b.) yazdığı "Gülməli nağıllar" bu nəşrlərin ən faydalı yazılarındandır.

Vaxtilə ancaq Tiflisdə olduqca məhdud miqdar və tirajla Azərbaycan dilində kitabçalar buraxılırdısa, indi Bakıda mükəmməl və güclü Azərbaycan mətbəələri düzəlmişdi. Tarixə, ədəbiyyata, coğrafiyaya, hifzi-səhiyyəyə və elmin başqa sahələrinə aid kitabçalar buraxılırdı. Rus ədəbiyyatından (Aleksandr Sergeyeviç Puşkin, Lev Nikolayeviç Tolstoy, Maksim Qorki) tərcümələr olunurdu.

Gözüaçıq, mütəşəbbüs ədiblər, mühərrirlər əldə olan maddi və mənəvi imkanlardan geniş istifadə edir, ədəbiyyatımızın əsas əsərlərini nəşrə çalışırdılar

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

Azərbaycanda çap olunan qəzetlərin siyahısı

Nəşrini dayandırmış qəzetlər

Hazırda nəşr olunan qəzetlər

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت توسط مجیدانتظاری ملکی |

مطالب قدیمی‌تر